پایان نامه بررسی رابطه بین عوامل موثر سازمانی با چابکی سازمانی ( مدیریت سرمایه های فکری ، هوش سازمانی ، هوش هیجانی )

  • Code: # 29320

  • تعداد صفحات: 134
  • فرمت فایل: Word
  • سال: 1390
  • مقطع: کارشناسی ارشد
  • دسته بندی: مدیریت
قیمت جدید: ۳۵,۰۰۰ تومان
۶۴,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی رابطه بین عوامل موثر سازمانی با چابکی سازمانی ( مدیریت سرمایه های فکری ، هوش سازمانی ، هوش هیجانی )

    پایان نامه

    مقطع کارشناسی ارشد

    رشته تحصیلی کارشناسی ارشد :  MBA

    زمستان 90

    بررسی رابطه هوش هیجانی، هوش سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری با چابکی سازمانی و شناسایی عوامل مؤثر مانند خودمدیریتی، کاربرد دانش، اتحاد و توافق و سرمایه رابطه‌ای.

    مقدمه:

    چابکی سازمانی به توانایی سازمان برای پیش‌بینی تغییرات محیط کاری، تشخیص تغییرات و واکنش سریع و کارآمد به آنها گفته می‌شود. در محیط کسب‌وکار امروز که تغییرات با سرعت زیادی رخ می‌دهند، سازمان‌ها برای حفظ بقا، رشد و موقعیت رقابتی خود باید بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند و از فرصت‌های ناشی از تغییر بهره بگیرند. سازمان چابک سازمانی است که می‌تواند تغییرات محیطی را درک کند، به آنها پاسخ دهد و با آرایش مناسب، از شرایط جدید برای دستیابی به مزیت رقابتی استفاده کند.

    تغییرات فناوری، جهانی شدن بازارها، افزایش رقابت تجاری، تغییر مهارت‌های شغلی و میزان حقوق و دستمزد، مسئولیت‌های زیست‌محیطی، محدودیت منابع و افزایش انتظارات مشتریان از مهم‌ترین عواملی هستند که محیط کسب‌وکار را دگرگون کرده‌اند. در چنین شرایطی، روش‌های سنتی مدیریت و کنترل سازمان‌ها دیگر پاسخگوی نیازهای محیط جدید نیستند. سازمان‌ها برای واکنش مؤثر به تغییرات و دستیابی به مزیت رقابتی، نیازمند چابکی سازمانی هستند. نوآوری‌های فناورانه، تغییر محیط‌های بازار و نیازهای در حال تغییر مشتریان نیز رقابت را پیچیده‌تر کرده و سازمان‌ها را به بازنگری در چشم‌انداز راهبردی، اولویت‌های کسب‌وکار و مدل‌های مدیریتی وادار کرده‌اند.

    در محیط متغیر کنونی، حفظ موقعیت رقابتی مستلزم تغییر سریع است. این تغییرات نیازمند رهبران و کارکنانی است که سازگار باشند، به صورت مؤثر فعالیت کنند، سیستم‌ها و فرآیندها را به طور مداوم بهبود دهند و مشتری‌مدار باشند. مدیریت نیز یکی از مهم‌ترین عوامل در حیات، رشد و بالندگی سازمان محسوب می‌شود. از سوی دیگر، محیط سازمان‌ها آشفته و متغیر است و رهبری به عنوان عنصری کلیدی، نقش مهمی در هدایت و مدیریت این محیط دارد. رهبران مؤثر می‌توانند در یک چارچوب زمانی مشخص، نتایج مورد انتظار را برای سازمان و فعالیت‌های آن ایجاد کنند.

    مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه برخی متغیرهای سازمانی با چابکی سازمان است. در این تحقیق، هوش هیجانی، هوش سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری به عنوان متغیرهای پیش‌بین و چابکی سازمانی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده‌اند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است و با هدف بررسی رابطه میان این عوامل سازمانی و چابکی سازمانی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارشناسان و مدیران شرکت مدیریت تولید برق استان آذربایجان شرقی بوده که تعداد آنها 210 نفر اعلام شده است. از این جامعه، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم، 136 نفر انتخاب شدند.

    برای بررسی روابط میان متغیرهای پژوهش، پرسشنامه‌های چابکی سازمانی، هوش هیجانی، هوش سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری در اختیار نمونه آماری قرار گرفتند. در این پژوهش 18 فرضیه درباره ارتباط متغیرهای مختلف با چابکی سازمانی بررسی شد. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش‌های آماری پیرسون، اسپیرمن و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ابعاد متغیرهای مورد بررسی و چابکی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین برخی متغیرها نسبت به سایر عوامل اثر مثبت بیشتری در پیش‌بینی چابکی سازمانی نشان دادند.

