پایان نامه عقلانیت مدرن و بازنمایی اسطوره در تئاتر قرن بیستم - عنوان بخش عملی اژدهاک

  • Code: # 30989

  • تعداد صفحات: 72
  • فرمت فایل: word
  • سال: 1392
  • مقطع: کارشناسی ارشد
  • دسته بندی: هنر
قیمت: ۳۵,۰۰۰ تومان
۶۵,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه پایان نامه عقلانیت مدرن و بازنمایی اسطوره در تئاتر قرن بیستم - عنوان بخش عملی اژدهاک

    پایان نامه کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش

    چکیده

    این پژوهش تلاشی است در جهت تببینِ آرا و اندیشه‌های انتقادیِ والتر بنیامین درباره هنر مدرن و نیز کوششی است در راستایِ بازخوانیِ بسیاری از آرا او که مستقیماً‌ مقوله تئاتر را هدف نگرفته است اما به‌عقیده نگارنده گستره مبانیِ مطرح‌شده از سویِ وی به اندازه‌ای هست که بتوان تئاتر مدرنِ قرن بیستم را به‌واسطه حوزه نظری و اندیشه‌ای این متفکر گره زد و یا برخی مفاهیم را بازتعریف و یا واکاویِ مجدد کرد.

    این نوشتار به مدد اندیشه بنیامین، راهکارها و رویکردهایِ او شکل گرفته است. نخست، ایده هم‌انگاری بازخوانیِ نمایشنامه‌های کلاسیک توسط نمایشنامه‌‌نویسانِ معاصر به مثابه امر بازتولیدپذیر و تکثیر ابژه هنری که نتیجه‌اش زوال اصالت تاریخی اثر و به تبع آن نابودیِ هاله گرداگرد آن. دوم، بازیابی تجربه از کف‌رفته در دوران مدرن به مدد بازآزمایی قصه‌گویی در جهان اطلاعات و تکنولوژی. هدف بنیامین، صرفاً عیان کردن سویه‌هایِ مخربِ عقلانیت ابزاریِ مدرن نیست، بلکه غلتیدن در تاریخ به معنایِ ظلمات و تاریکیِ قرن حاضر در مقام سوژ‌ه‌ای حقیقتاً معاصر.

    بازخوانی، دیالکتیکی است میان معنای کهن و معنایِ معاصر. دیالکتیکی که نویسنده مدرن در مقام سوژه شناسا با ابژه مورد شناسایی برپا می‌کند؛ در نتیجه اصالت آن از کف رفته، هاله‌اش از بین می‌رود و مردمان مدرن بی‌ترس و واهمه‌ای باستانی معنایِ بازیافته‌ای از آن را باز می‌خوانند. هدف فرا رفتن از تکین بودن اثر هنری و در اختیار توده‌ها قرار گرفتن است. هدفی که مرز، ارزش‌های آیینی و کیشی هنر را می‌شکافد و به هنر ارزشی نمایشی می‌بخشد. ارزشی که به گمان بنیامین، انسان مدرن ناگزیر از پذیرفتن آن است.

    در باب فقدان تجربه در دوران مدرن، بنیامین مسأله قصه و قصه‌گو را مطرح می‌کند. از نظر وی زوال تجربه و تبادل تجربه بین‌الاذهانیِ بشر مدرن، ریشه در زوال قصه‌گویی، همنشینی با شخصیت قصه‌گو و مبادله راستینی شد که کاملاً سوبژکتیو (ذهنی) است و خود را در چرخه مبادله‌های کالایی و چرخه تولید گرفتار نمی‌کند. قصه‌گویی بر خلاف عنوان و ذهنیتی که متبادر می‌کند به‌هیچ عنوان اسطوره‌پرور و افسانه‌خوان نیست بلکه طبیعت و تاریخ را در حضور شنونده و خواننده‌اش احضار می‌کند.

    کلیدواژه‌ها: اسطوره، عقلانیت مدرن، بازتولیدپذیری، بازخوانی، بنیامین، تجربه، سوژۀ مدرن.

