خلاصه پایان نامه نوستالژی در شعر شهریار، اخوان ثالث و فروغ فرخزاد
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی
چکیده
نوستالژی، اصطلاحی است که از روان شناسی وارد ادبیات شده است و آن را به معنی حسرت و دل تنگی بر گذشته تعریف کردهاند. مهدی اخوان ثالث، محمدحسین شهریار و فروغ فرخزاد، شاعرانی هستند که اشعارشان سرشار از مفاهیم نوستالژیک است؛اما در عین حال تفاوتهایی هم بین آنان وجود دارد و هریک از این شاعران به یک جنبه از نوستالژی بیشترتوجه کرده است.
ادبیات معاصر، به خاطر جریانات و شرایط حاکم برآن، زمینه ساز مفاهیم مختلف نوستالژی بوده است و این سه شاعر نیز از افراد خاص این دوران هستند که از شرایط موجود متأثر شدهاند و این امر نمودهای مختلف نوستالژی را دراشعار آنان به وجود آورده است. اخوان ثالث، شرف وعزت ایران را در گذشته های دور می بیند وبه همین دلیل همیشه در حسرت روزگاراران پراقتدار گذشته است.فرخزاد هم شاعری است که شرایط اجتماعی اورا بهیأس و بدبینی کشانده است واین را درفضای بسیاری از شعرهای او می بینیم و شهریار که شکست عشقی می خورد، سراسر دیوانش سرشار از غم هجران ودوری از معشوق می شود.
این پژوهش برآن است تابه بررسی مفاهیم مختلف نوستالژی درشعر معاصر فارسی ودر اشعار این سه شاعر معاصر بپردازد وعلل روی آوردن آنان را به نوستالژی توضیح دهد وهمچنین در ضمن مقایسه آنان با یکدیگر، میزان تأثیر پذیری هر یک را ازشاعران ونویسندگان غربی بررسی کند.
مقدمه
نوستالژی (حسرت برگذشته) و یاد دوران شاد گذشته و گله و شکایت از روزگار و زمان حال از مباحثی است که همیشه و برای همگان مطرح است. اما این بحث درادبیات و بخصوص شعر جایگاهی ویژه دارد. و بیان این مسأله در شاعران از سایرین بیشتر و عمیقتر است. در این تحقیق سعی بر این است که به جایگاه موضوع نوستالژی درادبیات معاصر و در آثار شاعران مورد نظر پرداخته شود.
نوستالژی، یکی از موضوعات با اهمیت و قابل توجه در ادب فارسی است که تا به حال چندان به آن پرداخته نشده است.
نوستالژی را به طور خلاصه، یک احساس درونی تلخ و شیرین؛ به اشیاء، اشخاص و موقعیتهای گذشته تعریف کردهاند و معنی دیگر آن دل تنگی شدید برای زادگاه است.
در این تحقیق ابتدا به تعریفی جامع از نوستالژی و تاریخچه آن در غرب خواهیم پرداخت و آن گاه با مطالعۀ همه آثار نویسندگان مورد نظر به مقایسه شواهد به دست آمده اقدام خواهیم کرد تا از این طریق به میزان اثرگذاری دوری از وطن، اشتیاق به گذشته، اشتیاق به هیچ و .... در روحیات افراد پی ببریم و همچنین به نمودهای دیگری از نوستالژی که در میان آثار غربیان وجود ندارد اشاره شود. به همین منظور بعد از تاریخچۀ نوستالژی در غرب، نوستالژی را در ادبیات سنتی فارسی مورد بحث قرار دادهایم تا پیشینۀ این موضوع در ادبیات ما به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد.
و بعد با تعریفی جامع از ادبیات معاصر به مفهوم نوستالژی در آثار این 3 شاعر معاصر پرداختهایم. پس همچنان که توضیح داده شد فصل بندی این موضوع به ترتیب زیر میباشد:
در فصل اول با عنوان کلیات، به مباحث ذکر شده پرداخته شده است.
