پایان نامه مقطع کارشناسی
رشته علوم اجتماعی گرایش پژوهشگری
سال 1391
تحلیل محتوای کتب درسی دوره ابتدایی از منظر جایگاه خانواده و بررسی نقش خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، تربیتی، جامعهپذیری و انتقال فرهنگ در زندگی کودکان و ارتباط آن با آموزش و پرورش.
مقدمه:
خانواده مهمترین نهاد اجتماعی است که در طول زمان متناسب با تغییرات اجتماعی دچار تحولات کمی و کیفی میشود و به تبع این تغییرات، مسائل و پدیدههای جدید اجتماعی نیز شکل میگیرند. خانواده به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نهادها بر افراد جامعه، نقش مهمی در شکلگیری آینده جامعه دارد و به همین دلیل توجه به جایگاه و کارکردهای آن اهمیت اساسی دارد. خانواده ایرانی نیز در طول زمان دچار تغییرات مختلفی شده است. در گذشته، به دلیل اندک بودن تغییرات اجتماعی و سطحی و غیرساختاری بودن آنها، خانواده ایرانی از ثبات بیشتری برخوردار بود؛ اما در دوران معاصر، این نهاد در معرض تغییرات ساختاری قرار گرفته و روابط میان اعضای خانواده نیز دستخوش دگرگونی شده است.
تحول خانواده یکی از مسائل مهم دنیای معاصر محسوب میشود. در جوامع صنعتی، اگرچه ضرورت وجود خانواده پذیرفته شده، ساختار و نقش آن با پرسشها و تردیدهایی مواجه شده است. در کشورهای روبهرشد نیز آگاهی از سودمندی ساختارهای خانوادگی که بتوانند با مقتضیات دگرگونیهای سریع سازگار شوند، در حال گسترش است. خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که کودک با آن آشنا میشود و از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار میکند. اهمیت و مرکزیت زندگی خانوادگی در حیات اجتماعی انسان، ضرورت توجه به این نهاد را نشان میدهد.
تعاملات خانواده تنها در محدوده روابط درون خانواده باقی نمیماند، بلکه در نظم اجتماعی جامعه نیز نقش مهمی ایفا میکند. همانگونه که افراد در خانواده دارای نقشهای متفاوت اما مکمل هستند، در جامعه نیز میتوانند با نقشهای گوناگون در حفظ انسجام اجتماعی مشارکت داشته باشند. خانواده همچنین یکی از عوامل تعیینکننده در زندگی فرد و نخستین الگوی یادگیری نقش اجتماعی است. شناخت خصوصیات فردی افراد بدون توجه به پیشینه خانوادگی، محیطی که در آن پرورش یافتهاند و افرادی که محیط انسانی پیرامون آنان را شکل دادهاند، کامل نخواهد بود.
خانواده بهترین مأمن و شایستهترین کانون برای تربیت فرزندان معرفی شده و والدین نخستین مربیان این کانون تربیتی هستند. زوجین با همدلی و ایمان میتوانند محیط مناسبی برای رشد و شکوفایی فرزندان فراهم کنند. کانون گرم و محبتآمیز خانواده میتواند زمینه عبور فرزندان از فراز و نشیبهای زندگی و حرکت آنان به سوی رشد و تعالی را فراهم سازد. از سوی دیگر، تزلزل بنیاد خانواده میتواند پیامدهای فرهنگی و اجتماعی داشته باشد و در جوامعی که بخشی از افراد از تربیت، آموزش، محبت و نظارت خانوادگی محروم بودهاند، آثار گسیختگی امور و بیهویتی فرهنگی بیشتر نمایان میشود.
بر همین اساس، مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی چه جایگاهی در کتب درسی دارد؟ این پرسش، جایگاه خانواده را در ارتباط با نظام آموزشی و نقش کتابهای درسی در انتقال مفاهیم مربوط به خانواده مورد توجه قرار میدهد.
اهمیت نظری و علمی جایگاه خانواده
خانواده کوچکترین نهاد اجتماعی و در عین حال بزرگترین و تأثیرگذارترین واحد تربیتی در جوامع به شمار میآید. این نهاد میتواند منشأ تحولات فردی و اجتماعی و زمینهساز رشد ارزشهای انسانی در میان اعضای خود باشد. خانواده مهمترین نهادی است که فرد در آن جامعهپذیری و فرهنگپذیری را آغاز میکند. انسان نخستین تجربههای اجتماعی خود را در خانواده به دست میآورد و در این محیط، زیستن در جامعه، همیاری و همزیستی با دیگر انسانها را میآموزد.
از این منظر، اگر جامعه بشری به پیکری واحد تشبیه شود، خانواده نخستین سلول پدیدآورنده آن است. از آغاز پیدایش انسان، زنان و مردان با تشکیل خانواده در کنار یکدیگر زندگی کرده و فرزندان خود را در محیط خانواده پرورش دادهاند. استحکام نظام خانواده نیز همواره مورد توجه مصلحان جامعه قرار داشته است و حفظ این کانون به عنوان زمینهای برای سعادت اعضای خانواده اهمیت پیدا کرده است.
با وجود پیشرفتهای علمی و صنعتی، نهاد خانواده در دنیای امروز با مشکلات بزرگی مواجه شده است. برخی کارکردهای گذشته خانواده کمرنگ شده و بخش قابل توجهی از کارکرد تربیتی و جامعهپذیری فرزندان به نهادهای ثانویه مانند مدرسه و دانشگاه واگذار شده است. خانواده همچنین از کارکرد تولیدی گذشته خود فاصله گرفته و به سمت مصرفی شدن حرکت کرده است. با وجود این تغییرات، خانواده همچنان از مهمترین نهادهای اجتماعی محسوب میشود.
خانواده علاوه بر تأمین نیازهای اساسی فرد، موقعیتهای متعددی برای یادگیری، شکلگیری نگرشها و ایجاد باورهای اساسی فراهم میکند. این کارکرد برای زندگی اجتماعی، بهرهگیری از میراث فرهنگی و انتقال آن به نسلهای بعد اهمیت دارد. خانواده صرفاً یک گروه قراردادی نیست، بلکه واحدی اجتماعی از مناسبات انسانی است که بر پیوندهایی ریشهدار در طبیعت و فطرت انسان استوار شده است.
نقش خانواده در رشد فردی و اجتماعی
خانواده در زمان شکلگیری، نیازهای جمعی و روانی اعضای خود را مورد توجه قرار میدهد و در حفظ سلامت و رشد روانی فرد نقش دارد. نیازهای عاطفی و روانی، محبت، احساس تعلق و امنیت در زندگی خانوادگی اهمیت زیادی دارند. برای کودکان، خانواده پایگاهی است که نخستین مناسبات انسانی در آن شکل میگیرد و منبع تأمین نیازهای اولیه و اساسی آنان است. کودک نخستین تجربههای خود را در روابط خانوادگی و بهویژه در روابط خود با مادر به دست میآورد.
خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی کوچک، در حفظ و استمرار میراث فرهنگی جامعه، افزایش قدرت مقاومت در برابر نابسامانیها و مقابله با آسیبهای اجتماعی نقش قابل توجهی دارد. بنابراین جایگاه خانواده تنها به روابط میان اعضای آن محدود نیست و کارکردهای آن در سطوح مختلف فردی و اجتماعی قابل مشاهده است.
در دیدگاه مطرحشده در پژوهش، تشکیل خانواده در اسلام نیز از ارزشمندترین و مقدسترین اقدامات برای انسان تلقی شده است. خانواده در این دیدگاه، عامل حفظ دین و باور، زمینهساز انس و سعادت فرد و جامعه، سبب حفظ عفت و موجب ارزش یافتن زوجین معرفی شده است. این نگرش، اهمیت خانواده را در نظام ارزشی و اجتماعی مورد تأکید قرار میدهد.
از دیدگاه کارکردگرایی نیز اگر خانوادهها در انجام کارکردهای خود ناتوان باشند، جامعه به نظم اجتماعی مطلوب دست نخواهد یافت. خانواده موجب ایجاد ارتباط میان تعاملات سطح خرد و سطح کلان اجتماعی میشود و این ارتباط به برقراری نظم اجتماعی، تأمین امنیت افراد و جامعه و تأمین منافع جمعی کمک میکند. در این دیدگاه، عملکرد خانواده میتواند در شکلگیری الگوهای زندگی خانوادگی و نظم اجتماعی نقش حیاتی داشته باشد.
خانواده و آموزش و پرورش
یکی از موضوعات مهم مطرحشده در پژوهش، ارتباط میان خانواده و نهادهای آموزشی است. با کمرنگ شدن برخی کارکردهای سنتی خانواده، بخشهایی از وظایف تربیتی و جامعهپذیری فرزندان به مدرسه و دانشگاه منتقل شده است. به همین دلیل، نظام آموزشی و به ویژه کتابهای درسی میتوانند در انتقال مفاهیم مربوط به خانواده و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی اهمیت داشته باشند.
کتابهای درسی از ابزارهای مهم آموزشی و تربیتی هستند و محتوای آنها میتواند در شکلگیری نگرشها و باورهای دانشآموزان نقش داشته باشد. از آنجا که خانواده نخستین محیط اجتماعی و تربیتی کودک است، توجه به جایگاه آن در محتوای آموزشی دوره ابتدایی اهمیت ویژهای پیدا میکند. کودکان در سالهای ابتدایی تحصیل، همزمان با حضور در خانواده، وارد محیط مدرسه میشوند و در این مرحله، دو نهاد خانواده و مدرسه در فرآیند رشد و جامعهپذیری آنان نقش دارند.
از این رو، توجه به خانواده در کتب درسی دوره ابتدایی میتواند با نقش خانواده در یادگیری، تربیت، شکلگیری نگرشها، انتقال ارزشها و فرهنگپذیری ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر نیز با توجه به همین اهمیت، جایگاه خانواده را در کتب درسی دوره ابتدایی به عنوان موضوع اصلی بررسی مطرح کرده است.
خانواده و انتقال فرهنگ
خانواده نخستین اجتماعی است که فرد در آن رشد میکند و در آن زیستن در جامعه بشری، همیاری و همزیستی با دیگران را میآموزد. به همین دلیل، خانواده در فرهنگپذیری و جامعهپذیری افراد نقش اساسی دارد. ارزشها، نگرشها و باورهای فرد در محیط خانواده شکل میگیرند و بخشی از میراث فرهنگی جامعه از طریق خانواده به نسلهای بعد منتقل میشود.
تزلزل خانواده میتواند پیامدهایی فراتر از محیط خانوادگی داشته باشد. در متن پژوهش تأکید شده است که برای زوال فرهنگی یک ملت، تزلزل بنیاد خانواده کافی است. افرادی که از محیط گرم خانواده، محبت پدر و مادر و تربیت و نظارت خانوادگی برخوردار نبودهاند، ممکن است با آثار گسیختگی امور و بیهویتی فرهنگی مواجه شوند. بنابراین، حفظ و تقویت خانواده نه تنها برای اعضای آن، بلکه برای جامعه نیز اهمیت دارد.
نهاد خانواده در ایران نهادی قدیمی است و در ساماندهی زیست انسانی و اجتماعی مرکزیت دارد. با وجود تغییرات ساختاری و کارکردی، خانواده همچنان نهادی اصلی و ماندگار معرفی شده است. این نهاد از نظر امنیت، تأثیرگذاری و نقشآفرینی در سطح فردی، ساختاری و نهادی از اولویت برخوردار است.
اهمیت کاربردی پژوهش
اهمیت کاربردی پژوهش از این موضوع ناشی میشود که خانواده در ایران، با وجود تغییرات ساختاری و کارکردی، همچنان در ساماندهی زندگی انسانی و اجتماعی نقش مرکزی دارد. خانواده از نظر امنیت و تأثیرگذاری در سطوح مختلف فردی و اجتماعی اهمیت خود را حفظ کرده است.
بر همین اساس، پژوهش حاضر تلاش میکند میزان اهمیت جایگاه خانواده در کتب درسی دوره ابتدایی را مشخص کند و همچنین نشان دهد که آموزش و پرورش تا چه اندازه در اجتماعی کردن فرزندان نقش دارد. توجه به این موضوع میتواند جایگاه خانواده را در محتوای آموزشی مورد بررسی قرار دهد و ارتباط میان خانواده، تربیت، جامعهپذیری و آموزش رسمی را روشنتر سازد.
در مجموع، موضوع اصلی این پژوهش بررسی جایگاه خانواده در کتب درسی دوره ابتدایی است. مبنای این بررسی بر این دیدگاه استوار است که خانواده نخستین نهاد اجتماعی و تربیتی زندگی انسان، نخستین محیط جامعهپذیری و فرهنگپذیری، منبع شکلگیری نگرشها و باورهای اساسی و یکی از عوامل مهم در حفظ انسجام اجتماعی و انتقال میراث فرهنگی است. با توجه به تغییرات ساختاری و کارکردی خانواده در جامعه معاصر، بررسی جایگاه آن در محتوای کتابهای درسی اهمیت پیدا میکند. مسئله پژوهش از این جهت مطرح شده است که مشخص شود خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی تا چه اندازه در کتب درسی دوره ابتدایی مورد توجه قرار گرفته و آموزش و پرورش چه جایگاهی در فرآیند اجتماعی کردن فرزندان دارد.