پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته مهندسی صنایع گرایش صنایع- صنایع
اسفند 90
چکیده
امروزه با توجه به پیشرفت در تکنولوژی، جهانیشدن بازارها، تنوعطلبی مشتریان و افزایش رقابت،سازمانها برای بقا نیاز به به بهبود فرآیندهای داخلی خود دارند. جلب رضایت مشتریان همزمان با مدیریت هزینه نهایی، سازمانها را بر آن داشته است تا تعامل بیشتری با تأمینکنندگان خود داشته باشند و کیفیت تولید قطعات اولیه را تحت نظر داشته باشند. علاوه بر آن در شرایطی که خریداران تنها به منافع خود بیندیشند نمیتوانند انتظار روابط بلند مدت و رشد دهندهای با تأمینکنندگان داشته باشند. بنابراین لزوم توجه به منافع کل اعضای زنجیره تأمین و تمرکز روی سیاست برنده- برنده برای سازمانها و تأمینکنندگان بیش از پیش احساس میشود.
در این تحقیق شرایطی مد نظر است که یک خریدار در نظر دارد قطعهای را از چند تأمینکننده تأمین کند ولی با توجه به اینکه همواره درصدی از اقلام دریافت شده معیوب هستند و پذیرش یا رد آنها روی روابط بلند مدت تأمینکننده و خریدار تأثیرگذار است، تصمیمگیری در این خصوص اهمیت خاصی دارد. در این تحقیق چند روش تصمیمگیری مختلف در خصوص اقلام معیوب معرفی شده و مدلسازی بر اساس راههای مختلف برخورد با این اقلام معیوب انجام میشود،که نهایتاً منجر به انتخاب بهترین روش تصمیمگیری با این اقلام معیوب خواهد شد.
کلمات کلیدی:
انتخاب تأمینکننده، هماهنگی در زنجیره تأمین، برخورد با اقلام معیوب، منافع مشترک
فصل 1:
فصل1 مقدمه
مقدمه
عنوان این پایاننامه "تخصیص سفارش به تأمینکنندگان به کمک الگوریتمهای متاهیوریستیک در شرکت صنایع برق زاویر" است.
با گذر زمان، سازمانها شاهد تغییرات وسیع جهانی به خاطر پیشرفت در تکنولوژی، جهانیشدن بازارها، تنوعطلبی مشتریان و غیره بودهاند و با افزایش تعداد رقبا در سطح جهانی، برای باقیماندن در صحنهی رقابت سعی در بهبود بخشیدن به فرایندهای درونی خود داشتهاند.
سازمانها دریافتهاند که برای موفقیت و بقای بلندمدت در بازار جهانی باید در مدیریت همهی سازمانهایی که ورودیهای سازمان (به شکل مستقیم یا غیرمستقیم) را تأمین میکنند و همهی سازمانهایی که تحویل و ارایهی خدمات پس از فروش به مشتری را برعهده دارند مشارکت داشته باشند و چنین نگرشی باعث پیدایش نظریهی زنجیرهی تأمین[1] شده است.
"بطور کلی زنجیرهی تأمین، زنجیرهای است که همهی فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد از مرحلهی تهیهی مادهی اولیه تا مرحلهی تحویل کالاهای نهایی به مشتری را در بر میگیرد و در کنار جریان مواد، جریان اطلاعات و جریان منابع مالی هم برقرار خواهد بود"[1].
با توجه به چرخهی کوتاه عمر محصول، سازمانها باید همواره جلوتر از مشتریان حرکت کنند و محصول جدید و با کیفیتی را ارایه کنند و همزمان هزینههای خود را کاهش دهند تا آستانهی سود بیشتری داشته باشند. در اغلب صنایع هزینهی مواد خام و قطعات مورد استفاده، بخش عمدهی هزینههای محصول را تشکیل میدهد که در برخی از موارد این سهم میتواند تا 70% باشد و حتی در سازمانهای دارای تکنولوژی بالا تا بیش از 80% از هزینهی کل محصول مربوط به هزینهی مواد و خدمات خریداری شده است. بنابراین تصمیمهای مرتبط با استراتژیها و عملیات خرید، نقش مهمی در سود سازمان ایفا میکند و تصمیمگیری برای انتخاب صحیح تأمینکنندگان اهمیت بیشتری یافته و انتخاب تأمینکنندهی مناسب به عنوان مهمترین فعالیت بخش خرید مورد توجه قرار گرفته است.
از سوی دیگر، در یک زنجیره تأمین کارا هماهنگی بین تصمیمهای اجزای مختلف زنجیره نقش اساسی در پیشبرد اهداف زنجیره دارد. در واقع نمیتوان مدیریت زنجیره تأمین را مطرح کرد اما انتظار داشت هر یک از اجزا مانند گذشته تصمیمگیریهای خود را صرفاً براساس منافع سازمان خود اتخاذ نمایند. تفکر برنده- برنده باید بر تمام تصمیمهای اجزا حاکم باشد. بنابراین مفهوم هماهنگی در زنجیره تأمین امروزه به یکی از موضوعات مهم و کلیدی در طراحی و مدیریت زنجیره تأمین تبدیل شده است.
شرکا در یک زنجیره تأمین که شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و توزیعکنندگان هستند، نمیتوانند بدون در نظر گرفتن منافع یکدیگر فقط در پی حداکثر کردن سود و منافع خود باشند. در این صورت دیگر زنجیره تأمین معنای واقعی خود را از دست خواهد داد. به همین دلیل است که موضوع هماهنگی فرایندهای کسب و کار بین اعضای یک شبکه برای بهبود عملکرد و کارایی شبکه به یکی از مباحث مهم زنجیره تأمین تبدیل شده است.
بهطور کلی هدف این تحقیق کمک به خریدار در انتخاب تأمینکنندگان و تخصیص سفارش به آنها است بهشکلی که مناسبترین هزینه به سازمان تحمیل شود و در عین حال منافع تأمینکننده مدنظر قرار گیرد و منافع کل زنجیره همزمان بهینه شود.
این تحقیق بهصورت مطالعه موردی بوده و شرکت مورد مطالعه یک شرکت تولیدکننده کلید فیوز تابلو برق است.
بهطور کلی در فرایند انتخاب تأمینکننده باید به سه سئوال اصلی پاسخ داده شود:
هدف سفارش دادن چه قطعهای است؟
به چند تأمینکننده و به هر کدام چه مقدار سفارش داده شود؟
در کدام دوره سفارش دریافت شود؟
فرایند ارزیابی و انتخاب تأمینکننده از نظر محققان مختلف شامل مراحل متفاوتی است که عبارتند از:
تعریف مسأله
فرمولهکردن معیار (ها)
پیشارزیابی[2] تأمینکنندگان مناسب
انتخاب نهایی[3]
در این تحقیق منظور ما از انتخاب، انتخاب نهایی خواهد بود.
مطالعات پیشین در زمینه انتخاب تأمینکننده را به طور کلی در دسته های زیر میتوان طبقهبندی کرد:
تکمنبعی بودن یا چند منبعی بودن
تک هدفه یا چند هدفه بودن
تک محصولی یا چند محصولی بودن
تک دورهای یا چند دورهای بودن
وجود یا عدم وجود استراتژی تخفیف
قطعی یا غیرقطعی بودن
برای مدل سازی مسأله انتخاب تأمین کننده، از روش های مختلفی استفاه شده است که متداول ترین آنها استفاده از برنامهریزی ریاضی است. برنامهریزی ریاضی به تصمیمگیرنده کمک میکند تا مسألهی تصمیم را بر حسب تابع هدف ریاضی فرموله کرده و از طریق تغییر مقادیر متغیرها به اهداف مورد نظر برسد.
بسیاری از نویسندگان از مدلهای تک هدفه همچون برنامهریزی عدد صحیح و یا خطی استفاده کردهاند. در اکثر مدلها هزینه را به عنوان تابع هدف در نظر گرفتهاند و سایر معیارها (کیفیت، ظرفیت، زمان تحویل و غیره ) را به عنوان محدودیت در نظر گرفتهاند. دو نقص عمدهی روشهای برنامهریزی ریاضی این است که معیارها با وزن مساوی در محدودیتها قرار میگیرند و دیگر اینکه معمولاً معیارهای کمی را در نظر میگیرند. برخی از محققین از برنامهریزی ریاضی خطی چند هدفه و یا آرمانی استفاده کردهاند. با توجه به اینکه محدودیتهای مختلف از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند برای لحاظ کردن این اهمیت در مدلسازی، استفاده از روشهای وزندهی مانند TOPSIS و AHP مورد توجه قرار گرفته است.
در تحقیقات اولیه این حوزه، تنها هزینه های خرید لحاظ میشده است ولی با گذر زمان هزینههای انبارداری، سفارشدهی، حملونقل و بازرسی هم مدنظر قرار گرفتهاند.
لحاظ کردن انواع مدلهای تخفیف در هزینهها، هزینههای جریمه به خاطر کیفیت نامطلوب یا تأخیر در تحویل از گسترشهای بعدی این حوزه بوده است.
برای پوشش دادن شرایطی که قیمتها با رفتار تصادفی در طول زمان بهطور متناوب تغییر میکنند به استفاده از برنامهریزی خطی و برنامهریزی دینامیک توجه شده است. برای نزدیک شدن مدلها به شرایط دنیای واقعی اخیراً با استفاده از مدلهای احتمالی و فازی عدمقطعیت پارامترها نیز در مدلها لحاظ میشود.
در ادبیات انتخاب تأمینکننده استفاده از سیستمهای برپایه استدلال هم جای خود را باز نمودهاند، سیستمهای مذکور در دستهی رویکردهای مشهور به هوش مصنوعی قرار میگیرند. اساساً این سیستمها این قابلیت را دارند که به مرور زمان توسط یک متخصص و یا با استفاده از دادههای تاریخی حالت یادگیری داشته باشند. افراد غیر متخصصی که با موارد مشابه در تصمیمگیریها مواجه میشوند میتوانند از آن مشاوره بگیرند.
در اکثر مطالعات صورت گرفته در حوزه انتخاب تأمین کننده تنها به منافع خریدار توجه میشود و هدف برآورده کردن نیاز خریدار است. با توجه به بازار رقابتی موجود، به تأمینکنندههای مختلف برای جلب نظر خریدار و انتخاب شدن از سوی او شرایط دشواری تحمیل میشود و بنابراین تأمینکننده برای اینکه حاشیه سودی برای خود داشته باشد از شرایط کیفی محصول میکاهد و این مسأله به نفع خریدار هم نخواهد بود. در واقع شرکا در یک زنجیره تأمین نمیتوانند بدون در نظر گرفتن منافع یکدیگر، فقط در پی حداکثر کردن سود و منافع خود باشند. بنابراین بهتر است هزینههای کل شبکه مینیمم شود تا هم تأمینکننده و هم خریدار از محاسن آن بهرهمند شوند. امروزه برای پوشش دادن این مسأله مدلهایی بر اساس مسأله هماهنگی خریدار و تأمینکننده جای خود را در ادبیات باز نمودهاند.
در خصوص مدلهای برنامهریزی ریاضی استفاده از بستههای نرمافزاری مانند Lingo، Gams، Excel Solver برای حل گسترش یافته است. اگر مسأله از نوع NP-Hard باشد، تابع هدف محدب نباشد یا استفاده از بستههای نرمافزاری برای رسیدن به جواب زمانبر باشد از الگوریتمهای فراابتکاری استفاده میشود، همچنین برخی از محققان روشهایی ابتکاری را برای حل مدلهای خود معرفی میکنند.
معمولاً در زنجیرهی تأمین خریداران نسبت به تأمینکنندگان قدرت بیشتری دارند و تأمینکنندگان برای فروش قطعات خود سعی در کاهش قیمت نهایی خواهند داشت که این امر روی کیفیت نهایی قطعات تأثیرگذار خواهد بود و قطعات با کیفیت کم، محصولات نهایی بیکیفیتی را ارائه خواهند داد و بقا در بازار رقابتی را با مشکل مواجه خواهند ساخت. از طرفی تأمینکننده مورد نظر هم که برای کسب نظر مساعد خریدار و انتخاب شدن از سوی او کمترین قیمت ممکن را پیشنهاد داده، با گذر زمان از عهده مخارج خود بر نیامده و متضرر شده مجبور به متوقف کردن فعالیت خود خواهد شد.
بنابراین تنها توجه کردن به منافع خریدار در بلند مدت به نفع هیچکدام از طرفین نخواهد بود. امروزه سازمانها برای موفقیت در بازار رقابتی سیاست برنده- برنده را اتخاذ نموده و با مدنظر قرار دادن کل هزینههای زنجیره تأمین (نه تنها هزینههای خریدار) به کاهش هزینههای یکدیگر کمک نموده و به بهبود عملکرد یکدیگر کمک مینمایند و بدین ترتیب روابط بلند مدتی با هم خواهند داشت و از مزایای این سیاست بهرهمند میشوند.
یکی از مشکلات موجود مطلوب نبودن کیفیت همه قطعات ارائه شده است. اگر خریدار تنها به منافع خود بیندیشد این قطعات را مرجوع نموده و هزینههای حملونقل را به تأمینکننده تحمیل مینماید و ارتباط خریدار و تأمینکننده پایان خواهد یافت. یافتن یک تأمینکننده مناسب، تفهیم انتظارات و غیره هزینه و زمان زیادی را از خریدار خواهد گرفت.
تصمیمگیری در خصوص نحوه برخورد مناسب با این اقلام به شکلی که به نفع طرفین باشد در این تحقیق مد نظر ما خواهد بود.
در این تحقیق ما قصد داریم مدلی را ارائه دهیم که بهطور همزمان منافع خریدار و تأمینکننده را مدنظر قرار دهد. همانطور که میدانیم همواره درصدی از قطعات دریافت شده از تأمینکنندگان از کیفیت مطلوب برخوردار نیستند. مرجوع کردن این قطعات یا تعمیر و استفاده از آنها میتواند از جمله برخوردهای خریدار در خصوص این اقلام باشد. با توجه به اینکه ما قصد داریم منافع خریدار و تأمینکننده را همزمان بهینه کنیم تصمیمگیری در خصوص این اقلام نقش تعیین کنندهای روی هزینههای دو طرف و روابط آینده آنها خواهد داشت.
بنابراین یکی از نوآوریهای این تحقیق لحاظ نمودن روشهای مختلف برخورد با اقلام معیوب و یافتن ترکیب بهینهای از این روشها به صورتی که منافع خریدار و تأمینکننده همزمان بهینه شود خواهد بود.
ساختار پایاننامه
این پایاننامه در قالب 6 فصل زیر تدوین شده است:
در فصل 2 مروری بر ادبیات حوزهی انتخاب تأمینکننده و مدلهای هماهنگی در زنجیره تأمین انجام میشود.
در فصل 3 مدل نهایی برای این تحقیق معرفی میشود و سپس با در نظر گرفتن اقلام معیوب که نوع آوری ما در این مسأله است مدل را بازنویسی میکنیم.