    اهمیت چابکی سازمانی از این واقعیت ناشی می‌شود که توان پاسخگویی کسب‌وکار به تغییر، یکی از عوامل حیاتی برای بقای آن است. در شرایطی که تغییرات سریع و پیش‌بینی آنها دشوارتر شده است، سازمان‌هایی که توان پاسخگویی مناسب به تغییرات را ندارند، در معرض اضمحلال قرار می‌گیرند. سرعت تغییرات به اندازه‌ای افزایش یافته که سازمان‌های بزرگ و دارای ساختارهای سنگین ممکن است توانایی پاسخگویی به تغییرات لحظه‌ای و مستمر را از دست بدهند. تغییرات مخرب نیز می‌توانند عملکردهای اصلی سازمان را تحت تأثیر قرار دهند و موفقیت، کامیابی، حیات و طول عمر سازمان را تهدید کنند.

    رقابت شدید در محیط کسب‌وکار، افزایش انتظارات مشتریان، جهانی شدن، مسائل فرهنگی و اجتماعی، محدودیت نیروی انسانی ماهر، تغییرات فناوری اطلاعات، نوآوری و ابتکار از جمله عوامل محرک تغییر در محیط سازمان‌ها هستند. واژه چابک بیانگر سرعت و قدرت سازمان هنگام مواجهه با رویدادهای داخلی و خارجی است. در این شرایط، مدیران نقش مهمی در توانمندسازی سازمان برای مقابله با تغییرات دارند. مدیرانی که تنها از دانش فنی برخوردارند اما نمی‌توانند روابط مؤثری با کارکنان ایجاد کنند یا در فرهنگ سازمانی، فرآیندهای کاری و فناوری تغییر ایجاد کنند، الزاماً مدیران موفقی نخواهند بود. مدیران اثربخش کسانی هستند که از قابلیت‌های عاطفی خود به خوبی استفاده کرده و روابط اثربخش و سازنده برقرار می‌کنند.

    هوش هیجانی یکی از متغیرهای مهم مورد بررسی در پژوهش است. هوش هیجانی به توانایی فرد در مواجهه با چالش‌های محیطی مربوط می‌شود و می‌تواند در موفقیت فردی و مدیریتی نقش داشته باشد. این مفهوم به کارگیری قابلیت‌های عاطفی خود و دیگران در رفتارهای فردی و گروهی برای دستیابی به حداکثر نتایج تعریف شده است. هوش هیجانی به مدیران و رهبران کمک می‌کند در شرایط متغیر، قابلیت‌های عاطفی خود را به کار گیرند و رفتار و روابط خود را به گونه‌ای مدیریت کنند که عملکرد مناسب‌تری داشته باشند.

    در تعریف ارائه‌شده در پژوهش، هوش هیجانی مهارتی است که فرد از طریق خودآگاهی می‌تواند روحیات خود را کنترل کند، از طریق خودمدیریتی آنها را بهبود دهد، از طریق همدلی تأثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را افزایش دهد. مؤلفه‌های مورد بررسی هوش هیجانی شامل خودآگاهی، خودمدیریتی یا خودکنترلی، خودانگیزی، همدلی و مهارت‌های اجتماعی هستند. در پژوهش، ارتباط هر یک از این مؤلفه‌ها با چابکی سازمانی به عنوان بخشی از اهداف و فرضیه‌های تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.

    هوش سازمانی نیز یکی دیگر از عوامل سازمانی مورد توجه پژوهش است. در محیط‌های پویا، سازمان‌ها با مسائل و مشکلات پیش‌بینی‌نشده‌ای مواجه می‌شوند که کنترل آنها توسط یک فرد دشوار است. سازمان می‌تواند با استفاده از الگوهای تعاملی میان اعضا، فناوری‌ها و فرهنگ با شرایط دشوار روبه‌رو شود. تعامل میان فناوری‌ها، فنون و افراد موجب می‌شود سازمان بتواند وظایف پیچیده خود را انجام دهد. هوش سازمانی باعث می‌شود سازمان‌ها به عنوان موجوداتی زنده در نظر گرفته شوند و شناخت آن می‌تواند به تعیین نقاط قوت و ضعف سازمان کمک کند. همچنین هوش سازمانی می‌تواند زمینه‌ای برای تسهیل توسعه سازمان و تمرکز بر برنامه‌های آموزشی و تطبیقی فراهم کند.