    فصل اول

    کلّیات تحقیق: مقدمه

    11 بیان موضوع:

    «عقلانیتِ مدرن»[1] عنوانی است برآمده از سنت فکری اروپایِ پس از رنسانس و مشخصاً قرن هجدهم که به‌عنوان «عصر روشنگری»[2] از آن یاد می‌شود. هر چند خواستِ سیطره عقل بر تمامی ابعاد زندگی انسان، به تمامی مختص این دوره نیست اما در همین دوره بود که اراده‌ای عظیم در جهت برتری دادن و تأکید بخشیدن بر عقل به‌منزله عامل سروری انسان بر زیست‌جهانِ خود، به وجود آمد. سیر تحول عقل‌محوری و جریان‌های دخیل در آن به فراخور در فصل‌های پیشِ رو بیان خواهد شد.

    اصل موضوعه اندیشه مدرنِ برآمده از دوره روشنگری، به‌طور ویژه، تقابل دوسویه اسطوره و عقل بود. به بیان دیگر از نظر اندیشه روشنگری، آن‌چه مانع پیشرفت انسان می‌شود، اسطوره و یا در چشم‌اندازی کلی‌تر ترس حاصل از برخورد با طبیعتِ ناشناخته (که اسطوره از دل آن زاده می‌شود) بود. منظور از اسطوره در این دوره، هر آن مفهومی است که در برابر تبیین عقلانی زیست‌جهانِ انسان بایستد. روشنگری با نفیِ تصویر اسطوره‌ای از جهان، تصویر (تفکر) علمی از جهان را جایگزین آن کرد. از نظرگاه تفکر علمی، امر و فعل اسطوره‌ای آن چیزی است که به وسیله تجربه روش‌مند قابل استنباط و دریافت و نیز قابل تصدیق نیست.

    تقابل عقل و اسطوره به‌عنوان دو سویه مجزا و البته درهم تنیده از جهان زیستی و اندیشه‌ای انسان به پیش از دوران روشنگری باز می‌گردد و به گفته هانس گئورگ گادامر[3]:

    اگر به پیدایش تمدن مغرب‌زمین بنگریم، چنین به نظر می‌رسد که سه موج روشنگری بر این تاریخ گذر کرده است: [نخست،] موج روشنگری که در اندیشه سوفسطایی افراطی اواخر سده پنجم پیش از میلاد در آتن به اوج خود رسید؛ [دوم،] موج روشنگری سده هجدهم که در عصر عقل‌گراییِ انقلاب فرانسه به منتها درجه خود دست یافت و [سوم،] موج روشنگری چه‌بسا بتوان آن را جنبش روشنگری سده ‌ [خود] مان بنامیم که با ‹‌دینِ الحادی› و استقرار نهادین آن در نظام‌های مدرن الحادانه حکومت،‌ عجالتاً به اوج خود رسیده است. مسئله اسطوره با هر سه مرحله اندیشه روشنگری پیوندی تنگاتنگ دارد.

    (گادامر، 1387: 100)

    روند عقلانی شدن جهان و تبدیل کردن عقل به عنوان ابزاری جهت نیل به اهدافی همچون پیشرفت علوم و رهایی از متافیزیک به واسطه اهمیت دادنِ بی چون و چرا به جایگاه علم، باعث سر بر آوردن پوزیتیویسم[4] (اثبات‌گرایی)، تجربه‌گرایی و نیز پراگماتیسم[5] (اصالت عمل) شد؛ چنان‌که رمانتیسیسمِ قرن نوزدهم و نظریه‌های انتقادیِ قرن بیستم هر کدام به شیوه یا شیوه‌هایی در صدد رستگار کردنِ (نجات بخشیدنِ) سویه راستین عقلانیت بشری برآمدند.

