خلاصه پایان نامه بررسی امثال و حکم در بوستان و گلستان سعدی
پایان نامه کارشناسی ارشدرشته زبان و ادبیات فارسی
چکیده
بررسی امثال و مثل نماهای یک شاعر یا نویسنده، بیانگر میزان نفوذ این شخص در جامعه است. هدف پژوهش حاضر بررسی امثال و مثلنماهای گلستان و بوستان سعدی است. شناخت امثال و مثل نماهای برساختهی سعدی در گلستان و بوستان، شناخت بهتر سعدی در بین عامّهی مردم، کمک به درک بهتر استفادهی هنری سعدی از امثال، و درک بهتر سرودههای سعدی از اهداف پژوهش حاضر محسوب میشود. روش پژوهش کیفی است و دادهها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا به شیوهی کتابخانهای و سندکاوی بررسی شده است.نتیجه نشان میدهد که سعدی به خاطر مردمی بودن و اطّلاع از فرهنگ عوام و آداب و رسوم و آلام و آرزوهای مردم زمان خود و مطالعهی آثارگذشتگان، و نیز توانایی و قدرت بسیار در بیان و ارائهی آنها، بسیاری از ابیات او حکم مثل را پیدا کرده، توانسته است بر زبان و بیان مردم عصر خود و پس از آن مسلّط شود و بسیاری از سخنان او را تمثّل نمایند، پس از فردوسی بیشترین تأثیر را بر ادبیات فارسی و مردم فارس زبان داشته باشد که بیشترین نمود آن را در کتاب گلستان میتوان دید.
واژههای کلیدی: امثال، مثل نما ها، سعدی شیرازی، فرهنگ عامه.
فصل اوّل
کلیّات
1-1- بیانمسأله
از زمانی که انسانها توانستند با هم ارتباط برقرار کنند، زندگی اجتماعی را آغاز کردند وبرای بهرهمندی از فکر و اندیشهی دیگران و نیز، برای پیشبرد زندگی و درک بهتر اطرافیان و دوری از تنشها و در نهایت داشتن زندگی بهتر وسالمتر، ناچار به رعایت دیگران و ایجاد قوانین شدند و برای خود، طرحها افکندند و آداب و رسومی گذاشتند، که مجموعهی این قوانین و آداب و رسوم و باورها و اندیشهها، در واژهی « فرهنگ » متجلّی میشود. «با در نظر گرفتن تعریفهایی که صاحبنظران از فرهنگ کردهاند، میتوان گفت: فرهنگ، به محتوای رفتاری جامعه، شامل تمامی میراثها، اندیشهها، رفتارها و تجربههای انسانی اطلاق میشود؛ و به معنی میراث غیرِ مادّی جامعه است که حدّاقل از دو ویژگی دوام، و مقبولیّت عام برخوردار است.»(عباسیان، 16:1387)
برای آشنایی با فرهنگ و طرز فکر و شیوهی زندگی پیشینیان، چه سیاسی، چه اقتصادی، چه فرهنگی و ... ، آگاهی و اطلاع از آداب و رسوم و سنّتها و قصّهها و امثال و حکم و داستانها و ... امری ضروری مینماید چه «مطالعهی آداب و سنّتها و آیینها، جشنهای مذهبی و ملّی، عقاید و عادات، قصّهها و افسانهها، امثال و ترانهها و اشعار و لالاییهای آنها، ما را به احوال و افکار و ذوق و هنر و روحیّات آن مردم آشنا میسازد و در لابهلای فرهنگ مردم، ما به بسیاری از نکات دقیق ادبی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و دقایق اوضاع زمان و طرز زندگی و عادات و رسوم و تخیّلات و نوع اندیشههای آنها آگاه میشویم.(میرنیا،9:1369)