    در این پژوهش، ابعاد مختلف هوش سازمانی شامل چشم‌انداز استراتژیک، روحیه، کاربرد دانش، فشار عملکرد مدیریت، اتحاد و توافق، سرنوشت مشترک و میل به تغییر مورد توجه قرار گرفته‌اند. برای هر یک از این ابعاد، رابطه با چابکی سازمانی به عنوان یکی از اهداف یا فرضیه‌های تحقیق در نظر گرفته شده است. هدف از بررسی این ابعاد، شناخت میزان ارتباط مؤلفه‌های مختلف هوش سازمانی با توانایی سازمان در مواجهه با تغییرات و حرکت به سمت چابکی است.

    سرمایه فکری سومین متغیر اصلی تحقیق است. سرمایه فکری شامل فرایندها و دارایی‌هایی است که معمولاً در ترازنامه نشان داده نمی‌شوند و دارایی‌های ناملموس مانند علائم تجاری، حق ثبت و بهره‌برداری محصولات و نام‌های تجاری را نیز دربرمی‌گیرد. همچنین سرمایه فکری عبارت از مجموع دانش اعضای سازمان و کاربرد دانش آنهاست. بر همین اساس، مدیریت سرمایه‌های فکری می‌تواند یکی از عوامل سازمانی مرتبط با چابکی سازمان باشد؛ زیرا دانش و دارایی‌های ناملموس سازمان بخشی از ظرفیت آن برای واکنش به محیط و تغییرات محسوب می‌شوند.

    در پژوهش، سرمایه فکری در سه بعد سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی و سرمایه رابطه‌ای مورد بررسی قرار گرفته است. رابطه مدیریت سرمایه‌های فکری و هر یک از این ابعاد با چابکی سازمانی، بخشی از فرضیه‌های تحقیق را تشکیل می‌دهد. از این منظر، بررسی سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای می‌تواند به شناخت عواملی کمک کند که با توانایی سازمان برای سازگاری با محیط و پاسخگویی به تغییرات ارتباط دارند.

    هدف کلی تحقیق، تعیین رابطه عوامل مؤثر سازمانی شامل هوش هیجانی، هوش سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری با چابکی سازمان است. اهداف جزئی نیز ارتباط مؤلفه‌های مختلف این متغیرها را با چابکی سازمانی بررسی می‌کنند. در بخش هوش هیجانی، همدلی، مهارت‌های اجتماعی، خودانگیزی، خودکنترلی و خودآگاهی مورد توجه هستند. در بخش هوش سازمانی، چشم‌انداز استراتژیک، روحیه، کاربرد دانش، فشار عملکرد مدیریت، اتحاد و توافق، سرنوشت مشترک و میل به تغییر بررسی می‌شوند. در بخش سرمایه فکری نیز سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی و سرمایه رابطه‌ای مورد توجه قرار گرفته‌اند.

    فرضیه‌های پژوهش بر وجود رابطه میان هوش هیجانی و چابکی سازمانی، هوش سازمانی و چابکی سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری و چابکی سازمانی تمرکز دارند. همچنین رابطه مؤلفه‌های هوش هیجانی، مؤلفه‌های هوش سازمانی و ابعاد سرمایه فکری با چابکی سازمانی بررسی شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که کدام‌یک از مؤلفه‌های عوامل سازمانی شامل هوش هیجانی، هوش سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری، پیش‌بینی‌کننده مناسب‌تری برای چابکی سازمانی هستند.

    نتایج تحقیق نشان داده‌اند که بین ابعاد متغیرهای مورد مطالعه و چابکی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. در میان عوامل بررسی‌شده، خودمدیریتی با مقدار بتای 0/326، کاربرد دانش با مقدار بتای 0/282، اتحاد و توافق با مقدار بتای 0/268 و سرمایه رابطه‌ای با مقدار بتای 0/229 اثر مثبت بیشتری نسبت به سایر متغیرها در پیش‌بینی چابکی سازمانی داشته‌اند. بنابراین یافته‌های پژوهش بر اهمیت این چهار عامل در پیش‌بینی چابکی سازمانی تأکید دارند.

