خلاصه پایان نامه اثر بخشی زوج درمانی شناختی- رفتاری گروهی بر پربارسازی روابط زناشویی
پایان نامه کارشناسی ارشد روانپزشکی
چکیده
پیوند زوج ها آغازگر رسمی اجتماعی است که تداوم آن موجب استحکام بنیاد خانواده است. امروزه همسران در جهت افزایش صمیمیت و بهبود روابط زناشویی از مداخلات و آموزشهای تخصصی بهره میگیرند.
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی اثربخشی زوجدرمانی شناختی- رفتاری گروهی بر پربارسازی روابط زناشویی زوجین است. پژوهش حاضر از نوع طرح آزمایشی آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری پژوهش شامل والدین کودکان مهد کودکی واقع در شهر تهران در سال 1393، میباشد. نمونه آماری شامل 80 نفر از والدین(40 زوج) است که به شیوه نمونهگیری تصادفی انتخاب و به حکم قرعه در دو گروه آزمایش(20 زوج) و گروه گواه(20 زوج) جایگزین شدند. زوجین گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقهای تحت آموزش زوجدرمانی گروهی مبنی بر رویکرد شناختی-رفتاری قرار گرفتند.ابزار پژوهش پرسشنامه رضایتمندی انریچ بود که آزمودنی ها قبل و بعد آموزش زوج درمانی آن را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که آموزش زوج درمانی گروهی مبنی بر رویکرد شناختی-رفتاری بر رضامندی زناشویی زوجین به طرز معناداری اثر مثبت داشته و رضامندی زناشویی زوجین را افزایش دادهاست.
کلید واژهها: زوجدرمانی گروهی، رویکرد شناختی-رفتاری، رضامندی زناشویی
ازدواج به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همواره مورد تایید بودهاست. رابطه زناشویی میتواند دستمایه و در غیر این صورت منبع تالم باشد.
مشکلات مربوط به صمیمیت، اغلب دلیل اصلی روابط شکست خورده به شمار میروند. در بسیاری از موارد ممکن است مشکل اصلی مراجعان اشتغال ذهنی با صمیمیت باشد که فرد مساله خود را به صورت مشکل در روابط نزدیک یا تعهد در روابط بیان مینماید.
اگرچه برخی از زوجها ممکن است اختصاصا صمیمیت را به عنوان آماج درمان ذکر نکنند، اما وقتی همین زوجها ابزارهای سنجش مربوط به کیفیت، رضایت یا سازگاری زناشویی را تکمیل کنند، اغلب یک یا چند مولفه از نیاز به صمیمیت را برای خودشان مشکلزا تشخیص میدهند(باگاروزی[1]، 2001).
صمیمیت در ازدواج باارزش است، زیرا تعهد زوجین نسبت به ثبات ارتباط را محکم میکند و به طور مثبتی با سازگاری و رضایت زناشویی همراه است(هلر[2] و وود[3]، 1998).
مطالعات و تجارب بالینی نشان میدهدکه در جامعه معاصر، زوجها مشکلات شدیدی را در هنگام برقراری و حفظ روابط صمیمانه و ارضا انتظارات و نیازهای یکدیگر تجربه میکنند(باگازوری، 2001).
از طرفی امروزه عوامل شناختی از مهمترین عوامل در فهم پویاییهای زندگی زناشویی و تفسیر روابط زناشویی به شمار میروند(باوکم[4] و اپشتاین[5]، 1996).
برنشتاین(1986)، تاکید میکند، شواهد بسیاری نشانگر این واقعیت است که مکانیسمهای شناختی بر سازگاری و رضایت زناشویی اثرگذارند و به همین دلیل معتقد است که زندگی زناشویی از گزند تفکرات غیر منطقی در امان نمیباشد.
تحریفات شناختی از برجستهترین عواملی هستند که در پردازش فرآیندهای شناختی همچون انتظارات، برداشتها، قالبها و الگوهای ذهنی که هر فرد از همسر خود دارد، تاثیرگذار است. این تحریف شناختی باعث میشود افراد حساسیت ویژهای نسبت به تغییر الگوهای کهنه ذهنی خود داشتهباشند و هر حادثهای را مساوی حادثهای دیگر بدانند.
همچنین، الیس(1997) معتقد است که تفکرات غیر منطقی و انعطاف پذیری تفکر، عامل اصلی اختلافات در روابط اجتماعی و بخصوص در روابط همسران میباشد. ایجاد و حفظ روابط صمیمانه و ارضا نیازهای عاطفی و روانی در جریان ازدواج، یک مهارت و هنر است که علاوه بر داشتن سلامت روانی و تجارب سالم اولیه، نیازمند داشتن نگرشهای منطقی و کسب مهارتها و انجام وظایف خاصی است(باگازوری، 2001 ترجمه نظری، 1384).
افزایش طلاق و نارضایتی زناشویی از یک سو و تقاضای همسران برای بهبود روابط زناشویی و افزایش صمیمیت از سوی دیگر نشان دهنده نیاز همسران به مداخلات و آموزشهای تخصصی در حوزه صمیمیت زناشویی میباشد. جهت مداخلات درمانی در روابط همسران رویکردهای متعددی همچون ارتباط درمانی، واقعیت درمانی، هیجانمدار، روان تحلیلی، روان آموزشی، شناختی-رفتاری و ... وجود دارند، که هر یک بر اساس پایههای نظری خود روشها و الگوهای درمانی خاصی را ارایه دادهاند. از این بین زوج درمانی شناختی- رفتاری[6](CBCT) رویکردهای درمانی شناختی و رفتاری را با هم ترکیب میکند. در CBCT در مانگر استراتژیهای تغییر رفتاری از قبیل آموزش مهارتهای ارتباط را با بازسازی شناختی ترکیب میکند و هدف، اصلاح تعاملهای رفتاری همسران و ارزیابی شناختی آنها است(هالفورد، 2001 ترجمه مصطفی تبریزی و همکاران 1384).
با توجه به اهمیت وجود رضایت زناشویی در بین همسران و پربارسازی روابط زناشویی و تاثیر مداخلات شناختی-رفتاری بر این متغیرها در این پژوهش سعی بر آن است تا اثربخشی زوج درمانی گروهی به شیوه شناختی- رفتاری بر پربارسازی روابط زناشویی بررسی میشود.
2-1- بیان مساله
گلاسر حفظ یک رابطه زناشویی موفق را سختترین نوع حفظ یک رابطه میداند و معتقد است تقریبا بیش از نیمی از افراد ازدواجکرده، میتوانند زندگی مشترک خود را برای یک عمر حفظ نمایند ولی از این میان افراد بسیار کمی یافت میشوند که دفتر زندگی مشترک خود را به خوبی و خوشی ببندند(گلاسر،2001 ترجمه برازنده و خوش نیکو 1384).
تعارض در ازدواج و سایر روابط طولانی مدت اجتناب ناپذیر است. رابطه زناشویی به صورت خاص مستعد تعارض است، زیرا زوجها مقدار زیادی صمیمیت و وابستگی متقابل را پرورش میدهند و این مسأله، زوجها را در برابر هم بیشتر آسیب پذیر میسازد(هالفورد، 2004 ترجمه نظری، 1387).
کیس[7] و والری[8] در مطالعهای از 160 درمانگر خواستند، مشکلترین حوزههای اختلاف زوجها را درجهبندی کنند. آنها به ترتیب، ارتباطات، انتظارات غیر واقعی از ازدواج و همسر، فقدان صمیمیت و نشان ندادن علاقه را به عنوان مهمترین جنبههای مشکلات زناشویی معرفی کردند(نظری، 1383).
همچنین زیمن(1999)، عنوان کرد که صمیمیت و گفتگو برای انواع روبط از مهمترین ارکان محسوب می شود و عمق صمیمیتی که دو نفر در رابطه خود ایجاد میکنند به توانایی آنان در انتقال روشن، صحیح و موثر افکار و احساسات، نیازها و خواسته هایشان بستگی دارد. یادگیری ارتباط کارآمد یک گام مهم در فرآیند ایجاد و افزایش صمیمیت و به دنبال آن ایجاد رضایتمندی در روابط زوجها میباشد(نظری، 1383).