فرهنگ جوامع و انسانها را می توان به دو دسته تقسیم کرد: فرهنگی که حاصل نوع بینش و تفکّر است و خود را در خلّاقیتهای هنری، علمی وفلسفی نشان میدهد و دیگر، فرهنگی که نشأت گرفته از تجارب و رفتارهای آنان است که در انواع علوم و فنون نمایان میشوند.«تکاپوی فرهنگی انسانها، دو جهت دارد: یکی از طریق ذهن و تفکّر است که خود را در خلّاقیّتهای هنری و علمی و فلسفی نشان میدهد(فرهنگ معنوی و غیر مادی). و دیگری یک سلسله اعمال مادی، برای گسترش زندگی مادی از انواع علوم و فنون است که توانستهاند، جنبههای فرهنگی پیدا کنند(فرهنگ عینی یا مادی). فرهنگ غیرِ مادّی را باتوجّه به دسته بندیِ « سن تو»، به فرهنگ رسمی( فرهنگ خوّاص) و فرهنگ غیر رسمی( فرهنگ عوام) تقسیم میکنند، و هر یک را در رشتهای از دانشها و هنرها، بخشبندی مینمایند « فرهنگ عامّه»(فولکلور)، به بخشی از عناصر و مواد فرهنگ اطلاق میشود که شفاهاً انتقال مییابد.»(همان:26) لذا؛ « برای شناخت هر قوم و قبیله، و ایل و طایفهای، باید فرهنگ عامه یا فولکلور محلّی آنها را مورد بررسی قرار داد.»(میرنیا،9:1369)
برای مطالعهی هر موضوعی شناخت پیشینه و داشتن تعریفی جامع و منسجم لازم است ، «واژهی فولکلور را برای نخستین بار، و.ج تامز در سال 1846میلادی وضع نمود»(وکیلیان،3:1382) و پس از آن « شخصی به نام آمبر آزمورتن نظریهی او را دنبال کرد و از آن پس، فولکلور را جامعترین مبین فرهنگ عوام دانستند.»(شریفی گلپایگانی، 8:1376) و آن را » مجموعهی آداب و رسوم و افسانهها، ضربالمثلها، ترانهها چیستانها، سحر و جادو، طبّ عامیانه، باورها و سنّتها، پیشگوییها، رقصها و مانند آن است که در جوامع گوناگون به گونهی شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و در دورههای مختلف نمونههایی هرچند اندک به صورت مکتوب، تنظیم و نگهداری میگردد.(آیدنلو، 1379: 16)
برای شناخت هر جامعه و ملّتی، ناگزیر از مطالعه و شناخت باورها، اعتقادات و بینشها، آداب و رسوم و به طور کلّی، فرهنگ آنها هستیم.«با این نگاه، میتوان گفت: ادبیّات عامیانه که ریشه در تاریخ و فرهنگ جوامع دارد، مهمترین راه شناخت یک ملّت است و ریشهی ادبیّات هر قومی، ادبیات عامیانه است که هر جلوه از سنّتی را در بر میگیرد که در داستانها، افسانهها، خرافات، ضربالمثلها، چیستانها، ترانهها، مراسم و نیایشهای قوم بیان میشود و یا به منصهی ظهور میرسد.»(عبّاسیان،26:1387) و« میتوان گفت، که فرهنگ عامّه، مکمّل نهایی فرهنگ ملّی است.»(همان: 27)