    در این پژوهش تلاش می‌شود تا دستاوردها و جهت‌گیری‌های عصر روشنگری نسبت به جایگاه عقلانیت و اسطوره، بالا بردن یکی (عقلانیت) و پایین کشیدن دیگری (اسطوره) به‌واسطه نقدهای رمانتیسیسمِ قرن نوزدهم به مددِ نظریه‌ورزی‌های جریان انتقادیِ قرن بیستم و به‌ویژه آرای والتر بنیامین[6] (1892 1940) بررسی شود. والتر بنیامین به سبب درگیری‌های مطالعاتی‌اش با ماتریالیسم تاریخی، رمانتیسیسم و الاهیات یهودی نظریات انتقادی و رادیکالِ خود را در بابِ الهیات، زبان، ادبیات (به‌ویژه رمان و شعر قرن نوزدهم)، فلسفه تاریخ و هنر (از جمله تئاتر) به یاری مفاهیمی چون بازتولیدپذیری تکنیکی اثر در جریان مدرنیته، ترجمه و رسالت مترجم، تجربه و فقدان تجلّی آن در عصر مدرن و نیز تئاتر اپیک[7] شرح و بسط می‌داد. البته در پاره‌ای موارد هم‌سویی متفکران مکتب فرانکفورت هم‌چون تئودور آدرنو[8] و ماکس هورکهایمر[9] با نظریات والتر بنیامین، در درک مختصات جریان مدرنیزاسیون کارگشا خواهد بود.

    از عصر روشنگری به این سو، تئاتر همواره بستری برای تبلور و بازنماییِ مفاهیم و مضامین حوزه فلسفه و اندیشه بشری بوده است. در این میان، درگیر شدن فلسفه و اسطوره سبب شد که نمایشنامه‌نویسانِ دوره‌های مختلفِ پس از روشنگری هر کدام به شیوه‌هایی، جهت‌گیری‌هایِ حاصله نسبت به اسطوره را در نظام نمایشی بازتاب دهند. در این میان گوتهولد ابراهام لسینگ[10] (1781  1729) در تشریحِ مبانیِ نظری دوره روشنگری و با نگارش نمایشنامه‌هایی در راستای تفکر روشنگری قدم بر می‌داشت که آخرین و یکی از دستاوردهای مهم او در این زمینه نمایشنامه ناتان خردمند[11] (1779) است. از سوی دیگر دوره رمانتیک تحت تأثیر ایده‌آلیسم آلمانی و زمان ظهور اولین جریانِ‌ منتقد روشنگریِ عقل‌محور بود که می‌توان مهم‌ترین وجه بروز آن را در یوهان ولفگانگ گوته[12] (1832 1749) و نمایشنامه فاوست[13] او جست‌وجو کرد.

    به‌رغم مصادیقی که در حوزه تئاتر در دوره‌های روشنگری و رمانتیسیسم عنوان شد، نگارنده این پژوهش در نظر دارد رابطه اسطوره تئاتر را با در نظر گرفتن سویه عقلانی‌شده جهانِ زیستیِ بشر به واسطه مفاهیم مطرح‌شده در نظام اندیشه‌ای نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت بررسی کند.

    تئاتر مدرن در قرن بیستم دوره‌ها، جریانات، منش‌های متفاوت و رویکردهایِ دگرگونه‌ای را درون خود تجربه کرده است و در این میان نمایشنامه‌نویسان و کارگردانانی بوده‌اند که اسطوره را دستمایه جریان تئاتری خود کرده باشند. لازم به ذکر است که تنش‌های سیاسی، بروز جنگ‌های جهانی، وضعیت زیستی  روانیِ انسان قرن بیستم و جایگاه علم و تکنولوژی و نیز نقش آن به‌عنوان وجه متمایز‌کننده این دوره نسبت به ادوارِ گذشته زمینه‌ساز شرایط و موضوعاتی شد که هر کدام به نحوی در جهان درام و صحنه عینیت یافته است. تئاتر قرن بیستم بازنمایاننده انسان و شرایط موجود عصر خویش است. انسان مدرن تحت تأثیر شرایط تحمیل‌شده بیرونی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی است. بنا به آن‌چه روشنگری و فلسفه برآمده از آن بشارتش را می‌داد؛ بنا بود انسان به‌واسطه عقل‌گراییِ خود و توجه ویژه‌اش به جایگاه علم و تکنولوژی، به سلطه طبیعت و تبعات آن (که اسطوره بخشی از آن بود) پایان دهد و انسان به آرزویِ دیرینه‌اش یعنی سروری کائنات نائل آید و به سوژه‌هایی فعال و آزاد بدل شوند، اما «... سوژه‌ها یا فاعلانِ آزاد سرانجام به همان «گله‌ای» بدل می‌شوند که به قول هگل نتیجه و ثمره‌ی روشنگری است» (آدورنو و هورکهایمر 1389: 45).