در فصل دوم به مهدی اخوان ثالث و شعر او و نمودهای نوستالژی در آثارش پرداخته شده است.
در فصل سوم زندگی و شعر فروغ فرخزاد مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل چهارم هم بعد از توضیحات در مورد زندگی و شعر شهریار مفاهیم نوستالژی در شعر او بررسی شده است.
در فصل پنجم با عنوان نتیجهگیری، بعد از مقایسه شاعران با یکدیگر، به میزان تأثیر پذیری آنها از ادب غرب پرداخته شده است و نتیجهای کلی از مباحث مطرح شده داده شده است.
تاریخچۀ نوستالژی
نخستین بار یک پزشک سوئیسی به نام «جوهانس هوفر» در مقالهای که برای توصیف حالات روحی دو بیمار منتشر کرد این واژه را ساخت و به کار برد. این مقاله دقیقاً در تاریخ 22 ژوئن 1688 نوشته شده بود. یکی از بیماران دکتر هوفر،دانشجویی از شهر برن بود که به «بازل» آمده بود و بیمار دیگر این پزشک یک خدمتکار بود. هر دوی این افراد بعد از بازگشت نزد خانوادهشان کاملاً بهبود یافتند. البته در روان پزشکی امروز اصطلاح صحیح برای اشاره به مشکل این بیماران «اختلال انطباقی» است.
در عین حال مواردی از بیماریها و اختلالات هم در میان نظامیان سوئیسی که درخارج کشور خدمت میکردند، مشاهده میشد. در ابتدا تصور میشد که شاید حالات روحی بدنی این سربازان به علت مسألۀ فیزیولوژیک و یا ناشی از سفر به مناطق با ارتفاع کمتر باشد.
گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود ولی به زودی توجه فیلسوفها را هم به خود جلب کرد. «هالر»در مورد آن مقالهای در دانش نامه Diberot نوشت «روسو» شرح داد که چگونه یک ملودی میتواند به صورت همهگیر برانگیزانندۀ میل شدید بازگشت نوستالژی در میان سربازان سوئیسی شود. کانت باور داشت که نوستالژی ، یک بیماری ناشی از تبعید نیست، بلکه فقر مسبب آن است و دارایی و موفقیتهای اجتماعی میتواند آن را از بین ببرد. یک قرن بعد از چاپ مقالۀ «هوفر» بین سالهای 1789 تا 1815 شرایط به گونهای شد که تعدادمهاجران و سربازان دور از وطن به شدت افزایش یافت وتعداد موارد بیمارانی که در آن زمان «بیماری نوستالژی» برای آنها تشخیص داده میشد چند برابر شد. اما در این زمان پزشکان و به خصوص پزشکان ارتشی، تجربۀ بالینی بیشتری پیدا کرده بودند. آنها به تجربهآموخته بودند که چگونه این اختلال را تشخیص دهند و آن را روان درمانی کنند و به این وسیله یک یادآوری خوشایند خاطرات گذشته را در بیمارانشان ایجاد کنند.
«بارون پرسی» یکی از این پزشکان مینویسد: درمان این بیماری باید روحی و نه دارویی باشد. تجربه نشان داده است که تجویز دارو جز بدتر کردن علایم، کار دیگری نمیکند.
با گذشت 50 سال رفته رفته، اصطلاح نوستالژی از متنهای پزشکی ناپدید شد و دیگر برای توصیف اختلالات بیماران به کار نرفت. اما در همین زمان رفته رفته، وارد دنیای ادبیات شد. نوستالژی در ادبیات یک بیماری نبود، بلکه به احساسات رومانتیک و غم دیر متولد شدن اشاره داشت.
http:// Fa.wikipedia.org
تعریف نوستالژی
نوستالژی واژهای فرانسوی (nostaligia) برگرفته از دو سازۀ یونانی nostos به معنی بازگشت و algos به معنی درد و رنج. این واژه را در فرهنگهای لغت به معنی حسرت گذشته، غم غربت و درد دوری آوردهاند. نوستالژی که از روان شناسی وارد ادبیات شده، در بررسیهای ادبی به شیوهای از نگارش اطلاق میشود که بر پایۀ آن شاعر یا نویسنده در سروده یا نوشته ی خویش، گذشتهای را که در نظر دارد، یا سرزمینی که یادهایش را در دل دارد حسرت آمیزانه و دردآلود ترسیم میکند و به قلم میکشد.