« موضوعهایی که به نام فرهنگ عامّه بررسی میشوند در سه مقوله قرار میگیرند:الف)باورها، عرف و عادات ب) آداب و رسوم مربوط به نهادهای اقتصادی و اجتماعی ج)داستانها، ترانهها و ضربالمثلها.» (همان:27)
«در دنیای امروز با مطالعه و بررسی همین اصطلاحات، معتقدات، امثال، افسانهها، ترانهها و عادات و آداب و رسوم یا به عبارت سادهتر مجموعه سنن گذشتگان است که به پستی و بلندی روح یک ملّت و طرز تفکّر او و نیاکان او پی میبرند.»(امینی،1:1353)و تاریخ مثل،که یکی از اهمّ موارد فولکلور است به زمانهای بسیار دور برمیگردد چنان که میتوان گفت:« تا خدا خدایی کرده ضربالمثل وجود داشته و این نکتهای است که از کلام خود خدا نیز میتوان دریافت؛ آن جا که می فرماید: « و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم تعقلون.»(خرّمی،6:1376) و به علّت شفاهی بودن و عوّامیت آن، و به وجود آمدن ادبیّات مکتوب بعد از اختراع خط، قدیمیترین نوع ادبیّات بشر محسوب میشود.«مثل به عنوان یکیازقدیمیترینادبیاتبشر، که پیش ازشعرگفتنوقبلاز خطنوشتن،اختراعشدهودرمحاوراتانسانبهکاررفتهاست.»(بهمنیار، 1369: ز)و همین ویژگی شفاهی بودن و عوّامیّت، آن را از خطر نابودی گذشت زمان و تغییر و تحول، و آسیب پذیری در برابر حوادث طبیعی و حملات دشمنان در امان نگه داشته است. مثل به عنوان« میراث ارزشمند و ماندگار فرهنگی هرجامعهای که پاسدار بخش بزرگی از فرهنگ آن جامعه محسوب میشود و تنها گنجینهای که نه شرایط جوّی، چون باد و باران، برف و سرما توان فرسایش آن را داشته و نه پیشامدهای ویرانگر و خانمان براندازی همانند زلزله، طوفان و ... یارای ستردن آن را از اذهان پیدا کرده است؛ گنجینهای است که از دستبرد و هجوم ویرانگرانهی دشمنان یغماگر این مرز و بوم نیز در امان مانده است»(پارسا1387:5-4) و در شناخت و پی بردن به این سنتها و آداب و رسوم و طرز فکرها، از جایگاهی خاص برخوردار است؛ چه« از کهنترین فرهنگهای عمومی یک ملّت استکه با ذوق همّهی مردم، از خوّاص و عوّام، مناسبت و سازگاری دارد و به خاطر داشتن تشبیهات و استعارات و کنایات و الفاظ و تعبیراتی که با شادکامیها و تلخیها و واقعیّتهای زندگانی اکثر ملّتهاتطبیق میکند، مردم با استعمال آن مثلها و تعابیر در واقع میخواهند از خطاها و غفلتها و ناآگاهیها بپرهیزند و در برخی از مواقع هم آلام و دردهای خود را تسکین دهند»(رازی،1368: سیزده) « مثلهای هر قوم و ملّت، جالبترین و مهمترین بخش فرهنگ مردم آن به شمار میرود و از این رو شناخت و ضبط آن دارای اهمّیّت ویژه است.»(ابریشمی،7:1377) و به خاطر داشتن خاستگاه اعتقادی و تجربی خود مقبولیّت عام یافته و همهی اقشار مردم ، بنا به ضرورت و نیاز خود از آن استفاده میکنند و سخن خود را با آن مدلّل، دلپذیر و مقبول میسازند. «مثلچاشنیکلاماست. شهرییاروستایی،باسوادوبیسواد،مردوزنوپیروجوان،همهبهتناسبنیازازمثلاستفادهمیکنند؛چونموجبمیشودکلامبهتربردلبنشیند.» (پارسا1387: 3)
مثلها از تجارب گذشتگان مایه گرفته، بر سر زبانها جاری گشته، شایع میگردد و مردمان اعصار بعد از آنها عبرت میگیرند و خود و جامعه را با آناصلاح میکنندو بنای فرهنگ جامعه را با آن پیریزی میکنند. هر جامعهای هم که بیشترین تجارب و خاطرات را از شادیها و غمهای خود داشته باشند و قدمت مدنیّت بیشتری داشته باشد، از تعداد بیشتری از امثال و حکم و مثل نما برخوردار است.«آنچهبرمردمیکجامعهگذشتهومایهیپندوعبرتسایرینشدهاستزبانبهزبانوسینهبهسینهازنسلیبهنسلدیگرمنتقلگردیدهتابراثرکثرتاستفادهبهصورتمثلیاضربالمثلدرزبانهاجایگرفتهاست . ازاینروجوامعیکهبیشتردرمعرضمخاطراتوحوادثگوناگونبودهاندازتعدادضربالمثلهایبیشتریبرخوردارند . ( سجادی، 1386 : 14) ایرانیان همبادارا بودن تاریخ چند هزار ساله و « قرارگرفتندرچهارراهبزرگحرکتهایعظیمجهانیدرطولتاریخسختیهاونرمیهایبسیاردیدهوعبرتگرفتهوعبرتآموزدیگرانشدهاند . بسیاریازضربالمثلهابهسایرجوامعراهیافتهوبراثرکثرتاستعمال،بومیآنجوامعگشتهانددرحالیکهزادگاهوخواستگاهآنهاجاهایدیگربودهاست.» (همان:14)اهمّیّت مثلها در ایران و جهان تا جایی است که« پدرانما،مثلرایکیازاقسامبیستوچهارگانهیادبشمرده،ومثلدیگرقسمتهابهآناهمّیّتمیدادهاند.»(دهخدا،بهنقلازدبیرسیاقی،1370:بیستویک) و به عنوان قوانین اجتماعی، به آنها استناد نموده،خود را ملزم به رعایت آن میدانستند و تخطّی از آن را جایز نمیشمردند.پارسا به نقل از بدیع یعقوب مینویسد:«امثالنزدبرخیازمردم،بهویژهروستاییانقوانینودستوراتغیرقابلتخطّیاست. برایاثباتدلایلخودوردّدلایلدیگران،بدانپناهمیبردند. گوییمثل،قاضی( داور) استودرمسألهیموردمناقشه،فصلالخطابمحسوبمیشود. مارونعبود[هم]میگوید: کتابهایحقوقروستاییزیرزباناوقرارداردونیازیبهمراجعهبهدستورهابرایصدوراحکامندارد.[ زیرا،اینامثالاحکامیهستندکهدرهمهیشئونزندگیازآنبهرهمندمیشوند.»(پارسا،1387:3)
فولکلور، و به تبع آن ضربالمثلها، برگرفته از زندگی مردم است، و عوام آن را تجربه کردهاند و به آنها باور و اعتقاد دارند، و همین اعتقاد و باورمندی، آنها را به صورت یک «واقعیّت» درآورده است «مثلهابرقامتاندیشه،لباسعملمیپوشانند،آنچهحکیمانوفیلسوفانمیاندیشند،عامهتجربهمیکنند . عوامکههموارهدرزندگیعملیغوطهورندناچارمیآموزندباشناختنواقعیّتبرمشکلاتفایقآیند. ازاینروالزاماًواقعگرایندودرنتیجهواقعگراییِفولکلوروضربالمثلهاوابستهبهواقعیّتزندگیعوّاماست.» (عباسیان،1387: 109) و همین ویژگی واقعیّت، آنها را در زندگی مردم همراه و ساری و جاری ساخته و از نابودی دور نگه داشته، جاودانه ساخته است هرچند در شکل و لباسی دیگر جلوه یافته باشد.
اهمّیّت مثل نزد دیگر ملّتها هم از نظر مغفول نمانده است، تا جایی که آنها را در مدارس آموزش میدادند و تألیفات خود را با آن مستند و مدلّل میکردند.« اردوزباناندرگذشتهبهتأثیرمثلدرسخنبهخوبیواقفبودندبههمینخاطراصطلاحات،مثلهاوکلماتقصارراجزوبرنامه هایدرسیخودقراردادهبودند و طلّابآنهارادرمدارسعلمیّهمیخواندندووقتیکهخودکتابی،رسالهایومکتوبیمینوشتندیاشعریمیسرودند،بعضیازمصرعها،ابیاتواقوالرابرایمدلّلومختصرکردنمطلببهکارمیبردند.»(پارسابهنقلازجعفری،1378: 4)
برای شناخت جوامع گذشته و آشنایی بر احوال و اوضاع زندگی و باورها و آداب و رسوم آنان باید به مطالعهی فولکلور و امثال و حکم آنان رجوع کرد که سینه به سینه تاریخ را درنوردیده است و تا این زمان به حیات خود ادامه دادهاست و گاه شاعر و نویسندهای با مهارت و ذوق و قریحهی خود به ثبت و ضبط آنها اقدام کرده و آنها را در کسوتی زیبا و بیانی دلنشین ارائه داده و به یادگار گذاشته است و یا خود خالق آنها بودهاند؛ به عبارت دیگر ،یا امثال حاصل اندیشهی عوام بوده، بر شاعران و نویسندگان تأثیر گذاشته، در نوشتهها و سرودههای خود آوردهاند، یا برگرفته و برساختهی خود بوده، به عوام و خواص ارزانی داشتهاند و چون آینهای در پیش چشم همگان گذاشتهاند. «امثالوحکمآیینهیتمامنمایفرهنگوآدابورسوموباورهاواندیشههایجوامعازابتداتاکنونبودهاندکهسینهبهسینهنقلشدهوتاکنونادامهداشتهومیتوانواقعیّتزندگیجوامعراازرویآنهابازنگریکرد. ازاینمیاندانشمندانوبزرگانعلموادبایرانازروزگارانپیشینبرایاینرشتهازفرهنگومعرفتاهمیّتخاصّیقائلبوده،کتابهابهرشتهیتحریردرآوردهاندواساتیدسخنامثالفردوسی،نظامی،سعدی،مولوی،حافظودیگراندرآثارمنظومخویشاینگونهامثالواصطلاحاتراترجمانافکارخودقراردادند.»(انجویشیرازی 1351 : هجده) و«ضمنبازگوییوروایتاحوالایرانیانروزگارانگذشتهوهمروزگارخویش،برحیاتمعنویوباورهایماتأثیرچشمگیریگذاشتهاندوکمابیشاوضاعوباورهایزمانهرابهزبانهایگوناگوننقدکردهاند.»( عباسیان،1387 :100)
Abstract
Studying proverbs of a poet or a writer shows the degree of influence of this person in the society.
The purpose of this search is to study proverbs and what their likes in Golestan and Boostan two major books of famous Iranian poet Saadi . Realizing proverbs by Saadi in Gilestan and Boostan and better understanding him among people , helps better understand Saadi ‘s article use of proverbs and better understand Saadi’s poems is , the aim of this search.
The method of this search is based on quality and datas are studied according to contain analytic by library and searching documents.
The results show that because of his ( Sa’adi’s) humanity and having knowledge about the culture and customs of the illiterate people of his time and studying the writing of his ancients , most of his poems are used as proverbs , and he could have priority to the language and accent of most people , and they use his speeches most of the time . After Ferdoosi he could have the most effects on Persian literature and in other Persian speaking countries and you can see this appearance in Golestan.
فهرست پایان نامه بررسی امثال و حکم در بوستان و گلستان سعدی
فهرست:
فصل اوّل(کلّیّات) .......................................................................................................................1
بیان مسأله.....................................................................................................................1
1-1-1-معانی مثل..................................................................................................................9
1-1-1-1-معانی لغوی .......................................................................................................9
1-1-1-2-معانی اصطلاحی ................................................................................................9
1-1-2- حکمت ..................................................................................................................10
1-2- ضرورت تحقیق...................................................................................................................12
1-3- اهداف پژوهش...................................................................................................................13
1-3-1- اهداف نظری............................................................................................................13
1-3-2- اهداف کاربردی .......................................................................................................14
1-4- سؤالات نحقیق ....................................................................................................................14
1-5- محدودیّتهای تحقیق .........................................................................................................14
1-5-1- کمبود منابع ..................................................................................................................14
1-5-2- عدم تطابق امثال و حکم دهخدا با کتابهای تصحیح شده و معتبر امروزی...............14
1-5-3- مشوّش بودن شمارهی ابیات .......................................................................................15
1-5-4- آوردن مصراع دوّم یا بخشی از مصراع اول بیت به عنوان مثل ...................................15
1-5-5- تکرار ..........................................................................................................................15
1-5-6- وجود ابیات در دو اثر متفاوت از سعدی.....................................................................16
1-6- روش تحقیق .......................................................................................................................16
1-7- اجزای پایاننامه ..................................................................................................................17
فصل دوّم(پیشینهی تحقیق) .........................................................................................................18
فصل سوّم(تجزیه و تحلیل) ........................................................................................................20
3-1- تأثیر قرآن و حدیث بر سعدی ......................................................................................20
3-2- تأثیر پذیر ازامثال و حکم عربی ....................................................................................32
3-3- تأثیر پذیری از خوّاص..................................................................................................34
3-4- امثال تأثیر پذیر از عوّام ................................................................................................44
3-5- تأثیر سعدی بر دیگران .................................................................................................55
3-6- موضوع بندی................................................................................................................77
فصل چهارم(نتیجه گیری و پیشنهادها) ....................................................................................150
4-1- نتیجه گیری ...............................................................................................................150
4-2- پیشنهادها ....................................................................................................................153
منابع ............................................................................................................................................157
منبع:
- قرآن کریم.
- آرینپور، یحیی (1357).از صبا تا نیما، دو جلدی،شرکت سهامی کتابهای جیبی.
- آیدنلو، سجّاد(1379). شاهنامه و ادب عامیانه کردی، ارومیّه: صلاحالدین، چاپ اول.
- ابریشمی، احمد(1377). مثلشناسی و مثل نگاری، انتشارات زیور، چاپ اوّل.
- امیری، سیّد محمّد(1389). ضرب المثل در ادب فارسی و عربی، پیشینه و مضامین مشترک، پژوهشنامهی ادبیات فارسی، دورهی دوّم، شمارهی پنجم، بهار.
- امینی، امیرقلی(1353).فرهنگ عوّام، دانشگاه اصفهان، چاپ دوّم.
- انجویشیرازی،سیّدابوالقاسم( 1357). تمثیلومثل،تهران: امیرکبیر.
- بهمنیار،احمد(1369).داستاننامهیبهمنیاری، بهکوششفریدونبهمنیار،تهران:انتشاراتدانشگاهتهران.
- پارسا،سیّداحمد(1387). بررسیتطبیقیضربالمثلهایکردیوفارسی،سنندج: انتشاراتدانشگاهکردستان.
- (پاییز1384).مثلهاازنگاهینو،رشدآموزشزبانوادبفارسی،ش 75،دورهنوزدهم.
- (زمستان 1385).مینیمالیسم و ادب فارسی، (بررسی تطبیقی حکایتهای گلستان با داستانهای مینیمالیستی)،نشریهی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، دورهی جدید، شمارهی20(پیاپی 17).
- پرتویآملی،مهدی( 1365). ریشههایتاریخیامثالوحکم،دوجلد،تهران: سنایی.
- ترابی، علی اکبر(1383). جامعه شناسی ادبیات فارسی، تبریز: انتشارات فروزش.
- خرّمی، حسین(1376). ضربالمثلهای منظوم، قم: نشر خرّم، چاپ اوّل.
- خزائلی،محمد(1363). شرحگلستان،سازمانانتشاراتجاویدان.
- دهخدا،علیاکبر( 1352). امثالوحکم،چهارجلدی،تهران: امیرکبیر.
- (1370).گزیدهی امثال و حکم. به کوشش محمّد دبیرسیاقی، تهران: تیراژه.
- رازی، محمّد ابن ابیبکر عبداقادر(1368)امثال و حکم، ترجمه،تصحیح و توضیح دکتر فیروز حریرچی، انتشارات دانشگاه تهران.
- رجب زاده، هاشم(1372). برخی از مثلها و تعبیرات فارسی(ادبی و عامیانه)، آستان قدس رضوی.
- رقابی،حیدر(1363). سعدی و فلسفهی زندگی، انتشارات جیران، چاپ اوّل.
- زرّین کوب، عبدالحسین(1330).دو قرن سکوت،چاپ دوّم.
- سجّادی،عیسی و سید عبدالمجید علوی شوشتری(1386). مثلها و متلها، انتشارات معتیر، چاپ اوّل.
- سعدی، مصلح الدین.(1372). بوستان، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.
- (1382). کلّیّات سعدی، با تصحیح محمّدعلی فروغی، تهران:زوّار،چاپ اوّل.
- (1384).گلستان، تصحیحوتوضیحغلامحسینیوسفی ،تهران: خوارزمی. چاپ هفتم.
- (1389). گلستان،تصحیحوتوضیحغلامحسینیوسفی،تهران: خوارزمی. چاپنهم.
- سهیلی، مهدی(1362). ضربالمثلهای معروف ایرانی، مؤسّسهی مطبوعاتی شرق.
- سیّد یعقوبی، علی اصغر(1380). فرهنگ کوچک فارسی فرانسه،امثال و تعبیرات، دانشگاه تبریز.
- شاهحسین(متخلّصبهحقیقت).(1379). خزینهالامثال،بهاهتماماحمدمجاهد،تهران: دانشگاهتهران.
- شریفی گلپایگانی، فرج الله(1376).شرح امثال و حکم دهخدا، تهران هیرمند.
- شفیعیکدکنی،محمدرضا(1374). مفلسکیمیافروش،نقدوتحلیلشعرانوری،تهران: انتشاراتسخن.
- شمیسا،سیروس( 1368). نگاهیتازهبهبدیع،انتشاراتفردوس.
- صفا، ذبیحالله(1372). تاریخ ادبیّات در ایران،(8 جلد) انتشارات فردوس، چاپ هشتم، جلد اوّل.
- عبّاسیان، علی اکبر(1387). فرهنگ سیاسی در امثال و خکم فارسی، نشر اختران، چاپ اوّل.
- علمی، محمد کاظم(1385). هرمنوتیک مدرن و دلایل امکان فهم متن بهتر از ماتن، مطالعات اسلامی، پیوست شمارهی 71
- فخر،محمد( 1368).ضربالمثلهایانگلیسی،فارسی،عربی. تبریز: رسالت.
- فرجام،عبدالحمید(1379).« لطایفسخن،فارسیفرانسهانگلیسی»،تهران: قطران.
- فشارکی،محمّد( 1379). نقدبدیع،تهران: سمت.
- کزّازی،میرجلالالدین(1373). زیباییشناسیسخنپارسی،بدیع. تهران: مرکز.
- کیا،صادق( 2536).مثلهایفارسیازکتابشاهدصادق،تهران: چاپخانهیسعیدنو.
- محبّتی،مهدی (1380). بدیعنو،هنرساختوآرایشسخن. تهران،سخن.
- موحّد، ضیاء(1374). سعدی،تهران: طرح نو، چاپ دوّم.
- میرنیا، سیّد علی(1369). فرهنگ مردم، تهران:نشر پارسا.
- نامور مطلق، بهمن(1386). ترامتنیت، مطالعهی روابط یک متن با دیگر متنها، پژوهشنامهی علوم انسانی، شمارهی 56.
- نجفقلیمیرزا( 1362). درّهینجفی،بهتصحیححسینآهی،انتشاراتفروغی.
- نظامی عروضی سمرقندی، (1372). چهار مقاله، تصحیح علّامه محمّد قزوینی، تهران:جامی،چاپ اوّل.
- وحیدیانکامیار،تقی( 1383). بدیعازدیدگاهزیباییشناسی،تهران: سمت.
- وکیلیان، سیّد احمد(1382). قصّههای مردم، تهران: مرکز، چاپ دوم.
- هبلهرودی،محمدعلی( 1364).مجمعالامثال،ویراستهیدکترصادقکیا،تهران: ادارهیفرهنگعامه.
- هدایت،رضاقلیخان( 2535). مدارجالبلاغهدرعلمبدیع،شیراز: معرفت.
- همایی،جلالالدین(1371). فنونبلاغتوصناعاتادبی،تهران: نشرهما.
- یوسفی، غلامحسین(1363). کاغذ زر، تهران یزدان.
- (1377). چشمهی روشن، انتشارات علمی، چاپ هشتم