در بررسیهای متعددی که به منظور ارتباط به اجزا مثلث عشق استرنبرگ و رضایتمندی زناشویی انجام گرفتهاست، مشخص شده که از میان سه جز این مثلث یعنی صمیمیت[9]، شور و شهوت[10] و تعهد[11]، مولفه صمیمیت بالاترین همبستگی را با رضایتمندی زناشویی زوجها را دارا میباشد(طرقبه، 1385).
بدین ترتیب یکی از شاخصهای مهم آشفتگی در رابطه، کمبود صمیمیت است و این عامل موجب تعامل بین زوجها گردید و به احساس نزدیکی، عشق و توجه در میان آنها میانجامد که در نهایت رضایت از ربطه زناشویی را فراهم میآورد.
برای گروهی از افراد رابطه صمیمانه زمانی به حد خود میرسد که احساسات نهانی خود را نسبت به یکدیگر افشا کنند و برای گروهی دیگر وجود تجارب مثبت مشترک معرف این مساله است و در عدهای دیگر این رابطه به داشتن رابطه جنسی گرم و ارضاکننده معنی میشود(هالفورد، 2004 ترجمه نظری، 1387).
روابط صمیمانه مستلزم تبادل احساسات عمیق و افکار خصوصی شخصی است. زوجها در این شرایط در کنار یکدیگر احساس امنیت میکنند(هندرکیس و هالت، 1384). در مقابل زوجین آشفته به طور روزمره خیلی کم به یکدیگر ابراز نزدیکی و محبت میکنند(هالفورد، 2001 ترجمه تبریزی و همکاران، 1384).
شناختگراها عقیده دارند وجود باورهای غیرمنطقی و خطاهای شناختی باعث ناسازگاری رفتاری و تعارض زناشویی میگردد(شفیعآبادی، 1375).
روانشناسان به ویژه معتقدان به شناخت درمانی بیشتر از همه تحریفات شناختی را در دریافت و ادراک ما از واقعیت خارجی موثر میدانند. این تحریفات نه تنها در افکار بلکه در تصورات نیز مداخلهگرند(یونسی، 1378)، به گونهای که تا حدی ما را ازواقعیت دور میسازند.
اپشتاین[12](به نقل از برنشتاین[13]، 1384) دریافت که میزان باورهای غیر منطقی و غیر واقعبینانه درباره رابطه زناشویی، پیش بینی کننده نیرومندی برای پریشانی زندگی زناشویی و انتظارهای منفی از درمان است. در نتیجه پیشنهاد میکند که برنامههای درمانی برای رفع ناکارآمدی رابطه باید مبنی بر بازسازی شناختی همسران باشد.
از دهه 1970 به بعد، تلاش هماهنگی در کاربرد نظریه روشهای شناختی-رفتاری برای زوجها صورت گرفتهاست(گلدنبرگ[14]، 1998 ترجمه ارجمند، 1382).
رویکرد شناختی- رفتاری ترکیبی از نظریات رفتاری، شناختی و الگوی تبادل اجتماعی است که مشکلات زناشویی از جمله صمیمیت را نتیجه مهارتهای ناکارآمد همسران در برقراری ارتباط و ناتوانی در حل موثر مشکلات و تعارضات، انتظارات و باورهای غیر منطقی و تبادلات منفی رفتاری میداند(اعتمادی، 1384).
در زوج درمانی رفتاری، درمانگر هدف ویژهای را تعیین میکند، الگوهای زمان حال را ارزیابی میکند و الگوهای تازه را مانند مهارت ارتباطی، حل مساله، تبادل افکار، تعیین قواعد و نقشها و نحوه برخورد با تعارض/ آموزش میدهد. درمانگران شناختی غیر از فنون خاصی برای به چالش کشیدن عقاید غیر منطقی زوج و سایر اعضای خانواده استفاده میکنند و آنان را به سمت هدف خاصی که مورد نظر درمانگر است، هدایت میکنند(لانگ[15] و یانگ[16]، 2006).
از آنجا که زوجدرمانی شناختی-رفتاری، تمرکز درمان را روی شناخت رفتارهای هر یک از همسران قرار میدهد و همچنین یکی از موثرترین، مطرحترین الگوهای درمانی میباشد(دان و شویل، 1995).
محقق رویکرد مداخلهای خود را مبتنی بر زوج درمانی شناختی-رفتاری به صورت گروهی قرار دادهاست.
در واقع زوجدرمانی گروهی یا زوج درمانی چندگانه[17] یکی از اشکال زوجدرمانی است که معمولا به صورت گروههای متشکل از سه تا پنج زوج اداره میشود(فریمو، 1992).
به طور کلی اصل بنیادین در کارگروه درمانی آن است که گروه کوچکی میتواند در حکم عامل تغییر عمل کند و بر کسانی که عضویت آن را میپذیرند، تاثیر قوی داشتهباشد. گروه درمانی همانند یک واحد معنادار و حقیقی است، چیزی بیش از مجموعهای از افراد غریبه به شمار میآید و فراتر از مجموع اعضای آن است. به بیان دیگر گروه مجموعهای از دیدگاهها و بینشهاست و نه افراد(بک، 1974 نقل از بارکر 1382).
با توجه به خلا پژوهش در حیطه کاربرد رویکرد شناختی-رفتاری در بهبود روابط زناشویی، این پژوهش در پی بررسی این مسأله است که زوجدرمانی گروهی به شیوه شناختی رفتاری میتواند در پربارسازی روابط زناشویی همسران موثر باشد.
3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
تمدن جدید که در پرتو تمام تلاش های بشری و دستاوردهای علوم تجربی حاصل شدهاست چهره زندگی بشر را تغییر داد و دستاوردهای مدنی و صنعتی فراوان را درپی داشتهاست. اما همین تمدن جدید، نه تنها در درمان آلام و مصائب روحی بشر، توان لازم را نشان نداد، بلکه رنجهای جدیدی بر دردهای پیشین افراد که غالب آنها از تاثیر زندگی صنعتی و مدرنیسم نشات گرفته، بر او تحمیل نمودهاست. خانواده چیزی بیشتر از مجموعه افرادی است که در یک فضای فیزیکی و روانشناختی با هم مشارکت دارند.
خانواده سیستم ارتباطی منحصر به فردی است که از روابط دوستی و کاری مجزاست. در جوامع مختلف روابط زوجی ارزش زیادی دارند به طوری که بیش از 80% از افراد طلاق گرفته دوباره ازدواج میکنند(گلدنبرگ، 2000).
بعضی از مطالعات نشان دادهاند که در زندگی زوجین انواع تعارضهایی وجود دارد که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد و به دیگر جنبههای زندگی نیز سرایت میکند.
از دیدگاه زوج درمانی شناختی- رفتاری، علل اکثر مشکلات رفتاری و تعارضهای بین فردی از جمله تعارض زناشویی، مربوط به باورهای غیرمنطقی فرد است(شفیعآبادی، 1375؛ فلانگان و فلانگان، 2004). آلیس(2004) و بک(1983) معتقد میباشندکه تحریفات شناختی از جمله عواملی هستند که بیشتر از همه در دریافت و ادراک و تدبیر از واقعیت خارجی موثرند. این تحریفات ارتباط زیادی با نوسانات خلقی، هیجانات منفی و تعارضات میان فردی دارد(مومنی،1386).
با توجه به سهم چشمگیر تحریفات شناختی در ایجاد تعارضها در بین همسران و رضایتمندی زناشویی(زارعی، 1385؛ یونسی، عسگری و بهرامی، 1387) و با توجه به اینکه یکی از وجوه ممیزه مهم بین زوجهای مراجعهکننده به دادگاه خانواده و زوجهای دارای رضایتمندی زناشویی، وجود تحریفهای شناختی میباشد، پرداخت به این امر مهم و ضروری است که به اتکای آن میتوان به تحکیم خانواده و کاهش نرخ طلاق و افزایش سلامت روان همسران بیانجامد.
فهرست پایان نامه اثر بخشی زوج درمانی شناختی- رفتاری گروهی بر پربارسازی روابط زناشویی
فهرست:
فهرست
عنوان صفحه
فصل یکم مقدمه پژوهش
1-1-مقدمه............................................................................................................................................ 2
2-1- بیان مساله 3
3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق 6
4-1 اهداف پژوهش 8
5-1 فرضیههای پژوهش 9
فصل دوم پیشینه پژوهش
2-1- رضایتمندی از روابط زناشویی.. 12
2-2-خشنودی در خانواده و عوامل موثر بر آن 13
2-3- عوامل موثر در تحکیم روابط زناشویی.. 15
2-4- رویکرد زوجدرمانی شناختی- رفتاری.. 21
2-5- فرآیند درمان در زوجدرمانی شناختی- رفتاری.. 22
2-6- مداخلات درمانی در زوج درمانی شناختی- رفتاری.. 23
مداخلات درمانی جهت تغییرات شناختی.. 23
تکنیکهای درمانشناختی 25
مداخلات درمانی جهت بهبود مهارتهای رفتاری.. 25
مداخلات درمانی جهت بهبود مهارتهای ارتباطی 28
آموزش مهارتهای ارتباطی 29
2-7- زوجدرمانی گروهی 33
2-8- پیشینه و سابقه پژوهش 36
پژوهش مرتبط با رضایتمندی در روابط زناشویی.. 36
پیشینه تجربی تحقیق در داخل کشور. 36
پیشینه تجربی تحقیق در خارج از کشور. 38
پژوهش مرتبط با زوجدرمانی شناختی-رفتاری.. 42
فصل سوم روش تحقیق
3-1- روش پژوهش 48
3-2- جامعه آماری 48
3-3- نمونه و روش نمونهگیری 48
3-4- ابزار جمعآوری اطلاعات و اندازهگیری 49
3-5- روش اجرای پژوهش 50
3-6- روش تجزیه و تحلیل دادهها 52
فصل چهارم یافته های پژوهش
4-1- مقدمه 54
4-2- توصیف داده ها 54
1-مرحله پیش آزمون ..... 54
2-مرحله پس آزمون ......... 55
4-3- تحلیل دادهها 56
فصل پنجم بحث و نتیجهگیری
5-1- بحث و نتیجه گیری 60
5-2- محدودیت پژوهش 63
5-3- پیشنهادهای پژوهشی 64
5-4-پیشنهادهای کاربردی 64
منابع.....................................................................................................................................................................66
پیوست 71
منبع:
فهرست منابع:
ادیب راد، ن. (1383) مقایسه باورهای ارتباطی زنان مراجعهکننده به مراکز قضایی خانوادن و زنان مایل به ادامه زندگی مشترک شهر تهران، نخستین کنگره سراسری آسیبشناسی خانواده در ایران. تهران، دانشگاه شهید بهشتی.
اعتمادی، ع. (1384) بررسی و مقایسه اثربخشی رویکرد روانی آموزشی مبتنی بر شناختی-رفتاری و ارتباط درمانی بر جمعیت زوجین مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان. پایاننامه دکتر، دانشگاه تربیت معلم.
آلیس، آ. (1380) زوج درمانی ترجمه ج صالحی، تهران، نشر میثاق.
اولیا، ن. فاتحیزاده، م، بهرامی، ف. (1385) تاثیر آموزش غنیسازی زندگی زناشویی بر افزایش صمیمیت زوجین. فصلنامه خانواده پژوهشی، شماره 6.
برنز، د.(1386). شناخت درمانی، روانشناسی افسردگی. ترجمه قراچهداغی، م. تهران. انتشارات چکامه .
برنشتاین، اچ اف؛ برنشتاین، ت. (1384) شناخت و درمان رفتاری، زناشویی ترجمه م، سهرابی. تهران، نشر رسا.
برنشتاین، ت. (1384). زوج درمانی، ترجمه حسنپور نایینی.
بک، آ.(1384) عشق هرگز کافی نیست. قراچهداغی، م. انتشارات آسیم.
پورسردار،. پایاننامه کارشناسی ارشد. تاثیر آموزش بر افزایش رضایت زناشویی(1389).
ثنایی ذاکر، ب.(1383) رولندرمانی و مشاوره گروهی، تهران انتشارات چهر.
جی هی بی(1370). رواندرمانی خانواده. ترجمه ثنایی باقر.
داتیلیو، م، بیرشک، ب.(1385) رفتار درمانی شناختی زوجها. تازههای علوم شناختی، سال 8 شماره 2/12/81.
زارعی محمودی، ح.(1385). تاثیر آموزش فنون مشاوره شناختی بر بهبود عملکرد خانواده در زوجین ناسازگار. دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
ساراسون، ا.ج، ساراسون، ب. ا.(1382) روانشناسی، ترجمه ب، بخاریان، تهران، انتشارات رشد.
سلیمانیان، ع. ( 1373) بررسی رابطه بین افکار غیرمنطقی و رضایت زناشویی. پایاننامه ارشد. دانشگاه تربیت معلم.
شارف، ر.(1381) نظریههای روان درمانی و مشاوره، ترجمه فیروزبخت، م. تهران. موسسه رسا.
شاهمرادی، م.(1384) بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش ناسازگاری زنان متاهل. پایاننامه ارشد. دانشگاه علامه طبابایی.
شفیعآبادی، ع. (1381) پویایی گروهی. تهران، انتشارات رشد.
شفیعآبادی، ع. ناصری، غ.ر. (1381). نظریههای مشاوره و رواندرمانی. تهران. نشر دانشگاهی.
عرفانی اکبری، م(1378) بررسی مشکلات مربوط به صمیمیت زوجین و تاثیر ارتباط درمانی بر آن. پایاننامه ارشد. دانشگاه الزهرا.
فرانک ام. داتیلیو(2010). رفتار درمانی شناختی زوجها و خانوادهها. ترجمه فرهاد اصغری و همکاران (1393). انتشارات آوای نور
کوری، ج. پاتریک کانالان و مایکل راسل. (1992). ترجمه ثنایی باقر(1377). انتشارات بعثت.
کوری- ماریان اشنایدر(1922). گروه درمانی، ترجمه بهاری و همکاران (1391).
گاتمن، ج.(1377) چرا ازدواج موفق؟ چرا ازدواج ناموفق؟ ترجمه م. فیروزبخت.تهران. انتشارات ابجد.
گلادنیک(1996). زوجدرمانی ترجمه بهاری و همکاران(1382).
گلاسر، و و گلاسر، ک.(1383) ازدواج بدون شکست. ترجمه س. خوش نیت نیکو. انتشارات محقق.
گلدنبرگ، ا، گلذنبرگ، ه. (1382) خانواده درمانی. ترجمه س، نقشبندی، ج. حسینی شاهی برودتی. تهران، نشر روان.
مظلومی، س(1386) تاثیر برنامه غنیسازی ازدواج بر افزایش صمیمیت زوجهای بدون مشکل، پایاننامه کارشناسی ارشد، علوم بهزیستی و توانبخشی.
نظری، ع. م.(1383). بررسی و مقایسه تاثیر غنیسازی ارتباط و مشاوره راهحل محور بر رضایت زناشویی زوجهای شاغل. پایاننامه دکترا، دانشگاه تربیت معلم.
نوابنژاد، ش. (1379) مشاوره ازدواج و خانواده. تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
هالفورد،ک. (1387) زوجدرمانی کوتاه مدت. چاپ اول ترجمه م. تبریزی، م. کاردانی و ف، جعفری. تهران، نشر فروزان.
هاوتون و همکاران(1942). درمان شناختی، ترجمه قاسمزاده(1378).
یونسی، ج. ( 1383) نقش ما در تحریفات شناختی(تفکر شاری گونه) در آسیبهای روانی. نشریه تازههای رواندرمانی شماره 14.
یونسی، ج.، رضافر، ع. (1383) نقش بازآموزی اسنادی بر سبک اسناد زوجین و رضایت زناشویی. مجموعه مقالات کنگره سراسری آسیبشناسی خانوادگی.
Adler. A. (1958). What life should mean to you. New York.
Bagarozzi, D. (2001).Enhancing intimacy in marriage. Branner Rouledy. Taylor and Faracis Group. U.S.A.
Barlow, D. H. and Hersen(1984). Single case experimental design, Boston. Allyn and Bacon.
Bavcom, H. D., Epstein, N. Sagres, S. and Sher, T. G. (1989). The role of cognitions in marital relationship, Definitional, methodological and conceptual issues. Journal of consulting and clinical psychology.
Bavcom, D. H. Epstein, N. (1996) Cognitions in marriage. The relationship between standards and attributions. Journal of family Psychology. Vol.1.
Bavcom, H. D., Epstein, N. Lataillade.(2002). Cognitive behavioral marital couple therapy in A. S. Gur,an and N. S. Jacobsen (EDS).
Beach, S.R. H.(2001). Marital and family Process in depression. American psychological Association.
Beck, A. T. (1983) Cognitive Therapy of depression. New York, Guilford Press.
Beck, A. T, (1988) Love is never enough. New York. Harper and Row.
Bernstein, Brant. (1991). The relationship between communication skilled marital satisfaction. Journal of marriage and family Minneapolis.
Bishop, S. R. Law, M. (2004). Mind fullness- clinical psychology.
Bornstein, P. H. (1989). Principles and Technique of couple paradoxical Therapy. Guilford Press.
Bowen, M. (1978). Family Therapy in clinical Practice. Jason Aronson.
Coevy, G. (2001). Therapy and practiced of counseling and psychotherapy (61hed) Pacific grove.
Dattilio, F.M. (2002) Homework assignment in couple family, Journal of clinical Psychology.
Dattilio, F.M. & Epstein, N. B. (2003) Cognitive behavioral couple and family Therapy in weeks. G, Robbins, M, Handbook of family.Therapy: Theory research and practice. New York Brunner Routledge.
Datilio, F. M. and Epstein, N. (2005). The role of rogitive behavioral intervention in couple. Journal of marital and family Therapy up land.
Doss, D. B. and Simpson. (2004). Why do couples seek marital Therapy? Professional Psychology.
Elis, A. (2000) counseling with choice therapy, The new therapy reality. New York.
Elis, A. (2004) The nature of disrupted martial interaction. www.Rebt.com.
Epstein, N. B. (1982). Cognitive therapy with couple. American Journal of family.
Epstein, W and Bavcom, D. H. (2002). Enhanced cognitive behavioral therapy per couple, A contextual approach. Washington D. C. APA.
Goldenberg. (1996). Family Therapy, an overview. London Book.
Goldenberg, J. and Goldenberg, H. (2008). Family Therapy. Belmont, CA: Brooks- Cole.
Gottman, J. M. Lerenson, R. W. (1986). Assessing the role of emotion in marriage, Behavioral Assessment.
Gottman, J. m. (1993) The roles of conflict engagement, escalation and avoidance in marital interreaction- Journal of counseling.
Gottman, G. M. and Schewart, J. G. (2008). Gottman Method couple therapy.
Halford, W. K. (1990) The croos-cultural consistency of marital communication associated with marital distress.
Hamamci, Z. (2005). The new science of intimate relationship. Blackwell Publisher.
Johnson, S. M., Hunsley, J. Greenberg, L. Schindler, D. (1999). Emotionally focused couple, Clinical Psychology.
Larson, H. and Holman, J. B. (2005). Predictor of marital and stability family relation.
Libermen, R. P. (1970). Behavior approaches to couple and family therapy. American journal.
Markman, H. J. Stanley, S. and Blumberg, S. L. (1994). Fighting for your marriage.
Meichen baum, D. (1977). Cognitive behavior modification, New York.
Moller, Ander, T. Rabe. Eharl. (2001). Dysfunctional beliefs and marital conflict in distressed and on distressed married: Individual. Journal of Rational Emotion and cognitive behavior therapy.
Olson, D. & others (1989) Family what makes them work, New York.
Pattherson, T. (2005). Cognitive behavioral couple therapy, in M. Harway(Ed). Handbook of couple Therapy, New Jersey.
Stwart (1980). Helping couples change. A social learning approach to marital therapy. New York, Guilford Press.
Winch, R. and others (1974). Selected studies in marriage. New York.
Yong, M. E. and Lang, L. (2000). Consulting and therapy for couples. Journal of marriage and couples