در بررسیهای جدید ادبی، نوستالژی را به 2 گونۀ شخصی و اجتماعی تقسیم میکنند. بر پایۀ نوستالژی شخصی، شاعر یا نویسنده به دورهای از زندگی فردی خویش نظر دارد، حال آن که با توجه به نوستالژی اجتماعی، موقعیت اجتماعی ویژهای که آفرینندۀ اثر بدان نظر دارد؛ حائز اهمیت است. هر یک از گونههای نوستالژی به دو دسته آنی ومستمر تقسیم میشوند.
منظور از نوستالژی فردی آنی، گرایش آفرینندۀ اثر به ترسیم لحظه یا لحظاتی از گذشته در اثر خویشاست. نوستالژی فردی مستمر در بردارندۀ تمامی اثر شاعر یا نویسنده است. شاعر یا نویسندهای که متأثر از این نوع نوستالژی باشد در سراسر اثر خویش، تمام و کمال به گذشتۀ خود میپردازد.
باید یادآور شد که نوستالژی از بنیاد با خاطره نویسی تفاوت دارد. نوستالژی در ادبیات رفتاری است که معمولاً ناخودآگاه در شاعر یا نویسنده بروز کرده، متجلّی میشود و از همین رو اهمیتی سبک شناختی پیدا میکند.
از دیدگاه آسیب شناسی روانی « نوستالژی به رؤیایی گفته میشود که از دوران گذشته پر اقتدار نشأت بگیرد. گذشتهای که دیگر وجود ندارد و بازسازی آن ممکن نیست. وقتی افراد در دورانی از زندگی خود با موانعی روبرو میشوند یا سلامتشان به خطر میافتد یا به پیری میرسند، اولین واکنش آنها راهی برای گریز است. اما در بسیاری از اوقات اگر در واقعیت عینی راهی برای گریز پیدا نکنند، آرزوی گذشتهای را دارند که در آن زندگی پرشکوهی داشتهاند.»(شاملو، 1375 : 11)
نوستالژی در زبان ادبی عصر رمانتیک و در آثار ویکتور هوگو، بودلر و سارتر، معانی مختلف و متفاوتی به خود گرفت. و در آثار هوگو به معنی درد سوزان دوری از وطن، در آثار بودلر به معنی اشتیاق به سرزمینهای بیگانه و اشتیاق برای چیزهای از دست رفته، و سرانجام در آثار سارتر به معنی در حسرت یا اشتیاق هیچ بودن مورد استفاده قرار گرفت.
نوستالژی در مکتب ادبی رمانتیک
در تعریف رومانتیسم بیشتر بر روی انواع فرار رومانتیکها تکیه میشود. فرار به رؤیا، فرار به گذشته، به سرزمینهای دوردست، به تخّیل. نسل رومانتیک نسل آرزوهای بر باد رفته است و مکتب آنها مکتب سرخوردگی.