    در مجموع، پژوهش حاضر چابکی سازمانی را پاسخی به محیط متغیر و رقابتی می‌داند و بر نقش عوامل انسانی، سازمانی و دانشی در ایجاد این قابلیت تأکید می‌کند. هوش هیجانی، هوش سازمانی و مدیریت سرمایه‌های فکری سه متغیر اصلی هستند که رابطه آنها با چابکی سازمانی بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد که شناخت و تقویت ابعاد این عوامل می‌تواند در پیش‌بینی چابکی سازمانی اهمیت داشته باشد. بر اساس یافته‌های تحقیق، خودمدیریتی، کاربرد دانش، اتحاد و توافق و سرمایه رابطه‌ای در مقایسه با سایر متغیرهای بررسی‌شده، اثر مثبت بیشتری در پیش‌بینی چابکی سازمانی دارند.

    Abstract:

         Oragnization aglilty is organization ability to predict changes in business atmosphere.This organization culd diagnosis atmosphere changes & consider them as groeth & development factors. This study designed for studing relation ships between effective organization factors among them emotion intelligence, organizational intelligence, and intellectual capital management on organization agility. 136 managors &experts of Azarbaijane shargis electricity production firm random Selected from210 members in winter of 1390.This study show self management with 0.326 khnowledge usage with (0.282), agreement &union with (0.268) and relational capital with (0.229) amount; have the most positive effect on prediction organization agility variabeles Studing of 18 producted from variables on organization agility shows meaningful correlation between them.

  • فهرست پایان نامه بررسی رابطه بین عوامل موثر سازمانی با چابکی سازمانی ( مدیریت سرمایه های فکری ، هوش سازمانی ، هوش هیجانی )

    فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق

    1-1 مقدمه. 11

    1-2 -  بیان مسئله. 13

    1-3-  اهمیت و ضرورت تحقیق. 15

    1 - 4 -  اهداف تحقیق. 16

    هدف کلی. 16

    اهداف جزئی. 16

    1- 5- فرضیه های تحقیق. 17

    1 – 6 -  سوال پژوهش... 18

    1 – 8 - تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 18

    متغییر ملاک: چابکی سازمان. 18

    1 - چابکی. 18

    2- هوش هیجانی. 18

    3- هوش سازمانی. 19

    4- مدیریت سرمایه های فکری.. 19

    فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق

    2-1- مقدمه. 21

    2-2- پیشینه تحقیق. 21

    2-2- 1- چابکی سازمانی. 23

    2-2-2- دیدگاه صاحب نظران به چابکی سازمان. 23

    2-2-2-1- دیدگاه و چارچوب پروژه NGM.. 24

    2-2-2-2- اصول چابکی از دیدگاه گلدمن، نایجل و پریس... 24

    2-2-2-3-سنجش چابکی از نظر ریک داو 25

    2-2-2-4- مدل اجرای چابکی از نظر شریفی و ژانگ.. 25

    2-2-2-5- طراحی سازمان چابک از نظر آمبروس و موریلا. 26

    2-2-2-6- ارزیابی چابکی از نظر لائو و زئین. 27

    2-2-2-7-چابکی سازمانی از نظر تورنگ لین و همکاران. 27

     

    2-2-2-8- ارزیابی چابکی از نظر هیلگرزبرگ و همکاران. 28

    2-2-2-9- ارزیابی چابکی از نظر کومار و موتوانی. 29

    2-2-2-10- مولفه های چابکی از نظر یوسف، سرحدی و گوناسکاران. 29

    2-2-2-11- دیدگاه رامش و دیویدسون در مورد تولید چابک(2007) 30

    2-2-3- هوش هیجانی. 31

    2-2-3-1- هوش عاطفی از دیدگاه مایر و سالووی.. 33

    2-2-3-2- هوش هیجانی از دیدگاه بار آن. 33

    2-2-3-3- مدل هوش هیجانی در محیط کار 33

    2-2-3-4- هوش هیجانی از دیدگاه دانیل گلمن. 34

    2-2-4- خلاصه پژوهش های انجام شده درباره هوش هیجانی. 36

    2-2-4-1- تحقیقات مرتبط با موضوع در داخل کشور 36

    2-2-4-2- تحقیقات مرتبط با موضوع در خارج از کشور 36

    2-2-5- هوش سازمانی. 37

    2-2-5-1- هوش سازمانی از دیدگاه کارل آلبرخت.. 38

    2-2-5-2- هوش سازمانی از دیدگاه تی ماتسودا 41

    2-2-6- سرمایه های فکری.. 42

    2-2-6- 1- تعریف مختلف اندیشمندان از سرمایه های فکری.. 44

    2-2-6-2- طبقه‌بندی سرمایه فکری از دیدگاه‌های مختلف: 45

    2-2-6-3- تشریح عناصر و اجزای اصلی سرمایه های فکری.. 50

    1) سرمایه های انسانی. 50

    2) سرمایه های رابطه ای.. 52

    3) سرمایه های ساختاری.. 53

    2-2-6- 4-تحقیقات انجام شده در مورد سرمایه‌های فکری.. 55

    2-3 - جمع بندی: 56

    فصل سوم : روش تحقیق

    3-1 - مقدمه. 60

    3-2 - روش پژوهش... 60

    3-3 - جامعه آماری پژوهش و روش نمونه گیری.. 61

    3-4- روش و ابزار گردآوری داده ها 62

     