    با توجه به شرایطی که به اختصار شرح داده شد، اندیشه مدرن در تقابل با اسطوره مواضع متفاوتی اتخاذ می‌کند. فلسفه روشنگری، رویکرد «اسطوره‌زدایی»[14] ازصحنه هستیِ انسانی را در پیش می‌گیرد. در این رویکرد، روشنگری اسطوره را به دلیل تضارب و منافاتی که با مبانی اصلی خود یعنی عقل و علم دارد، به کنار می‌نهد. رمانتیسیسم و رمانتیک‌ها به بازیابی، بازخوانی و اعاده اسطوره‌ها به درون نظام زیستی خود اقدام می‌کنند. با این حال قرن بیستم، قرنی به‌کل متفاوت است. از یک سو، اسطوره‌های گذشته بازیابی و بازخوانی می‌شوند و به عبارت دیگر «تکرار»؛ و البته تفاوت در «خوانش‌«‌ها به اسطوره‌ها امکان حیاتِ دوباره می‌دهد. از دیگر سو، بسیاری از مبانیِ اندیشه‌ای قرن‌های گذشته و نیز قرن بیستم، خود تبدیل به اسطوره می‌شوند. علم، دموکراسی، جامعه طبقاتی، فاشیسم، نازیسم، ناسیونالیسم و بسیاری موارد دیگر. نگاهِ نظریه انتقادی و به‌ویژه مکتب فرانکفورت نسبت به این جریان‌ها و رویکرد‌ها به‌‌کلی دگرگونه است. خواست و هدف آن‌ها نه بازیابی و تکرارِ صرف، نه نابودیِ تام و تمامِ اسطوره‌ها و نیز نه اسطوره‌سازی از مفاهیمی است که انسان و جهان مدرن را در بر گرفته‌اند، بلکه تقابل و مخالفت اصلیِ آنان، با عقلانی شدن جهان به‌وسیله عقلانیت ابزاری است. عقلانیتی که در نظر دارد رابطه انسان با جهان رابطه دو قطبیِ وسیله ‌ هدف باشد. آدورنو و هورکهایمر ضرورت تأمل مجدد و رادیکال درباره روشنگری را مطرح می‌کنند تا رسالت حقیقی آن تحقق یابد. در یک کلام «آن رسالتی که باید تحقق یابد حفظِ گذشته نیست، بلکه رستگاری و نجاتِ امیدهای گذشته است. اما امروزه، گذشته فقط در شکل تخریب گذشته تداوم می‌یابد» (همان: 23). لازمه چنین رویکردی آشنایی فردِ‌ معاصر با ویژگیِ «معاصر‌بودگیِ» خود است. در چنین شرایطی است است که فردِ معاصر می‌تواند رابطه، فاصله و موضع خود را در قبال امر کهن، امر تاریخی و نیز امر اسطوره‌ای معین کند. آگامبن[15] در تعریف انسان معاصر بیان می‌کند که:

    تنها کسانی می‌توانند خود را معاصر بنامند که اجازه نمی‌دهند توسط انوار این قرن کور شوند، و در نتیجه می‌توانند سیاهی‌هایی که در دل این نورها قرار دارد، یعنی ظلمت عمیق و خاص آن‌ها را ببیند.

    (آگامبن 1389: 60)

    و در ادامه همان مطلب می‌گوید:

    معاصر بودگی بیش از همه، خود را از طریق رنگ و بوی کهنگی زدن به زمان حال در آن حک و ثبت می‌کند. تنها آن کس که نمایه‌ها و امضاهای امر کهن را در مدرن‌ترین و متأخرترین امور تشخیص می‌دهد، می‌تواند معاصر باشد. امر کهن معنایی نزدیک به arkhē ، یعنی همان خاستگاه دارد. ولی خاستگاه صرفاً در یک گذشته تقویمی وارد نشده است. خاستگاه معاصر با شوند تاریخی است و هیچ‌گاه به کنش‌گری در چارچوب آن پایان نمی‌دهد.

    (همان)

    با در نظر گرفتن شرایط موجود و مباحث بیان شده، این پژوهش در نظر دارد که جایگاه اسطوره، بازنمایی، بازخوانی و مهم‌تر از همه این موارد، چگونگی بازخوانی آن در تئاتر قرن بیستم را بررسی کند. بدیهی است در پاره‌ای موارد پیش‌بُرد مباحث نظری نیاز به مصادیقی در تئاتر دارد به همین دلیل، در بیش‌تر موارد سعی شده است تا از سه اثر انتخابی استفاده شود. نمایشنامه‌هایِ ماشین دوزخی[16] (1934) اثر ژان کوکتو[17]، آنتیگون[18] (1942) اثر ژان آنوی[19] و نیز برخوانیِ (روایت نمایشی) آرش (1342) اثر بهرام بیضایی، آثاری هستند که نگارنده در اغلب موارد به‌عنوان مصادیقِ اصلی به آن‌ها ارجاع می‌دهد.

    12 اهداف تحقیق

    هدف اصلی: تبیین و شناخت جایگاه عقلانیت مدرن در بازنمایی اسطوره در تئاتر قرن بیستم.

    اهداف فرعی:

       آشنایی با نسبت مبانی برآمده از روشنگری (عقل، علم و ...) با اسطوره، طبیعت و تاریخ؛

       آشنایی با آرای والتر بنیامین در ارتباط با عقلانیت، اسطوره، هنر و زیست‌جهانِ مدرن؛

       آشنایی با سویه‌های راستین و ابزاریِ عقلانیت در قرن بیستم؛

       جایگاه تکرار، بازخوانی و بازنمایی اساطیر در تئاتر مدرن؛

       موضعِ سوژه مدرن (انسانِ معاصر) در تقابل با امر کهن و امر اسطوره‌ ای.

     

    13 پرسش‌های تحقیق

       رابطه میان اسطوره و عقلانیت در فلسفه از دوره روشنگری تا قرن بیستم چگونه است؟

       مطرح شدن عقلانیت ابزاری چه تأثیری بر بازنمود و یا حذف اسطوره از زندگی مدرن گذاشته است؟

       رابطه وسیله هدف چگونه باعث تنش در رابطه عقل اسطوره می‌شود؟

       موضع تئاتر مدرن در برابر اسطوره و عقلانیت و علم چگونه است؟

     

    14 مطالعات انجام شده

  • فهرست پایان نامه عقلانیت مدرن و بازنمایی اسطوره در تئاتر قرن بیستم - عنوان بخش عملی اژدهاک

    فهرست:

    1. فصل اول: کلیات تحقیق / مقدمه                                                              1

    11   بیان موضوع                                                                                2

    1 2   اهداف تحقیق                                                                              7

    13   پرسش‌های تحقیق                                                                         7

    1 4   مطالعات انجام شده                                                                       7

    1 5   مفروضات تحقیق                                                                          9

    1 6   روش تحقیق                                                                              9

    2. فصل دوم: پیشینه تحقیق                                                                         10

    2 1   تاریخچه                                                                                    11

    2 1 1   عقلانیت مدرن از روشنگری تا پیش از قرن بیستم                                  11

    2 1 2   نظریه انتقادی قرن بیستم و ظهور آرای والتر بینامین                                18

    3. فصل سوم: چارچوب نظری                                                                     21

    3 1   نظام فکری والتر بنیامین                                                                  23

    3 1 1   بازتولیدپذیریِ اثر هنری و جهان مدرن                                               23

    3 1 2   ویرانی تجربه و جایگاه قصه‌گو                                                       26

    3 1 3   تئاتر اپیک (روایی) و بیگانه‌سازی                                                    29

    4. فصل چهارم: یافته‌ها و بحث                                                                    34

    4 1   بازخوانی به‌مثابه تولید                                                                     39

    4 1 1   اصالت                                                                                   40

    412   هاله مقدس                                                                              42

    41 3   کارکرد آیینی کارکرد نمایشی                                                      42

    414   نمونه‌های مورد مطالعه                                                                 43

    42   بازیابی تجربه در روایتگری                                                              49

    421   نمونۀ‌ مورد مطالعه                                                                      51

    5. فصل پنجم: نتیجه‌گیری                                                                           53

    فهرست منابع                                                                                      58

    گزارش روند کار عملی                                                                           60

     

    منبع:

    آدورنو، تئودور و ماکس هورکهایمر (1389). دیالکتیک روشنگری، ترجمۀ مراد فرهادپور و امید مهرگان، چاپ چهارم، تهران: گام نو.

    آگامبن، جورجو (1389). آپاراتوس چیست؟، ترجمۀ یاسر همتی، تهران: رخداد نو.

    آگامبن، جورجو (1390). کودکی و تاریخ، ترجمۀ پویا ایمانی، تهران: مرکز.

    آنوی، ژان (1390). آنتیگون، ترجمۀ احمد پرهیزی، تهران: نی.

    اشتاین، روبرت (1382). والتر بنیامین، ترجمۀ مجید مددی، تهران: اختران.

    بنیامین، والتر (1386). «قصه‌گو: تأملاتی در آثار نیکلای لسکوف»، ترجمۀ مراد فرهادپور و فضل‌ا... پاکزاد، ارغنون، ش 9 و 10.

    بنیامین، والتر (1388). «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری تکنیکی آن»، ترجمۀ امید مهرگان، در زیبایی‌شناسی انتقادی، چاپ سوم، تهران: گام نو.

    بیضایی، بهرام (1391). سه برخوانی، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.

    پژمان، عباس (1387). «سوررئالیسم»، کتاب ماه ادبیات، ش 21.

    دریابندری، نجف (1380). افسانه اسطوره، تهران: نشر کارنامه.

    رایت، کاتلین (1375). «اثر هنری در عصر تکنولوژی»، ترجمۀ مسعود غفورزاده، سوره، ش 71.

    شهریوری، نادر (1387). سیاست رمانتیک، تهران: رخداد نو.

    علی‌آبادی، همایون (1365). «تئاتر ژان آنوی شیفته علم‌الاساطیر»، صحنه، ش 39.

    فرهادپور، مراد (1388). پاره‌های فکر (فلسفه و سیاست)، ج 2، تهران: طرح نو.

    فرهادپور، مراد و امید مهرگان (1389). مقدمه بر عروسک و کوتوله (مقالاتی در باب فلسفه زبان و فلسفه تاریخ)، ترجمۀ مراد فرهادپور و امید مهرگان، تهران: گام نو.

    کارسیر، ارنست (1362). افسانه دولت، ترجمۀ نجف دریابندری، تهران: خوارزمی.

    کارسیر، ارنست (1389). فلسفه روشنگری، ترجمۀ یدا... موقن، تهران: نیلوفر.

    کانت، امانوئل (1370). «روشنگری چیست؟ در پاسخِ یک پرسش»، ترجمۀ همایون فولادپور، کلک، ش 22.

    کمالی، زهرا و مجید اکبری (1387). «والتر بنیامین و هنر بازتولیدپذیر»، پژوهش‌های فلسفی، ش 14.

    کوکتو، ژان (1370). ماشین دوزخی، ترجمۀ محمود هاتف، تهران: نمایش.

    گادامر، هانس گئورگ (1387). «میتوس و لوگوس»، ترجمۀ فریده فرنودفر، کتاب ماه فلسفه، ش 12.

    لوکاچ، گئورگ (1386). «در باب فلسفه رمانتیک زندگی؛ نوالیس»، ترجمۀ مرادفرهادپور، ارغنون، ش 2.

    لوییس، پریکلس (1384). «والتر بنیامین در عصر اطلاعات»، ترجمۀ امیر احمدی آریان، بیناب، ش 9.

    مرتضویان، سید علی (1386). «رمانتیسم در اندیشه سیاسی»، ارغنون، ش 2.

    نوذری، حسینعلی (1389). نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت (در علوم اجتماعی و انسانی)، تهران: آگه.

     

    - Benjamin, Walter (1986). "What Is Epic Theatre?", Harry Zohn (trans.), in Illuminations, New York: Schocken Books.

    - Williams, James S. (2008). Jean Cocteau, London: Reaktion Books.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت