خلاصه پایان نامه بررسی تطبیقی اخلاق از منظر نسبی یا مطلقبودن در مثنوی و نهجالبلاغه
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ازشد «M.A»
گرایش : زبان و ادبیات فارسی
چکیده
حضرت علی (علیه السلام) پیشوای شیعیان است و نهج البلاغه گزیدهای از حکمتها، نامههاو خطبههای آن حضرت است که سید شریف رضی در قرن چهارم با ذوق ادبی خود آن را گردآوری کرد که شعرا و نویسندگان به روشهای مختلف از آن بهره میبرند.
مولانا جلاالدین محمد بلخی شاعر و عارف قرن هفتم هجری قمری است که در بین آثارش مثنوی معنوی مورد توجه بیشتری از سوی عام و خاص قرار گرفته است. زبان مولانا در مثنوی از وضوح و روش خاصی برخوردار است؛ در واقع به زبان مردم حرف زده است: مثنوی کتابی است تعلیمی، درسی در زمینه عرفان و اصول تصوف، اخلاق، معارف و .......
در این رساله به بررسی تطبیقی اخلاق از منظر مطلق یا نسبی بودن در نهج البلاغه و مثنوی پرداخته شده و هدف این پژوهش تلاش جهت نشان دادن همسو بودن امام اول شیعیان و ملای روم در دعوت از انسانها به سوی حقیقی جهان شمول است. درحالی که انسان از یک اراده خیر و ارزشی ذاتی و مطلق جدا افتاده و تلاش میکند به آن اصل بازگردد. با در نظر گرفتن اغراض خود و نیازهای فردی و اجتماعی به آن گاهی نسبیت هم میدهد. برای این منظور اخلاق و تعاریف آن از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته همچنین نسبیت و اطلاق آن از دیدگاههای مختلف صاحب نظران.از رذایل خلاقی هر کدام 7 مورد از متن نهج البلاغه و شش دفتر مثنوی شواهدی آورده شده و به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته که در اکثر موارد هر دو بزرگوار در بسیاری از مضامین اخلاقی همسو بوده و در مواقعی که اغراض فرد را کنار بگذاریم انسانها را به سوی اراده الهی دعوت مینمایند.
کلید واژهها: نهج البلاغه، مثنوی، اخلاق نسبی، اخلاق مطلق.
مقدمه
اخلاق در لغت جمع واژه «خُلق» است. خُلق صفتی را گویند که در نفس انسان رسوخ دارد و موجب آن میشود که افعالی متناسب با آن، بدون نیاز به تفکر و تأمل از او صادر شود. خُلق همان ملکه است که در مقابل حال قرار دارد. حال بر خلاف ملکه، کیفیت نفسانی سریع الزوالی است که میتواند پس از ممارست و تمرین، ملکه انسان گردد (طوسی، 1369، ص 101).
ابن مسکویه میگوید: «خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت
میکند؛ بیآنکه نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد» (ابن مسکویه، 1381، ص 15).
به تعبیر مرحوم نراقی، اخلاق عبارت است از: دانش صفات مهلکه و منجیه و چگونگی متصف شدن و گرویدن به صفات نجات بخش و رها شدن از صفات هلاک کننده. (مصباح، 1381، ص 18)
ارسطو معتقد بود که انسان به طور طبیعی واجد خلق و خویهای خاصی نیست؛ هرچند طبیعت او با هیچ خلق و خویی هم ناسازگار نیست، بلکه میتواند بنا به خواست خود و با مداومت و تمرین، ملکات خاصی را در خود پرورش دهد و نیز معتقد است، اشرار به تأدیب و تعلیم اخیار میشوند و تکرار موعظه و نصیحت تأثیر دارد (طوسی، 1386، ص 104).
اهمیت اخلاق
نقش و اهمیت مکارم اخلاق در تعالی معنوی انسانها بر هیچکس پوشیده نیست؛ هم چنانکه رسول گرامی اسلام نیز هدف از بعثت خویش را تتمیم مکارم اخلاق معرفی مینماید: «اِنّما بُعِثتُ لِاُتَمِمَ مَکارِم الآخلاق» من مبعوث شدهام که اخلاق حسنه را به اتمام رسانم. اولیای گرامی اسلام نیز برای آنکه پیروان خویش را به راه خودسازی و تزکیهی نفس سوق دهند، آنان را به آموختن علم اخلاق موظف نموده و فرا گرفتن این علم را که از پایههای اساسی سعادت اجتماع است بر سایر علوم مقدم داشتهاند (فیض کاشانی، 1365، ص 1).
بیتردید اخلاق در اسلام دارای اهمیت فراوانی است و علاوه بر آنکه از ارکان اسلام و در ردیف عقاید و احکام به شمار میآید، عامل پیوند انسان به پروردگارش نیز میباشد و همانا این پیوند مقصود اصلی در ایجاد انسان است. دیگر آنکه آیین مقدس اسلام در تمام زمینهها جز با شیوه اخلاقی، تمام و کامل نمیگردد و نیز این علم از دانشهایی است که به انسان و حالات گوناگون او و سایر علوم و معارف انسانی اهتمام میورزد. از فضیلتها و مکارم انسانی چگونگی به دست آوردن آن و نحوه آراستن نفس به آن صفات نیک، از رذیلتها و صفات ناپسند و چگونگی دوری جستن از آنها و بازداشتن نفس از آلوده شدن و نیز آثار گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن بحث و گفتوگو میکند (مظاهری، 1388،ص 12).
در اهمیت علم اخلاق میتوان گفت که وجود انسان به گونهای ضعیف و ناقص آفریده شده است؛ به گونهای که باید خود، ابعاد هستی خویش را شکل دهد و به کمک قدرت اندیشه و اراده خویش استعدادهای مختلفش را شکوفا سازد و به کمال لایق خود برسد. اخلاق، استعدادی است که در وجود انسان نهفته است و برای آنکه انسان به کمال لایق خود برسد، باید این جنبه از وجودش را نیز شکوفا سازد (امید، 1381، ص 166).
اخلاق پیش از اسلام
با نگاهی گذرا به اخلاق پیش از اسلام درمییابیم که با وجود کتاب مقدسی مانند اوستا که مجموعهی کاملی از تعالیم اخلاقی است و تمدن دیرین و روحیات ایران پیشین را یادآور میسازد، اخلاق از مقولههای مورد توجه در ایران باستان بوده است. گاتها مهمترین قسمت اوستا، نخستین کتابی است که بشر را به شاهراه وحدت راهنمایی کرده است. در تعلیمات زرتشت مقصود از خلقت و نتیجهی زندگانی این است تا هر فردی در آبادی جهان و شادمانی جهانیان کوشیده است، خود را به وسیلهی اندیشه، پندار و گفتار و کردار نیک، قابل عروج به عالم روحانی و رسیدن به اوج کمال و سعادت جاودانی نماید. همچنین محسنات اخلاقی از قبیل راستی و درستی، امانت، تواضع، رحم و شفقت و... نمونههایی از تعالیم مزدیسنا و اخلاق ایران باستان است (ایرانی، 1361،ص 5).
در سلسلههای متعدد موجود در ایران باستان نیز تعالیم اخلاقی وجود داشتهاند. سلسله ساسانیان که بر سر دو راهی میان دنیای یونان و روم از یک سو و چین و هند از سوی دیگر قرار داشت، روزگاری دراز مرکز مبادلات معنوی و مادی بود. تمایلات ایران دوستی که در این دوره حکمفرما بود، به کمک و همراهی مذهب ملی کشور، آیین زردشت و روحانیون پارسی به وجود آمد، رواج پیدا کرد و این تمایلات در ادبیات پرورش یافت (اینوسترانتسف، 1351، ص 15).
ادبیاتی که جنبه اخلاقی دارد، شامل تعلیمات اخلاقی، دعوت به کار نیک، اندرزها و رهنمودهایی برای داشتن یک روش صحیح زندگی و همیشه همراه با گفتارهایی درباره دین و اصول آن است. اینگونه نوشتههای را که تعدادشان نسبتاً زیاد است، هندرز (اندرز) یا پندنامک مینامیدند. کتاب پندنامک زرتشت شامل دستورهای اخلاقی همراه با تعلیمات دینی است (ریپکا، 1354، ص 68).
بنابراین، رسالههای اخلاقی و آموزشی به صورت اندرز و وصیت، گروه مخصوصی از آثار ادبی را تشکیل میدهد از بررسی تألیفهای مشابه در ادبیات ایرانی در دورهی ساسانی میتوان به چگونگی پیدایش آن پی برد. نمونهای از این نوع اندرزنامهها را که به صورت ادبی تنظیم یافته و مربوط به دوره قبل از اسلام است، در کتاب عهد اردشیر یا پندنامهی خسرو انوشیروان میتوان دید (اینوسترانتسف، 1351، ص 34).
اخلاقی که از اندرزنامههای کهن نشئت میگیرد پیچیده، ظریف و چنان سرشار است که میتوان مطالعه مضامین ادبیات فارسی سدههای نخستین را براساس آن استوار کرد. نقش اصلی این
مجموعهها، برانگیختن نوعی نگرانی و حدّت بخشیدن به آن، بر حذر داشتن وجدان از خوابآلودگی و متقاعد کردن آن است به اینکه راحتی و آرامش واقعی در این بیداری است. این اندرزنامهها نطفه اصلی اندیشهای اخلاقی است که در سراسر ادبیات فارسی به چشم میخورد (فوشه کور، 1377، ص 23).
اخلاق پس از اسلام
پس از برافتادن دولت ساسانیان اشاعه تاریخی اسلام در ایران آغاز شد و همگام با آن، عربی نیز که زبان متنهای مقدس بود رونق یافت و ایرانیان به تدریج آیین پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) را پذیرفتند (ریپکا، 1354، ص 63).
ایران در نتیجهی جنگهای نهصدساله با روم و فتور و کهولت دین مزدیسنا و انقلاب فکری و سیاسی که ایجاد شده بود، روی به ضعف نهاد و با آنکه ایرانیان زودتر از رومیان ایستادگی و رشادت به خرج دادند، زودتر از آنها منقرض گردیدند اما فرهنگ و تمدنشان از میان نرفت. دولت اسلام پایتختی به وجود آورد و درباری ساخت که از حیث سازمانی اخلاقی و مادی به مراتب طبیعیتر و استوارتر از عهد پیشین بود و ادبیاتی به وجود آورد که صد یک آن را در عهد ساسانیان نداشت (بهار، 1349، ص 142).
در تکوین اصول اخلاقی اسلام سه عنصر مؤثر وجود داشته که مورد توجه قرار گرفته است: در درجهی اول اصول اخلاقی مذکور در کتاب مقدس قرآن است. در درجهی دوم یک رشته مدارک اخلاقی که بسیار متنوع و در عین حال مبهم است؛ مانند: امثله، کلمات حکیمانه، حکایات، افسانههای منظوم که در حقیقت سلسلهای از مطالب اخلاقی فلسفی است که غالباً هیچگونه ارتباطی با یکدیگر ندارند و از حیث محل و تاریخ پیدایش گوناگوناند و در درجهی سوم، سنت اخلاقی یونانی قرار گرفته است (اینوسترانتسف، 1351، ص 30).
در دورهی اولیهی رونق علوم در اسلام، تألیفهای یونانی ترجمه شده است. علاوه بر ترجمهی برخی تألیفات اخلاقی یونانی مخصوصاً تألیفات ارسطو یک رشته آثار با اسامی ساختگی مؤلفان به این سنت ارتباط داده میشود که رابطی آن با علوم یونانی فقط ظاهری است و حتی طرفداران اصل تفوق تأثیر یونانی آن آثار را در گروه دوم آثار قرار دادهاند که در علم اخلاق اسلامی تأثیر داشته است؛ یعنی، گروه «آثار حکمت شرق» نوع وصایای ساختگی که به ارسطو و فیثاغورث و دیگران نسبت داده
میشود. ابن مسکویه به نوعی از مدارک ایرانی مانند، پندنامهها و اندرزنامهها اتکا مینماید که به هیچ وجه جزو ادبیات اندرزآمیز مجمل و نامفهوم و مبهم نبوده بلکه نامبرده به آثاری استناد میکند که جنبهی کتابهای مربوط به تعالیم مذهبی را داشته و از این رو معرف اصول مشخص اخلاقی، دیانتی یعنی اصول اخلاق پارسی است (همان، ص 31).
اخلاق در ادبیات
به خوبی میدانیم که همیشه مهمترین مسائل ملل مختلف در ادبیات آنها مطرح میشود. ادبیات یکی از جلوههای قابل لمس فرهنگ است اما نمیتوان ادعا کرد که از طریق آن میشود به یک فرهنگ دست یافت. ادبیات صورتی از گفتار است. امیل بنونیست گفتار را چنین تعریف کرده است: «هر نوع بیان که در آن گوینده و شنوندهای هست و گوینده به نوعی، نیت تأثیر گذاشتن در شنونده را دارد». بنابر این تعریف، حتی نوشتهای نظاممند را که نویسندهی آن به کمک واژههای مشخص قصد دارد تعریفی از اساس زندگی اخلاقی به خواننده القا کند، میتوان گفتار انگاشت. واژه ادبیات به مفهوم گفتاری است که با استفاده از قدرت زیان سعی میکند فارسیزبانان سدههای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد. از آنجا که قدرت زیان جزء مهمی از گفتار است، آن را نمیتوان نادیده گرفت. این قدرت غالباً صورت کلمات قصار، حکایات اخلاقی و شعر در دورهای ارائه شده است (فوشه کور، 1377، ص 9).
از مشخصات بارز شعر کهن فارسی با همه تنوعی که از لحاظ اندیشه و احساس و مشرب گویندگانش در آن وجود دارد، ارزشهای اخلاقی و انسانی است که چونان گوهرهای تابناک، جان و دل فضیلتجویان هنردوست را تاکنون از فروغ معنوی خود روشنی بخشیده و نوازش کرده و در طول حیات هزارسالهی خود راهنمای نسلها و پرورشدهندهی قرایح و استعدادهایی بسیار بوده است. با نظری گذرا به درونمایهی شعر گذشته آشکار میشود که در این قلمرو وسیع، ذوق و اندیشه، هرچه مقدس و محترم و والا و زیباست، ستایش شده و از تمامی ناشایستها و رذایل و آنچه موجب سقوط اخلاقی انسان میشود، نکوهش و تقبیح به عمل آمده است. (رزمجو، 1382، ص 261).
تجلی روح انساندوستی، اعتقاد به خداوند و مقدسات مذهبی و گرایش به نیکیها و سجایای حمیدهای نظیر آزادگی، عدالتخواهی، ظلمستیزی، جوانمردی، مناعت طبع، راستی و واقعبینی، احترام به حقوق همنوع، دانشآموزی، ایثار و بخشندگی، شکیبایی، شجاعت و ... خلاصه، همهی آرمانهای بلند بشری، از ویژگیهای معنوی شعر کهن و از مقولهی روشناییهای آن به شمار میرود.
فهرست پایان نامه بررسی تطبیقی اخلاق از منظر نسبی یا مطلقبودن در مثنوی و نهجالبلاغه
فهرست:
چکیده. 1
مقدمه.. 2
فصل اول کلیات
1-1- بیان مسئله.. 21
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 22
1-3- اهداف پژوهش.... 22
1-4- فرضیه های پژوهش.... 23
فصل دوم تعریف اخلاق (نسبی یا مطلق)
2-1- اخلاق و موضوع آن. 25
2-2- تاریخچه علم اخلاق. 25
2-2-1- علم اخلاق. 30
2-3- اخلاق دینی.. 30
2-3- اخلاق از نظر یونگ.... 31
2-4- فلسفۀ اخلاق. 31
2-5- اخلاق و دین.. 31
2-5-1- سرچشمه هاى حُسنِ خُلق.. 32
2-5-2-اقوام روزگار به اخلاق زنده اند. 33
2-5-3- اهمیت اخلاق در روایات اسلامی.. 38
2-6- تعریف علم اخلاق. 40
2-7- رابطه اخلاق و فلسفه.. 42
2-8- رابطه اخلاق و عرفان. 43
2-9- رابطه «علم» و «اخلاق». 44
2-10- اخلاق و نسبیت... 47
2-10-1- اسلام نسبى بودن اخلاق را نفى مىکند.. 48
2-11- نسبیتگرایی.. 51
2-11-1 مطلق گرایی.. 52
2-11-2- انواع نسبیتگرایی.. 53
2-11-3- مکاتب نسبیگرا: 55
2-11-4- نقل و نقد دلائل نسبیت اخلاقی.. 56
2-11-5- پیامدهای نسبیت گرایی.. 59
2-11-6- مطلق گرایی اخلاقی.. 61
2-11-7- مکاتب مطلق گرا 61
2-11-8- «تحلیل و بررسی مطلق گرایی». 64
2-11-9- دلائل رویکرد مردم به نسبیت گرایی.. 66
2-11-10- گرایش(حس)اخلاقی.. 68
2-11-11- آیا واقعا امام علی (ع) به نسبی بودن اخلاق معتقد بودند ؟. 73
2-12- تأثیر تربیت خانوادگی و وراثت در اخلاق. 75
2-12-1- خوش اخلاقی از دیدگاه روایات.. 77
فصل سوم اخلاق از دیدگاه حضرت علی (علیه السلام) و مولانا
3-1- معرفی نهج البلاغه.. 87
3-1-1- اعتراف دانشمندان. 88
3-1-2- گردآوری سخنان علی علیهالسلام. 90
3-1-3- تألیف نهجالبلاغه.. 91
3-1-4- شروح نهجالبلاغه.. 94
3-1-5- رابطه نهجالبلاغه با قرآن. 96
3-1-6- عمده ترین بخشهای نهج البلاغه: 97
3-1-7- اخلاق در نهج البلاغه.. 98
3-2- مولانا جلال الدین محمد بلخی.. 101
3-2-1- زندگی نامه.. 101
3-2-2- مؤمنه خاتون. 102
3-2-3- شمس تبریزی.. 104
3-2-4- شیدایی مولانا 106
3-2-5- مولانا و صلاح الدین زرکوب.. 107
3-2-6- مولانا و حسام الدین چلبی.. 108
3-2-7- مولانا و کانت... 108
3-2-8- درگذشت مولانا 109
3-2-9- مثنوی معنوی.. 109
3-2-10 اخلاق در نگاه مولانا 112
3-2-11- نسبیت در مثنوی.. 122
فصل چهارم بررسی تطبیقی نهج البلاغه و مثنوی
4-1- فضایل اخلاقی.. 129
4-1-1- توبه.. 129
4-1-1-1-حقیقت توبه. 131
4-1-1-2- وجوب توبه. 132
4-1-1-3- عمومیت توبه. 134
4-1-1-4- تحلیل توبه.. 140
4-1-2- جود. 141
4-1-2-1- سخاوت در منابع حدیث.. 143
4-1-2-2- تحلیل (جود، بخشش، انفاق) 149
4-1-3- صبر و شکیبایی.. 150
4-1-3-1- صبر در احادیث اسلامی.. 154
4-1-3-2- تحلیل صبر و شکیبایی.. 161
4-1-4- قناعت... 162
4-1-4-1- تحلیل قناعت.. 164
4-1-5- تواضع و فروتنی.. 165
4-1-5-1- تعریف تواضع. 169
4-1-5-2- تواضع و کرامت انسان! 170
4-1-5-3- تحلیل.. 172
4-1-6- عدل.. 173
4-6-1-1- تحلیل عدل. 174
4-1-7- صدق و راستی.. 175
4-1-7-1- صدق و راستى در روایات اسلامى.. 177
4-1-7-2- تأثیر راست گویى در زندگى انسان ها 181
4-1-7-4- دروغ و آثار و عواقب آن. 184
4-1-7-5- آثار زیان بار دروغ. 186
4-1-7-6- دروغ و آثار و عواقب آن. 189
4-1-7-7- استثنائات دروغ. 192
4-1-7-3- تحلیل صدق و راستی.. 197
4-2- رذایل اخلاقی.. 200
4-2-1- ریا 200
4-2-1-1- ریا در روایات اسلامی.. 200
4-2-1-2- تحلیل ریا 204
4-2-2- عُجب و خود پسندی (تکبر): 205
4-2-2-1- تکبر در روایات اسلامی.. 209
4-2-2-2- تحلیل عُجب و خودپسندی (تکبر) 212
4-2-3- حرص و آز و طمع.. 213
4-2-3-1- تعریف حرص... 213
4-2-3-2- تحلیل حرص و از و طمع. 219
4-2-4- حسادت.. 220
4-2-4-1- حسد در روایات اسلامی.. 223
4-2-5-1- تحلیل حسادت.. 228
4-2-6- بخل.. 229
4-2-6-2- بخل در آینه روایات اسلامی.. 232
4-2-6-3- تحلیل بخل.. 238
4-2-7- غفلت... 240
4-2-7-1- «غفلت »در اخبار اسلامی.. 243
4-2-7-2- تحلیل غفلت.. 248
4-2-8- غرور و خودبینی.. 249
4-2-8-1- تحلیل غرور وخود بینی.. 252
4-3- نتیجه گیری.. 253
منابع و مآخذ : 257
فهرست مقالات.. 261
منبع:
ابن مسکویه، احمدبن محمد. (1381). تهذیب الاخلاق؛ مترجم: علیاصغر حلبی، انتشارات اساطیر.
احمدیان، سکینه.(1387). پژوهشی پیرامون جایگاه تربیت و اخلاق در اسلام با تکیه بر آثار مولانا و سعدی، چاپ اول، تهران، انتشارات لوح زرین.
ارّجانی، فرامرزبن خدادادبن عبدالله الکاتب.(1362). سمک عیار، با مقدمه و تصحیح پرویز ناتل خانلری، ج اول، تهران؛ انتشارات آگاه.
استعلامی، محمد. (1379). مثنوی مولانا جلاالدین محمد بلخی. تهران: زوار
امید، مسعود.( 1381). درآمدی بر فلسفه اخلاق از دیدگاه متفکران مسلمان معاصر ایران؛ تبریز، مؤسسه تحقیقاتی علوم اسلامی – انسانی دانشگاه تبریز.
ایرانی، دین شاه.(1361). اخلاق ایران باستان؛ چ پنجم، تهران، انتشارات فروهر.
اینوسترانتسف، کنستانتین(1351). تحقیقاتی درباره ساسانیان، مترجم: کاظم کاظمزاده؛ تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
آر. اف. اتکینسون.(1370). درآمدی بر فلسفه اخلاق، سهراب علوینیا، تهران، مرکز نشر و ترجمه کتاب.
بهار، محمدتقی.(1370). سبکشناسی، ج. 1 و 2، چ ششم، تهران، انتشارات امیرکبیر.
بیهقی دبیر، ابوالفضل محمدبن حسن.(1386). تاریخ بیهقی، به کوشش خلیل خطیب رهبر، چاپ یازدهم، تهران، انتشارات مهتاب.
خاتمی،احمد. (۱۳۸۸). فهرست موضوعی نهج البلاغه. تهران: سروش
جعفری، محمدتقی. (1357). مولوی و جهانبینیها در مکتبهای شرق و غرب. تهران: بعثت
. (1358). ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، تهران: فرهنگ اسلام
حافظ شیرازی، شمسالدین محمد.(1378). دیوان حافظ، از نسخه غنی و قزوینی، چاپ اول، سمنان، انتشارات خلاق.
حسینی قلعه بهمن، سید اکبر.( 1383). واقعگرایی در نیمه دوم قرن بیستم، قم، موسسه آموزشی امام خمینی.
خواص، امیرو دیگران.( 1385). فلسفه اخلاق با تکیه بر مباحث تربیتی، قم، نشر معارف.
دورکیم، امیل.( 1360). فلسفه و جامعه شناسی، ترجمه فرحناز خمسهای، تهران، بینا.
دیلمی، احمد، آذربایجانی، مسعود( 1385) اخلاق اسلامی، قم، نشر معارف.
راسل، برتراند( 1373) تاریخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دریابندری، تهران، پرواز.
رزمجو، حسین.(1382). نقد و نظری بر شعر گذشته فارسی از دیدگاه اخلاق اسلامی، چاپ اول، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی.
روسو، ژان ژاک.(1360). امیل یا آموزش و پرورش، ترجمه غلامحسین زیرک زاده، انتشارات شرکت سهامی خاص چهر.
ریپکا، یان.(1354). تاریخ ادبیات ایران، مترجم: عیسی شهابی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
زمانی،کریم. (۱۳۸۲). میناگر عشق (فهرست موضوعی مثنوی). تهران: نشر نی
ژان برن.( 1357) فلسفه اپیکور، ترجمه ابوالقاسم پورحسینی، تهران، امیرکبیر.
سعدی شیرازی، مصلح بن عبدالله.(1371). گلستان، به کوشش خلیل خطیب رهبر، چاپ هفتم، تهران، انتشارات صفی علیشاه.
.(1372).بوستان؛ به کوشش غلامحسین یوسفی، چاپ دوم، تهران، انتشارات سخن.
شیروانی، علی.( 1376).فرا اخلاق ، تهران پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دفتر اندیشه جوان.
طباطبائی، محمد حسین .( 1411ه.ق). اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج1، پاورقی مطهری، مرتضی، قم، صدرا.
.( 1411ه.ق). تفسیر المیزان، بیروت لبنان مؤسسه الاعلی للمطبوعات.
.(1368). اصول فلسفه و روش رئالیسم(مقاله اعتباریات و رسائل شیعه)، تألیف مرتضی مطهری، قم؛ صدرا.
طوسی، ابوجعفربن محمدبن حسن.(1387). اخلاق ناصری، چاپ ششم، تهران، انتشارات خوارزمی.
غرویان، محسن.( 1377). فلسفه اخلاق از دیدگاه اسلام، قم، موسسه فرهنگی یمین.
فتحعلی خانی، محمد، 1377، فلسفه اخلاق، قم، دفتر نشر و تحقیقات مرکز جهانی علوم اسلامی.
فرانکنا، ویلیام.( 1383). فلسفه اخلاق، هادی صادقی، قم، طه.
فردوسی طوسی، ابوالقاسم.(1387). شاهنامه، به کوشش سعید حمیدیان، چاپ نهم، تهران، نشر قطره.
فوشه کور، شارل – هنری دو.( 1377). اخلاقیات: مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی، چ اول، مترجمان: محمدعلی امیر معزی و عبدالحمید روح بخشان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران.
فیض کاشانی، محسن.(1365). اخلاق حسنه، مترجم: محمدباقر ساعد خراسانی، انتشارات پیام آزادی.
قانعی خوزانی، مهناز. (1388). اخلاق در نگاه مولانا «چیستی و هستی». تهران: نگاه معاصر
کانت، ایمانوئل. (1373). بنیاد مابعدالطبیعه، ترجمهی حمید عنایتی و علی قیصری، تهران: خوارزمی
کانت، ایمانوئل.(1369). بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، حمید عنایت وعلی قیصری، تهران، خوارزمی.
مصباح یزدی، محمدتقی .( 1372). دروس فلسفه اخلاق، تهران، اطلاعات.
.(1378). نظریه سیاسی اسلام، ج2(کشورداری)، قم، موسسه آموزشی امام خمینی.
.( 1381). فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، تهران، نشر بینالملل.
.(1384). نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، قم، موسسه آموزشی امام خمینی.
مصباح، مجتبی. ( 1378). فلسفه اخلاق، تهران، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
مصباح، محمدتقی.(1367). دروس فلسفه اخلاق، چاپ اول، قم، مؤسسه اطلاعات.
مطهری، مرتضی. (1368). سیری در نهجالبلاغه. تهران: صدر
.( 1362) اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا.
.( 1363). نقدی بر مارکسیم، ج1، قم، صدرا.
مظاهری، حسین.( 1388). کاوشی نو در اخلاق اسلامی، چ اول، مترجم: محمدرضا آژیر، تهران، نشر ذکر.
مک ناوتن، دیوید.( 1380). بصیرت اخلاقی، محمود فتحعلی، قم، موسسه آموزشی امام خمینی.
مکارمشیرازی، ناصر. (1377). اخلاق در قرآن. قم: مؤسسهی تفسیر قرآن کریم
ناصرخسرو قبادیانی، ابومعین.( 1365). دیوان ناصرخسرو، به تصحیح مجتبی مینوی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف.(1370). مخزن الاسرار، به کوشش برات زنجانی، تهران، دانشگاه تهران.
ویلیامز، برنارد. ( 1383). فلسفه اخلاق، ترجمه و تعلیقات زهرا جلالی، قم، دفتر نشر معارف.
فهرست مقالات
جوادی، محسن.(1374). مقاله جاودانگی اصول اخلاقی و نظریه اعتبارات. مجله معرفت(ش15).
حسینی، اکبر.( 1381). نقدی بر نسبیت گرایی اخلاقی، ماهنامه رواق اندیشه ش 10.
لوئیس پویمن.( 1376). مقاله «نقدی بر نسبیت اخلاقی»، مجله نقد و نظر (شماره 14_13)، اخلاق و دین، ترجمه محمود فتحعلی.