    3-5-1- پرسشنامه چابکی. 62

    پایایی پرسشنامه. 63

    3-5-3- پرسشنامه هوش هیجانی ویزینگر. 63

    3-5-4- پرسشنامه سرمایه‌های فکری.. 64

    3-5-5- پرسشنامه هوش سازمانی. 65

    3-6- روش اجرا پژوهش... 66

    3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها 66

    فصل چهارم : محاسبات و یافته­های تحقیق

    4-1- مقدمه. 68

    4-2-  یافته‌های توصیفی. 68

    4-2-1-  نوع سمت سازمانی. 68

    4-2-2- توزیع فراوانی جنسیت کارکنان مورد مطالعه: 69

    4-2-3- توزیع فراوانی وضعیت تأهل کارکنان مورد مطالعه: 70

    4-2-4- توزیع فراوانی سطح تحصیلات کارکنان مورد مطالعه: 71

    4-2-5-  توزیع پراکندگی سن افراد مورد مطالعه: 73

    4-2-6-  توزیع پراکندگی سابقه کار افراد مورد مطالعه: 74

    4-2-7- توزیع پراکندگی نمره چابکی سازمانی افراد مورد مطالعه: 75

    4-2-8- توزیع پراکندگی نمره هوش هیجانی افراد مورد مطالعه: 76

    4-2-9- توزیع پراکندگی نمره خودآگاهی افراد مورد مطالعه: 77

    4-2-10- توزیع پراکندگی نمره خود مدیریتی افراد مورد مطالعه: 78

    4-2-11- توزیع پراکندگی نمره خودانگیزی افراد مورد مطالعه: 79

    4-2-12- توزیع پراکندگی نمره همدلی افراد مورد مطالعه: 80

    4-2-13- توزیع پراکندگی نمره مهرات اجتماعی افراد مورد مطالعه: 81

    4-2-14- توزیع پراکندگی نمره هوش سازمانی افراد مورد مطالعه: 82

    4-2-15- توزیع پراکندگی نمره چشم‌انداز استراتژیک افراد مورد مطالعه: 83

    4-2-16- توزیع پراکندگی نمره سرنوشت مشترک افراد مورد مطالعه: 84

    4-2-17- توزیع پراکندگی نمره میل به تغییر افراد مورد مطالعه: 85

    4-2-18- توزیع پراکندگی نمره اتحاد و توافق افراد مورد مطالعه: 86

    4-2-19- توزیع پراکندگی نمره روحیه افراد مورد مطالعه: 87

     

    4-2-20- توزیع پراکندگی نمره کاربرد دانش افراد مورد مطالعه: 88

    4-2-21- توزیع پراکندگی نمره فشار عملکرد افراد مورد مطالعه: 89

    4-2-22- توزیع پراکندگی نمره سرمایه فکری افراد مورد مطالعه: 90

    4-2-23- توزیع پراکندگی نمره سرمایه انسانی افراد مورد مطالعه: 91

    4-2-24- توزیع پراکندگی نمره سرمایه ساختاری افراد مورد مطالعه: 92

    4-2-25- توزیع پراکندگی نمره سرمایه رابطه‌ای افراد مورد مطالعه: 93

    4-3- آمار استنباطی. 94

    4-3-1 آزمون اسمیرنف کولموگروف جهت تشخیص طبیعی بودن توزیع پراکندگی متغیرها: 94

    4-4-1- فرضیۀ یک: بین هوش هیجانی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 95

    4-4-2- فرضیۀ 1-1: بین همدلی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 96

    4-4-3- فرضیۀ 1-2: بین خودانگیزی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 97

    4-4-4- فرضیۀ 1-3: بین مهارت‌های اجتماعی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 98

    4-4-5- فرضیۀ 1-4: بین خودمدیریتی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 99

    4-4-6- فرضیۀ 1-5: بین خودآگاهی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 100

    4-4-7- فرضیۀ دو: بین هوش سازمانی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 101

    4-4-8- فرضیۀ 2-1: بین چشم‌انداز استراتژیک با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 102

    4-4-9- فرضیۀ 2-2: بین روحیه با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 103

    4-4-10- فرضیۀ 2-3: بین کاربرد دانش با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 104

    4-4-11- فرضیۀ 2-4: بین فشار عملکرد با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 105

    4-4-12- فرضیۀ 2-5: بین اتحاد و توافق با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 106

    4-4-13- فرضیۀ 2-6: بین سرنوشت مشترک با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 107

    4-4-14- فرضیۀ 2-7: بین میل به تغییر با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 108

    4-4-15- فرضیۀ سه:بین مدیریت سرمایه‌های فکری با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 109

    4-4-16- فرضیۀ 3-1: بین سرمایه‌های ساختاری با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 110

    4-4-17- فرضیۀ 3-2: بین سرمایه‌های انسانی با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 111

    4-4-18- فرضیۀ 3-3: بین سرمایه‌های رابطه‌ای با چابکی سازمانی رابطه وجود دارد. 112

    4-4-19- تبیین چابکی سازمانی بر اساس متغیرهای مستقل: 113

    فصل پنجم : نتیجه­گیری و پیشنهادات

    5-1- مقدمه. 116

     

    5-2- نتایج تحقیق. 117

    5-2-1 نتایج نظری تحقیق. 117

    5-2-2- نتایج تجربی تحقیق. 117

    5-2-3- نتایج توصیفی تحقیق: 117

    5-2-4- نتایج استنباطی تحقیق: 118

    5-3- راهکارها و پیشنهادات.. 122

    5-4-  محدودیت‌های تحقیق. 124

    منابع و مآخذ. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .125

     

  • منابع پایان نامه بررسی رابطه بین عوامل موثر سازمانی با چابکی سازمانی ( مدیریت سرمایه های فکری ، هوش سازمانی ، هوش هیجانی )

    آبراهام.ک.کورمن. (1386). روانشناسی صنعتی سازمانی، ترجمه حسین شکُرکُن . تهران: انتشارات رشد.

    افسریان، سید زهیر(1386). بررسی رابطه هوش عاطفی و سبک رهبری (تحول آفرین مبادله‌ای). تحقیق در مدیران شهرداری در شهر مشهد.

    اکبر زاده ، ن.، 1383، هوش هیجانی( دیدگاه سالوی و دیگران) ، تهران، انتشارات فارابی.

    بابایی، 1383. هوش هیجانی – فرهنگ ، سازمان و سیاست. تهران، انتشارات.

    باقرزاده، مجید و اکبری دیباور، احمد (1389). چابکی سازمان در برابر تغییرات متداوم جهانی، تبریز: سازمان مدیریت صنعتی، (زیر چاپ).

    جعفرنژاد، احمد و شهائی، بهنام (1386). مقدمه ای بر چابکی سازمان و تولید چابک، تهران: موسسه کتاب مهربان نشر

    جلالی، سید احمد 1381 . هوش هیجانی ، فصلنامه ی تعلیم و تربیت ، سال هجدهم ، شماره ی 1 و 2 ، بهار و تابستان 1381 ، شماره ی مسلسل 70 69 ، صفحات 89 تا 105.

    خان­زاده،حمید(1384) مجله دنیای کامپیوتر  http://www.developercen-ter.ir/forum/showthread.php?t=9018

    ساعتچی،محمود (1386). روانشناسی صنعتی سازمانی، تهران: انتشارات نشر ویرایش.

    عابدی، جعفری، مرادی (1384). بررسی رابطه بین هوش عاطفی و رهبری تحول آفرین. تهران.

    فقهی فرهمند، ناصر (1381). مدیریت پویای سازمان، تبریز: انتشارات فروزش.

    مختاری پور، مرضیه (1384). مدیریت و رهبری با هوش هیجانی. تهران.

    مقنی زاده، محمد حسن. (1382). مهارتهای اجتماعی و هوش هیجانی.

    وثوقی کیا، ا.، 1383، هوش هیجانی، تهران، دانشگاه الزهرا.

    هاشمی، حمید و فلاح آزاد، شیرزاد (1384). مقاله: چابکی کسب و کار، تهران: جهاد دانشگاهی

    منابع انگلیسی:

     

    16.  Akgun ,E, ali. (2007),"Organizational intelligence: A structuration view".

    Albrecht.Karl.(2002),"OrganizationalIntelligence& Knowledge Management"

    Bar-On, R. (1988). The development of a concept of psychological well-being. Unpublished doctoral dissertation, Rhodes University, South Africa.

    Becker, B, E. Huselid, M, A. and Ulrich, D. (2001), The HR Scorecard, Harvard Business School Press, MA.

    Becker, F.(2002) . Improving organizational performance by exploiting workplace  flexibility Journal of facility Management , 1(2), 154-162.

    Bernnan, N. (2001), " Intellectual capital annual reports: evidence from Ireland", Accounting, Auditing & Accountability Journal, Vol. 14 No.4, pp. 423-436.

    Bontis, N and Girardi, J (2000) "teaching knowledge management and intellectual capital lessons", International journal of technology management.

    Bontis, N. (1998), "Intellectual capital: an exploratory study that develops measures and Models", Management Decision, Vol. 36 No.2, pp.63-76.

    Bontis, N. (1998), "There's a price on your head: managing intellectual capital strate gically", Business Quarterly, Summer, pp. 40-47.

    Bontis, N. (1999), "managing organizational knowledge by diagnosing intellectual capital", International journal of technology management, vo118.

    Bontis, N. (2001), intellectual capital questionnaire, institute for intellectual capital reasearch, Hamilton, Canada.

    Bontis, N. (2003), "Royal bank invests in knowledge based", knowledge Inc.2 (8).

    Bontis, N., Dargonetti, N, C., Jacobsen, K. and Roos, G. (1999), " The knowledge toolbox: A review of the tools available to measure and manage intangible resource", European Management Journal, Vol .17 No4, pp. 391-402.

    Bontis, N., Keow, W, C, C. and Richardson, S. (2000), "Intellectual capital and Business performance in Malaysian Industries", Journal of Intellectual capital, Vol. 1 No. I, pp. 85-100.

    Bontis, N.Chun Wei Choo (2001"),"The strategic management of intellectual capital and organizational knowledge", oxford university press.

    Bozbura, F, T. (2004), "Measurement and application of intellectual capital in Turkey", The Learning Oranization, Vol.11 NoA/5, pp. 357-367.

    Brooking, A. (2002) "Intellectual capital: core asset for the third Millenium enterprise". london: international Thompson Business Press.

    33.  Cakir R; Ada S(2008):Can the Organizational Intelligence Be developed in School by Inservice Training?World Applied Sciences journal,4(1):24-30.

    Edvinsson, L. and Malone, M. (1997), Intellectual capital: Realizing your Company's True value by Finding its Hidden Brain Prower, Harper collins Publisher Inc, New york, NY.

    Galman, S (2000) .Management, Technology, And Agility, No. 14, p.p 112-114.

    Gardner, Howard (1993). Multiple Intelligences: The theory in practice. New York: Basic Books.

    Goleman,D.Boyatzis, R.E,. & Rhee,k.(1999). Clustering competence in emotional intelligence insights from the emotional competence inventory. (ECI). from the world wide web http:// www. eiconsortium. Org.

    Grant, R, M. (1997), "The knowledge based view of the firm: implications for management practice", Long Range planning, Vol. 30 No.3, pp. 450 - 454.

    Gupta, O. and Roos, G. (2001), "Mergers and acquisitions through an Intellectual capital perspective", Journal of Intellectual capital, Vol.2 No.3, pp. 297-309.

    Haanes, K. and Lowendahl, B. (2000 ), "The unit of activity: towards an alternative to the theories of firm", in Tbomas, H. etal., strategy, Structure and style, John wiley & Sons, New york, NY.

    Hamel, G. and Prahalad, C.K. (1994), Competing For the Future, Harvard Business School press, Boston, M A.

    Hillegersberg, J; and et.al (2005): Business agility requirements in financial service, Journal of Rotterdam School, F Management, Erasmus University Rotterdam.

    Hornby, A. S (2000).  Oxford Advance Learner's Dictionary of current English, Sixth Edition, Oxford university press.

    44.  Hutchins, E. & B. Hazlehurst 1991. Learning in the cultural process. In Artificial life II, C. Langton, C. Taylor, D. Farmer, & S. Rasmussen (eds), 689--706. Redwood City, CA: Addison-Wesley.

    Jordan, R.J. Ashanasy, N. M. Hartel, C.E, J, .& Hooper, G.S.(1999).  Workgroup emotional intelligence:Scale development and relationship to team process effectiveness and goal focus. Manu .Submitted for?? Publication.

    Kannan, G. and Aulbur, W, G, (2004), "Intellectual capital: measurement effectiveness", Journal of Intellectual capital, Vol. 5, No. 3, pp. 389-413.

    Klein, D.A. and Prusak, I. (1994), "characterizing intellectual capital", Center for Business Innovation, Ernst·& young LIP working paper.

    Marr, B. and· Schiuma, G. (2001), "Measuring and managing intellectual capital and knowledge assets in new economy organizations", in Boune, M. (Ed.), Handbook of performance measuremeut, Gee, London.

    Maskell, B (2001): The age of agile manufacturing, Supply Chain Management: An International Journal; Vol.6, No 1,pp. 5-11.

    50.  Mayer,G.W.,Prange,C.,& von Rosenstiel,L.(2001). Physchological perspectives of organization learnig. In M. Dierkes, A. Berthoin Antal,J.child , &I. Nonaka(Eds).Handbook of organizational learnig& knowledge (pp.14-64)New York: oxford university press.

    51.  Mayer,J.D(1993).The Emotional madness of the dangerous leader.Journal of Psychohistory,20,331-348.

    Mayer,J.D.Salovey, p,.& Caruso, D.R. (1999). Emotional intelligence meets traditional standards for?an intelligence .Journal of Intelligence .27.pp:267-269

    McCarthy, I (2003): Strategies for agility: an evolutionary and configurationally approach, integrated manufacturing systems, v.4, n.2, p.p 103-113.

    54.  Motwani, J., A. Kumar and Z. Mohamed (1996); “Implementing QFD for Improving Quality in Education: An Example”; Journal of Professional Services Marketing, Vol. 14, No. 2, pp. 149-59.

    Mouritesen, J. (1998), "Driving growth: economIC value added versus Intellectual capital", Management a ccounting Research, Vol. 9, pp. 461-482.

    56.   Niroshaan Sivanathan, G. Cynthia Fekken, (2002) "Emotional intelligence, moral reasoning and transformational leadership", Leadership & Organization Development Journal, Vol. 23 Iss: 4, pp.198 – 204

    Ramesh, G; Devadasan, S (2007) : Literature Review on the Agile Manufacturing Criteria, Journal of Manufacturing Technology Management, Vol. 18, No. 2, p.p 182-201.

    Rice, C.L.(1999). A quantitative study of emotional intelligence and its impact in team performance

    Roos, G., Roos, J., Edvinsson, L. and Dragonetti, N.C. (1997), Intellectual capital - Navigating in new Business landscape, New York university press,N ew York, NY.

    60.  Salovey, p.,Mayer, J. D.,(1990).Emotional Ontelligence.Imagination, Cognition, and Perssonality,9, 185-211.

    61.  Sanchez,M.T.,Fernandez-Berrocal,(2008). "Gender differencesin relation to the Salovey and Mayer Model.International Psychology and Education Congress. In press.

    Seetharaman, A., Sooria, H,H,B,Z. and Saravanan, A, S. (2002), "Intellectual capital accounting and Reporting in the knowledge economy", Journal of Intellectual capital, vol. 3 No.2, pp. 128-148.

    Sharifi, H; Zhang, Z (1999). A methodology for achieving agility in manufacturing organization, international journal of production economics, 62(1999) 7 - 22.

    Stewart, T. (1997), Intellectual capital: The New Wealth of Organization, Doubleday / Currency, New York, NY.

    65.  Stys, Y. & Brown, S. L. (2004). "A Review of the Emotional Intelligence Literature and Implications for Correction"p.6

    66.  Stys, Y. & Brown, S. L. (2004)." A Review of the Emotional Intelligence Literature and Implications for Corrections" p.12

    Torang Lin, C and et.al (2005): Agility evaluation using fuzzy logic, Int. J. Production Economics, pp.1-16.

    Wang, W, Y, and chang, C. (2005), "Intellectual capital and performance in Causal Models : Evidence from the information Technology Industry in Taiwan", Journal ofIntellectual capital, Vol. 6, No.2, pp. 222-236.

    Wong, J.Y., & Lin, J.H. (2007). The role of job control and job support in adjusting service employee’s work to leisure conflict. Journal of Tourism management, 28, 726-735.

    www.imi.ir/tadbir.

    Youssef, Y; Sarhadi, M Gunasekaran, A (1999): Agile Manufacturing: The drives, concepts and attributes; international journal of production economics, 62, 33-43.

    Zain, M and et.al (2004): The relationship between information technology acceptance and organizational agility in Malaysia, information and management, N. 42, pp. 829-839.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت