خلاصه پایان نامه بررسی و تبیین سنت روایی عاشورا با تکیه بر اندیشه پل ریکور
چکیده
بیشک، واقعه عاشورای اباعبداللهالحسین(علیهالسلام)، باعظمتترین و الهامبخشترین پدیده تاریخ اسلام است. چنانکه بیشترین آیینها و پرحجمترین تاریخنگاریها را در جهان اسلام از آنِ خود کرده است. همین عظمت و گستره، سبب شده تا تحلیل این واقعه به صورت یک پدیده زنده و پیشرو، کاری دشوار و پرچالش باشد. به نظر میرسد با آنکه عاشوراپژوهیهای معاصر، به گسترش مباحث نظری این حوزه کمک شایانی کرده است؛ اما به سبب تسلط روش اجتهادی بر رویکردهای پژوهشی این حوزه، نتوانسته پیوندی محکم با بدنه اجتماعی آیینهای عاشورایی برقرار سازد. این شکاف، گشودن افقهای نظری تازه در بررسی و تبیین روند شکلگیری و استمرار پدیده عاشورا را ضروری مینماید.
در میان فیلسوفان معاصر جهان، اندیشه پل ریکور فرانسوی، در حوزههای هرمنوتیک، روایتشناسی و شناختشناسی تاریخ، همواره مورد توجه محققان بوده است. تبیین مفاهیمی چون خاطره جمعی، سنت روایی و روایت تاریخی در اندیشه او، میتواند دستاوردهای بدیع و راهگشایی در بررسی عاشورا به مثابه یک سنت روایی زنده، برای عاشوراپژوهان داشته باشد. این رساله میکوشد تا تبیین معرفتشناسانه تاریخ از دیدگاه ریکور را به عنوان بدیلی برای رویکردهای تاریخپژوهی مرسوم، معرفی نماید.
همچنین میکوشد پس از شرح این اندیشهها، آن را به محک واقعه عاشورا بیازماید و نشان دهد که با این نگاه، حوادث بزرگی چون عاشورا را، میتوان نه به عنوان یک واقعه سپری شده، که به مثابه یک پدیدار پویا با همه گستره و ابعادش مورد کنکاش قرار داد؛ و برای بسیاری از پرسشهای پیچیده پاسخهای تازه یافت.
واژگان کلیدی: تاریخ، عاشورا، سنت روایی، روش اجتهادی، پل ریکور، خاطره جمعی، روایت تاریخی.
اهداف
دغدغه اصلی این رساله گشودن افقی تازه فراروی کسانی است که در حوزه روایات تاریخی و به ویژه روایت عاشورا پژوهش میکنند. مطالب این فصل در سه بخش سامان یافته است. در بخش نخست درباره سیره و روش پژوهشگران مسلمان در مواجهه با علوم انسانی بحث و رویکرد غالب و حاکم بر ذهن و قلم علمای مسلمان از هر حیث معرفی میگردد. در بخش دوم با نگاهی به تاریخپژوهی اسلامی روش جامع نقد تاریخی مسلمانان معرفی میگردد و در ادامه، در بخش سوم، گزارشی از روند عاشوراپژوهی دانشمندان مسلمان و داوری درباره مقاتل و روایتهای عاشورایی که در طول اعصار و قرون پدید آمده است، ارائه خواهد شد. در پایان فصل نیز از ضرورت گشودن افق های نو و رویکردهای تازه برای بررسی روایت عاشورا سخن به میان خواهد آمد.
هرچند حادثه عاشورای سال 61 هجری از عمیقترین و تاثیرگذارترین حوادث تاریخ اسلام به شمار میآید و علاوه بر حضور پررنگ در جوامع تاریخی، تاریخ نگاریهای مستقل پرشماری تحت عنوان «مقاتل» به آن اختصاص یافته، اما بررسی تاریخی این حادثه توسط عاشورا پژوهان و دانشمندان مسلمان ذیل رویکرد کلی ایشان به تاریخ صورت گرفته است. بنابراین ناچاریم به عنوان نقطه عزیمت، به این سوال پاسخ گوییم که علمای مسلمان چه تصوری از تاریخ دارند و روش ایشان هنگام بررسی وقایع تاریخی چیست؟ البته پیش کشیدن این بحث به معنای بررسی فلسفه تاریخ نزد اندیشمندان مسلمان نیست. چه، این بحث از موضوع و حوصله این رساله خارج است. در واقع هدف این رساله بررسی پدیدارشناسانه نحوه شکل گیری دانشی به نام تاریخ و روایتهای تاریخی ذیل آنست؛ نه اینکه روند شکلگیری حوادث تاریخی و علل و عوامل تطوارات جوامع بشری در دوران های مختلف و پیش بینی سمت و سو و سرانجام تمدنهای بزرگ را به بحث گذاریم.
تاریخ چیست؟
ابتدا باید بدانیم علمای مسلمان تاریخ را چه میبینند. از اندیشمندان و مورخانی چون مسعودی و ابن خلدون که بگذریم در دوران معاصر مرحوم شهید مطهری(ره) به عنوان یک عالم مسلمان بیشترین بحث و بررسی را دراینباره داشته است. ما در همین فصل درباره رویکرد خلدونی و سیطره آن بر رویکردهای پس از او سخن خواهیم گفت؛ اما اکنون برای ارائه یک تعریف و تقسیم ساده، از اندیشه این شهید بزرگوار بهره میبریم. گو اینکه رساله حاضر برای بررسی انتقادی روش حاکم بر مجامع علمی اسلامی در پژوهش تاریخی، بیشتر به رویکرد علامه مطهری ارجاع خواهد داد.
شهید مطهری(ره) در پاسخ به این سوال که تاریخ یعنی چه؟ سه معنا از این واژه را معرفی میکند که به اختصار نقل میشود. در تعریف نخست، تاریخ یعنی علم به وقایع و حوادث سپری شده و اوضاع و احوال گذشتگان، زندگینامهها و سیرههایی که در میان همه ملل تالیف شده و میشود. علم تاریخ در این معنا، اولاً جزئی است؛ یعنی علم به یک سلسله امور شخصی وفردی است نه علم به کلیات و یک سلسه قواعد و ضوابط، ثانیاً یک علم «نقلی» است نه عقلی، ثالثاً علم به «بودن»ها است نه علم به «شدن»ها. رابعاً به گذشته تعلق دارد نه به حاضر. شهید مطهری(ره) این نوع تاریخ را «تاریخ نقلی» اصطلاح میکند. در تعریف دوم علم تاریخ یعنی علم به قواعد و سنن حاکم بر زندگیهای گذشته که این از مطالعه و بررسی حوادث و وقایع گذشته بهدست میآید. بنابراین محتوا و مسائل «تاریخ نقلی» به منزله مبادی و مقدمات این علم به شمار میآید. مورخ به این معنا، در پی کشف طبیعت حوادث و روابط علی و معلولی آنهاست تا از این راه به قواعد و ضوابطی کلی برای تعمیم حوادث مشابه حال و گذشته دست یابد. این نوع تاریخ که شهید آن را تاریخ علمی اصطلاح کرده است، مانند نوع نخست به گذشته تعلق دارد و علم به بودنهاست نه شدنها؛ اما بر خلاف تاریخ نقلی علم به کلی است نه جزئی و عقلی-نقلی است نه نقلی محض. تعریف سوم، به فلسفه تاریخ برمیگردد. یعنی علم به تحولها و تطورهای جوامع از مرحلهای به مرحلهای دیگر و قوانین حاکم بر آن. این علم، علم به شدنهاست و عقلی است[1].
صرف نظر از اینکه آیا همه علمای مسلمان با این تقسیمبندی همراهند یا خیر، همین تقریب به ذهن برای ما کافی است تا بگوییم که هدف این رساله تبیین برخی رویکردهای پژوهشی در تاریخ به معنای نخست و به طبع آن، تعریف دوم است. بر این پایه نخست رویکرد غالب اسلامی برای کاوش در این نوع تاریخ معرفی و بررسی انتقادی میشود. سپس در فصلهای آینده رویکرد روایت شناسانه به تاریخ از نگاه فیلسوف معاصر، پل ریکور معرفی و شناسایی میگردد. در همه این مسیر حادثهی محوری برای مورد پژوهی، روایت عاشوراست و تلاش میکنیم سنت روایی عاشورا را در پس چهارده قرن با نگاه تاریخی ریکور شناسایی کنیم.
بخش نخست: روش اجتهادی
علمای مسلمان و به ویژه عالمان شیعه در کاوشهای دینی خود از روشی بهره میبرند که با روشهای شناخته شده در مجامع علمی غربی تفاوتهای آشکار دارد. این روش که در طول اعصار با تحولاتی نیز همراه بوده و شاخهها و تقسیماتی به همراه دارد با عنوان کلی «روش اجتهادی» شناسایی میگردد. مدعای این نوشته اینست که دانشمندان مسلمان این روش و رویکرد پژوهشی خود را به دیگر شاخههای علوم انسانی تعمیم دادهاند. به عنوان مثال در بررسیهای تاریخی خود چون با تاریخ اسلام مواجه بودند همین روش اجتهادی را به کار بستهاند. البته برای این روش در هر حوزه دانشی، کارویژه مشخصی متناسب با شرایط و ویژگیهای آن حوزه به چشم میخورد که ناشی از کارکردها و آثار مترتب بر پژوهش در هر حوزه است. با این توضیح اجتهاد در دانش فقه و اصول برای رسیدن به حکم شرعی در فروعات احکام با اجتهاد در علم کلام اسلامی یا تاریخ پژوهی تفاوتهایی دارد. اما اصول، مبانی و لوازم مشترکی نیز دارند.
برای اجتهاد، نظر به مذاهب مختلف اسلامی و به صورت مشخص مشرب شیعی و سنی، و نیز با توجه به اختلافهایی که در جزئیات روش وجود دارد، تعاریف متعددی گفته شده است. اما اجتهاد دینی را در یک تعریف جامع که حوزههای دانشی مختلف را در برگیرد چنین تعریف کردهاند:
اجتهاد دینی، اصطلاحاً عبارتست از کوشش علمی بر اساس منابع معتبر، به واسطه ابزار و عناصر لازم برای تفهم، اکتشاف و استخراج مطلق آموزههای دین به گونهای که از اعتبار(حجیت یا صرفاً منجزیت و معذریت) برخوردار باشد.[2]
در این تعریف نکاتی وجود دارد. از جمله اینکه مجتهد پیش از رجوع به منبع باید از اعتبار آن یقین حاصل کند. اعتبار منبع به دو معناست . یکی اصل جواز رجوع به منبع برای استخراج یا کشف که این معنا یا مستقیما توسط شرع تایید میگردد و یا از راه عقل به دست میآید مانند اینکه گفته شود آیا خبر واحد حجت است یا خیر که این بحث در علم اصول با دلایل نقلی و عقلی بررسی میشود. معنای دوم اعتبار منبع اینست که پس از تجویز رجوع محقق به یک منبع، آیا مفاد منبع مطابق واقع به محقق رسیده است یا خیر. مثلا پس از پذیرش قرآن به عنوان یک منبع آیا قرآن امروزی مصون از تحریف و دستبرد مانده یا آیات و مفاد آن توسط عدهای تغییر داده شده و کم و زیاد شده است که بنابراین نمیتواند برای مجتهد یک منبع قابل اعتماد محسوب شود. یا مثلا مراسیلی که مرحوم صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه نقل کرده صحیح است یا خیر. مثال نخست موضوع قابل بحث در علوم قرآنی و علم اصول است و مثال دوم موضوع علم رجال و حدیث شناسی است. نکته قابل توجه در رابطه با تحصیل اعتبار منبع در شکل دوم، تجربه محور بودن آنست. یعنی برای اطمینان از اعتبار روایات تاریخی که به دست محقق امروزی میرسد چیزی جز گزارشهای تاریخی که گفتهها و شنیدههای افراد درباره راویان است وجود ندارد. محقق در این مرحله از اجتهاد ناچار باید بر اساس تجربه دیگران وثاقت یک راوی و در نتیجه صحت سند را بدست بیاورد. البته این مساله برای رویکردهای عقلگرا بیش از رویکردهای متن محور اهمیت داشته است. مثلا اخباریان که به نوعی در میان فقها متن محور محسوب میشوند نسبت به ضرورت علم رجال شبهاتی را وارد کردهاند.[3] خلاصه آنکه رویکردهای تحلیلی در پژوهش های دینی که همواره دریافت عقلی را بر کلیت متن حاکم کردهاند با نگاه تردید و احتیاط با متن مواجه شدهاند. توجه به این مساله در ادامه مسیر این رساله خالی از اهمیت نیست.
ABSTRACT
Without a doubt, the event of Imam Hossein, s Ashoura is the greatest and most inspiring phenomenon in the history of Islam, as most of the rituals and historiographies in the world of Islam belong to it. Such a greatness has made it a hard and challenging task to analyze this event as a live and present phenomenon. Though the contemporary researches on Ashoura have contributed a lot to the expansion of theoretical discussions in this issue, this researches seem to be unable to create a strong link with the social body of Ashoura rituals, being influenced by traditional research methods. This gap necessitates the creation of new theoretical horizons in order to survey the process of formation and continuation of The phenomenon of Ashoura.
Among the contemporary philosophers of the world, the French Paul Ricœur, s thought in Hermeneutics, Narratology and Epistemology of history has always been paid attention by the researchers. Clarifying notions like collective anecdote, narrative tradition, historical narration in his tuought, could have fresh contributions in revising Ashoura as a live narrative tradition for the use of Ashoura researchers. This essay tries to identify Ricœur, s epistemological clarification of history as a replacement for the current methods of historiology.
This essay, in addition, tries to examine this thoughts, after being illustrated, based on the event of Ashoura and show that from this point of view every important incident like Ashoura could be scrutinized not as a passed event but like a dynamic phenomenon along with all its extend and aspects, and find an answer for a lot of complicated questions.
Key words: History, Ashoura, narrative tradition, traditional method, Paul Ricœur, historical narrative
فهرست پایان نامه بررسی و تبیین سنت روایی عاشورا با تکیه بر اندیشه پل ریکور
فهرست:
فصل نخست: بررسی و شناخت شیوه تاریخپژوهی علمای مسلمان.. 1
اهداف... 2
تاریخ چیست؟. 3
بخش نخست: روش اجتهادی.. 4
ابزار و شرایط اجتهاد. 6
ویژگیهای روش اجتهادی.. 7
حکومت اصول اعتقادی بر فرآیند اجتهاد. 7
حاکمیت منطق ارسطویی... 8
تفسیر غالب از منبع منصوص به متن مکتوب... 8
تاثیرگذاری«استعاره»ها بر عمل اجتهادی.. 8
بخش دوم: نگاهی به تاریخ پژوهی در اندیشهی عالمان مسلمان.. 11
واکاوی و بررسی آراء ابن خلدون.. 11
روش نقد تاریخى از نظر ابن خلدون.. 14
نقد و بررسی... 18
واکاوی و بررسی آراء شهید مطهری(ره) 23
بخش سوم: نگاهی به عاشوراپژوهی معاصر. 26
1.تکنگاری و موردپژوهی در باب آسیبهای عزاداری و تحریفها و نقد آن یا دفاع از سنتهای رایج 27
2. تکنگاریها درباره هدف قیام اباعبدالله(ع) و علل و عوامل وقوع حادثه عاشورا 34
3.کتابشناسیهای توصیفی، تاریخی در معرفی مقاتل و تاریخنگاریهای عاشورا از صدراسلام تاکنون 35
4.کتابشناسیهای توصیفی، انتقادی با هدف جریانشناسی، معرفی رویکردها و تحریفسازیهای عاشورایی 40
5.کتابشناسی انتقادی برای ارائه روشهای نقد منابع تاریخی و مقاتل و نیل به منابع متقن.. 46
6.فرهنگها و موردپژوهیهای عاشورایی... 50
تأملی بر تناسب روش تاریخ پژوهی عالمان مسلمان با واقعهی عاشورا 50
فصل دوم: تاریخ، سنت روایی و روایت تاریخی در اندیشه پل ریکور. 54
درآمد.. 55
زندگی، آثار و فلسفه ریکور. 56
درنگی در سیره فکری و مشی فلسفی ریکور. 62
بخش نخست: از خاطره فردی تا حافظه رسمی... 65
یک: پدیدارشناسی خاطره. 65
دو: خاطره و مفهوم«زمان». 69
سه: خاطره جمعی... 72
چهار: خویشتن، دیگران، نزدیکان.. 77
پنج: بررسی خاطره به مثابه کنش.... 78
بخش دوم: از آرشیو تا روایت... 86
شناختشناسی تاریخ... 86
مرحله اول: آرشیو مستندات... 87
از گواهی تا آرشیو. 89
مرحله دوم: استناد، تفسیر و فهم... 91
مرحله سوم: بازگو کردن روایت تاریخی... 96
طرح افکنی(EMPLOTMENT ) 99
از روایت تا زندگی... 106
فصل سوم: گامی به سوی تبیین سنت روایی عاشورا. 112
درآمد.. 113
تبیین سنت روایی عاشورا 116
بخش نخست: پیکربندی روز واقعه.. 116
شخصیت پردازی داستان کربلا.. 117
حادثهها در واقعه عاشورا 119
بحث روایی... 121
بخش دوم: از روز واقعه به سوی روایتگری.. 123
عاشورا و خاطره جمعی... 123
تحلیلی سریع از رویکرد نخستین مقتلنگاریها. 125
نقش اهل بیت(علیهمالسلام) در شکلگیری خاطره جمعی عاشورا 127
یک:تقویت خاطرات از راه تصویرسازی.. 127
دو:استفاده نمادین از اشیاء متعلق به کربلا.. 128
سه:ترویج عزاداری و گریه بر مصیبت کربلا با استفاده از ادبیات منظوم.. 129
چهار:سفارش مؤکد و تشویق به زیارت امام حسین(ع) درکربلا.. 135
روند تعمیق خاطره جمعی عاشورا در میان امت اسلامی... 137
مقاتل، از بایگانی تا روایت... 142
بررسی گونه نخست مقاتل.. 143
بررسی گونه دوم مقاتل.. 144
بررسی گونه سوم مقاتل.. 146
کتابنامه.. 149
منبع:
ابن خلدون، عبدالرحمن، (بیتا)، کتاب العبر، ج 1، مقدمه ، بیروت، مطبعه الکشاف.
ابو مخنف، 1378،وقعه الطف، مقدمه و تحقیق محمدهادی یوسفی غروی، ترجمه سیدعلی محمدموسوی،قم، بنیالزهراء.
اسفندیارى، محمّد ،1380 ، کتابشناسى تاریخى امام حسین (ع). تهران، سازمان چاپ و انتشارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .
اسلامی، سید حسن، «آسیبهای اخلاقی پژوهشهای عاشورایی» ، مجموعه مقالات دومین کنگره علمی حماسه حسینی، قم، مؤسسه دار المعارف شیعی، پاییز 1391.
آلاندوزلى، محمّد، «کتابشناسى توصیفى انتقادى پیرامون تحریف هاى عاشورا»، آیینه پژوهش، ش 77-78.
پیشوایی، مهدی،1382، «تاملی در آثار و اندیشههای ابن خلدون»، تاریخ در آیینه پژوهش، پاییز 82، پیش شماره 3.
جعفری، محمدتقی، 1380، امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، تهران، موسسه تنظیم ونشر آثارعلامه جعفری.
جوانعلی آذر، مرتضی، 1391، سیمای سازمان از نگاه اسلام ، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام.
حسنی، حمیدرضا،1389، عوامل فهم متن، تهران، هرمس.
حسنی، سیدحمیدرضا، و مهدی علی پور، 1387،« تحلیل مکانیزم اجتهاد به مثابه مدلی برای تولید علوم انسانی اسلامی»، همایش تولید علم و جنبش نرم افزاری در حوزه معارف اسلامی، کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان،
ذهبی،تاریخ الاسلام، ج 26.
رنجبر، محسن،1389، جریانشناسی تاریخی قرائتها و رویکردهای عاشورا از صفویه تا مشروطه (با تاکید بر مقاتل )، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
ریکور بول ، 2009، الذاکره التاریخ النسیان، ترجمه جورج زیتانی، بیروت، دار الکتاب الجدید.
ریکور بول ،2005، صراع التاویلات،ترجمه منذر عیاشی،بیروت، دارالکتاب الجدید.
ریکور،پل، 1373، زندگی در دنیای متن، ترجمه بابک احمدی، تهران، هرمس.
ریکور،پل،1373، «خاطره تاریخ فراموشی»، سخنرانی در پژوهشکده حکمت وادیان،تهران.
ریکور،پل،1383، زمان و حکایت، کتاب اول، ترجمه مهشید نونهالی، تهران، گام نو.
سبحانی، جعفر،1377، کلیات فی علم الرجال، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
صالحی نجف آبادی، نعمت الله ،1349، شهید جاوید؛ حسین بن علی علیه السلام.
صدوق، محمدبن علی بن بابویه،1389، الامالی ، ترجمه محمدعلی سلطانی، قم، ارمغان طوبی.
الطبری، محمد بن جریر،1939،تاریخ الامم والملوک، ج4، قاهره، مطبعه الاستقامه.
عدالتنژاد،سعید،1382، اندر باب اجتهاد، تهران، طرح نو.
فاضل دربندی، ملاآقا، اسرار الشهاده، چاپ سنگی، تهران، انتشارات اعلمی.
الکلینی،ثقه الاسلام،الکافی، ج 8 .
گروهی از تاریخ پژوهان، 1389، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا(ع)، ج1، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
گلی زواره،غلامرضا،1382،از مرثیه تا تعزیه،قم،حسنین(ع).
مجلسی،محمدباقر،1403، بحارالانوار، ج44-45-98 ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف.
مطهری، مرتضی(بیتا)، جامعه و تاریخ، تهران، انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی،(بیتا)، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی،(بیتا)، سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، تهران، انتشارات صدرا.
میرزا حسین نوری طبرسی، 1375، لؤلؤ و مرجان در شرط اول و دوم منبر روضهخوانان، تحقیق حسین استاد ولی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
میرمحمدی، ضیاءالدین، «بازخوانی روز واقعه، تبیین شناسی تحلیلهای عاشورا»، جام جم،21 اسفند 1384.
نصری، امیر،1387، حکمت شمایلهای مسیحی، تهران، نشر چشمه.
نصری، عبدالله، 1389، راز متن، تهران، سروش.
الهامی ،داود ، 1378، تحریفشناسی عاشورا در پرتو امامشناسی، قم، مکتب اسلام.
انگلیسی
Karl Simms, 2003 , Paul Ricoeur, New York, Routledge .
Paul Ricoeur,2004 ,Memory, history, forgetting ; translated by Kadileen Blarney and David Pellauer, Chicago & London, The University of Chicago Press.
Questioning Ethics: Contemporary debates in philosophy, 2002,Edited by Richard Kearneyand Mark Dooley,London and New York, Taylor & Francis e-Library.
On Paul Ricoeur: Narrative and Interpretation. edited by David Wood, Routledge, New York1991.