یکی از اصول مکتب رومانتیک اصل «گریز و سیاحت» است. «آزردگی از محیط و زمان موجود و فرار به سوی فضاها یا زمانهای دیگر، دعوت به سفر تاریخی یا جغرافیایی، سفر واقعی یا بر روی بالهای خیال، از مشخصههای آثار رومانتیک است. نویسندۀ رومانتیک طایر فکر رابه سوی سرزمینهای دیگر و کشورهای دور دست پرواز میدهد. از این رو پیوسته نوعی میل گریز به کشورهای دور دست در آثار رومانتیک به چشم میخورد. و همۀ رومانتیکهابه سراغ قرون پر از احساس و جلال و جبروت رنسانس میروند.»(سید حسینی، 1385 : 181)
یکی دیگر از مشخصات رومانتیسم علاقه به مسیحیت است. دین که فلاسفۀ قرن هجدهم به مخالفت با آن برخاسته بودند در میان رومانتیکها به عنوان احتیاجی قلبی و درونی زنده شد. در اشعار بزمی رومانتیکها، بیشتر از سرسبزی بهار، برگهای زرد پاییز به چشم میخورد و بیشتر از نغمههای پر نشاط بامدادی، آهنگ حزن آلود غروب جلوگر میشود و به جای روشنایی، سایه و تاریکی حکمفرماست. این حزن و اندیشه مثل دردی پنهانی پیوسته در اشعار رومانتیکها طنین میاندازد. ریشۀ این تردید و نومیدی را بیشتر باید در همان جنبۀ احساسی و زیبا جویی مسیحیت جستجو کرد.(همان، ص 183)
Abstract
Nostaligia, it is an idiom that from psychology had entered in the literature. they had defined it as regret and home sickness on the past. Mehdi akhavan sales,mohamad hosein shahriar and forough farokhzad, these are poets that their poem is full of nostaligia comprehensions. But, in any case, there are differences between them, from the point of view, they had more noticed to nostaligia.
Contemporary literature, because of incidences and the condition of domination on them the back ground had made for nostaligia difference comprehensions. And these three poets are a certain people in these times that they had impacted from existence conditions and this work is caused to difference cases in nostaligia. So that they are related to these poems. Akhavan sales, Iran's dignity and glory saw in a remove past. We always regretted to our power full days in the past.
Farokhzad is also a poetess that social conditions is dragged her despair and pessimism. We are seeing them in her most poem spaces. And Shahriar defected in love. His all poetical is full of sad for far from his sweetheart.
In this search we are considered nostaligia difference comprehensions in Persian contemporary poem. We intended to pay these poems that is belong to three poets. Their reasons explained for their enter to nostaligia. Also they compared with each other. We are considered their impaction for every one of poets and writers.
فهرست پایان نامه نوستالژی در شعر شهریار، اخوان ثالث و فروغ فرخزاد
فهرست:
ندا
مقدمه
1
فصل اول (کلیات)
1-1- تاریخچه نوستالژی
3
1-2-تعریف نوستالژی
4
1-3- نوستالژی در مکتب ادبی رومانتیک
5
1-3-1- ویکتور هوگو
5
1-4- بودلر
7
1-5- سارتر
9
1-6-نوستالژی در ادبیات سنتی
10
1-6-1-رودکی
10
1-6-2-فرخی سیستانی
11
1-6-3-فردوسی
12
1-6-4-خاقانی
13
1-6-5-حافظ
13
1-7-ادبیات معاصر
14
1-8-شعر نو
15
1-9-چند فرق شعر نو و سنتی
16
1-10-دوره بندی تاریخی شعر نیمایی
17
1-10-1-ویژگی دوره اول از 1304 تا شهریور 1320 ش.
17
1-10-2-ویژگی دوره دوم از شهریور 1320 تا کودتای 28 مرداد 32
18
1-10-3-ویژگی دوره سوم از سال 32 تا 42 ش. (قیام 15 خرداد)
18
1-10-4-دوره چهارم از 1342 تا 1357 ش. (انقلاب اسلامی)
19
1-11-نگاهی به حزب توده
19
1-12-بررسی کودتای 28 مرداد
21
فصل دوم: اخوان ثالث
2-1-زندگی نامه اخوان ثالث
24
2-2-شعر اخوان
26
2-3-کتاب شناسی آثار اخوان
29
2-4-نگاهی به دفترهای شعری اخوان
30
2-5-سال شمار زندگی اخوان
33
2-6-در مورد تخلص اخوان به م. امید
35
2-7-جلوه های نوستالژی در اشعار اخوان
35
2-7-1-نوستالژی غم غربت
36
2-7-2-نوستالژی دوران باستان
38
2-7-3-نوستالژی دوری از معشوق
51
2-7-4-نوستالژی دوران جوانی
57
فصل سوم: فروغ فرخزاد
3-1-زندگی نامه
62
3-2-فروغ و شعر او
64
3-3-نگاهی به دفترهای شعری فروغ
66
3-4-جلوه های نوستالژی در اشعار فروغ
68
3-4-1-نوستالژی دوری از معشوق
68
3-4-2-نوستالژی دوران کودکی و نوجوانی
75
3-4-3-نوستالژی یأس و ناامیدی (پوچی)
78
فصل چهارم: شهریار
4-1-زندگی نامه
89
4-2-شعر شهریار
91
4-3-جلوه های نوستالژی در شعر شهریار
93
4-3-1-نوستالژی دوری از معشوق
93
4-3-2- نوستالژی غم غربت
101
4-3-3-نوستالژی دوران کودکی و نوجوانی
106
فصل پنجم: نتیجه گیری
نتیجه گیری
118
فهرست منابع
چکیده انگلیسی
119
122
رد
منبع:
ندار
آرین پور، یحیی (1387)، از نیما تا روزگار ما، چاپ پنجم، انتشارات زوار.
آژند،یعقوب (1363)، ادبیات نوین ایران، چاپ اول ، انتشارات امیر کبیر.
آشوری، داریوش (1377)، شعر و اندیشه، چاپ اول، نشر مرکز.
اخوان ثالث، مهدی (1370)، آخر شاهنامه، چاپ دهم، انتشارات مروارید.
──────────── (1369)، ارغنون، چاپ هشتم، انتشارات مروارید.
──────────── (1383)، از این اوستا، چاپ سیزدهم، انتشارات مروارید.
──────────── (1369)، بدایع و بدعتها و عطا و لقای نیما یوشیج، چاپ دوم، انتشارات بزرگمهر.
──────────── (1376)، ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم، چاپ پنجم، انتشارات مروارید.
──────────── (1383)، زمستان، چاپ بیستم، انتشارات مروارید.
──────────── ( 1370)، سه کتاب ( در حیاط کوچک پاییز در زندان، زندگی می گوید اما باز باید زیست، دوزخ اما سرد)، چاپ سوم، انتشارات بزرگمهر.
──────────── (1382)، صدای حیرت بیدار( گفتگوها)، زیر نظر کاخی، مرتضی، چاپ دوم، انتشارات زمستان.
──────────── (2537)، عاشقانه ها و کبود، چاپ دوم، انتشارات آگاه.
استعلامی، محمد (1350)، بررسی ادبیات امروز ایران، چاپ اول، انتشارات رز.
انوشه، حسن (1376)، فرهنگ نامه ادبی فارسی، سازمان چاپ و انتشارات.
براهنی، رضا (1371)، طلا در مس، 3 جلد، چاپ اول، ناشر نویسنده.
جلالی، بهروز (1372)، جاودانه زیستن و در اوج ماندن، فروغ فرخ زاد، چاپ اول، انتشاراتمروارید.
حافظ، شمس الدین محمد (1385)، دیوان حافظ، به کوشش خطیب رهبر، خلیل، چاپ سی و نهم، انتشارات صفی علی شاه.
حقوقی، محمد (1368)، شعر و شاعران، چاپ اول، انتشارات نگاه.
──────────── (1382)، شعر زمان ما (مهدی اخوان ثالث)، چاپ نهم، انتشارات نگاه.
──────────── (1384)، شعر زمان ما ( فروغ فرخ زاد)، چاپ نهم، انتشارات نگاه.
خاقانی، بدیل بن علی (1388)، دیوان خاقانی، به کوشش سجادی، ضیاءالدین، چاپ نهم، انتشارات زوار.
دست غیب، عبدالعلی (1373)، نگاهی به اخوان ثالث، چاپ اول، انتشارات مروارید.
دولاکروتل، ژاک (1379)، ویکتور هوگو، ترجمه موسوی، سید جمال، چاپ سوم، ناشر شرکت توسعه کتابخانه های ایران.
رحیمی، مصطفی (1350)، یأس فلسفی (مجموعه مقاله)، چاپ سوم، انتشارات نیل.
رشیدیان، بهزاد (1370)، بینش اساطیری در شعر معاصر فارسی، چاپ اول، نشر گسترده.
رودکی، جعفر بن محمد (1383)، گزیده اشعار، به کوشش شعار، جعفر، چاپ هفتم، انتشارات امیر کبیر.
سارتر، ژان پل (2536)، ادبیات و اندیشه، ترجمه رحیمی، مصطفی، چاپ دوم، انتشارات زمان.
سعدیٍ، مصلح بن عبدالله (1384)، گلستان، به کوشش یوسفی، غلامحسین، چاپ هفتم، انتشارات خوارزمی.
سید حسینی، رضا (1385)، مکتبهای ادبی، 2 جلد، چاپ چهاردهم، انتشارات نگاه.
شاملو، سعید (1375)، آسیب شناسی روانی، چاپ ششم، انتشارات رشد.
شفیعی کدکنی، محمدرضا (1383)، ادوار شعر فارسی (از مشروطیت تا سقوط سلطنت)، چاپ دوم، انتشارات سخن.
──────────── (1384)، موسیقی شعر، چاپ هشتم، انتشارات آگه.
شمیسا، سیروس (1383)، راهنمای ادبیات معاصر، چاپ اول، نشر میترا.
──────────── (1372)، نگاهی به فروغ، چاپ اول، انتشارات مروارید.
شهریار، سید محمد حسین (1374)، دیوان شهریار، چاپ شانزدهم، انتشارات نگاه.
فرخ زاد، فروغ (1376)، دیوان فروغ، به کوشش جلالی، بهروز، چاپ پنجم، انتشارات مروارید.
──────────── (1383)، دیوان فروغ، به کوشش خلیفه، بهمن، چاپ سوم، انتشارات طلایه.
──────────── (1376)، در غروبی ابدی، به کوشش جلالی، بهروز، چاپ اول، انتشارات مروارید.
فرخی سیستانی، علی بن جولوغ (1383)، گزیده اشعار، به کوشش خطیب رهبر، خلیل، چاپ بیست و ششم، انتشارات صفی علی شاه.
فردوسی، ابوالقاسم (1386)، شاهنامه، چاپ ششم، انتشارات پیمان.
کاخی، مرتضی (1370)، باغ بی برگی (یادنامه اخوان ثالث)، چاپ اول، ناشر کارگاه نقش.
کاویانپور، احمد (1375)، زندگانی ادبی و اجتماعی استاد شهریار، چاپ اول، انتشارات اقبال.
لنگرودی، شمس (1370)، تاریخ تحلیلی شعر نو، 4 جلد، چاپ اول، نشر مرکز.
مختاری، محمد (1371)، انسان در شعر معاصر، چاپ اول، انتشارات توس.
مرادی کوچی، شهناز (1379)، شناخت نامه فروغ فرخ زاد، چاپ اول، نشر قطره.
مشرف آزاد تهرانی، محمود (1376)، پریشادخت شعر (زندگی و شعر فروغ فرخ زاد)، چاپ اول، نشر ثالث.
هوگو، ویکتور (1364)، گوژپشت نتردام، ترجمه محیی، جواد، چاپ اول، انتشارات میر.
یاحقی، محمد جعفر(1385)، جویبار لحظه ها، چاپ هشتم، انتشارات جامی.
یوسفی، غلام حسین (1370)، چشمه روشن، چاپ سوم، انتشارات علمی.
مقاله ها
زرقانی، سید مهدی (1382)، اخوان ثالث در آیینه اشعارش، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، شماره 142.
فره وشی، بهرام (1333)، بودلر شاعر فرانسوی، مجله یغما، شماره 6، سال هفتم، چاپخانه مجلس.
http://Fa.wikipedia.org
د