خلاصه پایان نامه حرکت و پویایی در غزلیّات شمس تبریزی
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی
چکیده:
حرکت در نزد اهل لغت به معنای جنبش و انتقال جسم از جایی به جای دیگر است. حرکت و پویایی زمانی در شعر ایجاد میشود که شاعر از اندیشه و عاطفهای سرشار برخوردار باشد و شعرش انعکاس طبیعت و زندگی و با عواطف انسانی گره خورده باشد و شاعر با اتکا بر نیکی و پاکی و ارزشهای انسانی، شعر را از ایستایی و میرایی مصون نگه دارد و ماندگاری آن را تضمین کند. غزلیات شمس مولوی یکی از برجسته ترین متن های ادبی زبان فارسی است که نشان دهندهی التهاب های روحی سرایندهی آن جلال الدین محمد مولوی مشهور به مولانا است.در پایاننامهی حاضر، بیست و پنج درصد از غزلیّات شمس از منظر پویایی مورد بررسی قرار گرفته و با نگاهی آماری، نمودهای حرکت و پویایی در هر یک از عناصر سازندهی شعر، استخراج شدهاست.از آن جایی که غزل مولانا فریاد جان اوست که از عشق حق مایه میگیرد، این عاطفهی شعری اوست که به همهی عناصر شعری جان بخشیده و حرکت و پویایی را بدانها تزریق کردهاست. بر طبق یافتههای این پایاننامه، نمودهای پویایی در موسیقی غزل مولانا، پررنگتر از عناصر دیگر شعر اوست؛ از جملهی این نمودها میتوان از اوزان متنوّع و بیشمار، به ویژه اوزان دوری، خیزابی و شفاف، قافیههای درونی، ردیفهای متنوّع به ویژه ردیفهای فعلی و انواع تکرار نام برد. در زمینهی صور خیال و از میان چهار صورت خیالیِ تشبیه، تشخیص، نماد و حسآمیزی، تشبیه و تشخیص از پربسامدترین صورتهای خیال شاعر است. پویایی زبان شعر مولانا در نتیجهی استفادهی فراوان او از واژگان طبیعت، واژگان نشاطبخش، واژگان حرکتآفرین، افعال کنشی، کاربرد رنگها و طعمهایی است که در نتیجهی عاطفه و اندیشهی پویای شاعر در زبان شعر سهیم شدهاند. در خصوص قالب یا شکل شعر مولانا باید گفت که این عاطفه و موسیقی پویا و ناب شعر اوست که قوالب و اشکال بدیع شعری را میطلبد و به صورتی ناخوداگاه منجر به نوآوریهای شاعر در شکل غزل شده است که مهمترین این نوآوریها تغییر دادن جایگاه سنّتی قافیه و ردیف در شعر است.
واژههای کلیدی:
حرکت و پویایی، غزلیّات شمس، مولانا، صورخیال، زبان، موسیقی
جلالالدّین محمد رومی، مشهور به «مولانا» (672ه.)، عارفی از خود رهیده و به حق رسیده بود.وی شاعری خوشبین و امیدوار بود که عشق جانمایهی معرفت او را تشکیل میداد.
عشق شورانگیز مولوی به شمس که از نگاه جلالالدّین تجسم حق بر روی زمین بوده،وی را در لحظات شور و هیجان عاطفی در حالتی از مستی و بیخویشی، مستغرق کرده بود. این وضعیت و تجربهی نادر، مولانا را در حال و هوایی ویژه قرار داده بود؛حال و هوایی منحصر به فرد که شعر را ترجمان خود ساخته بود. زبان شعر برای عارف بلخی آن قدر اهمیّت مییابد که گویی با شعر است که میتواند بخشی از غلیانهای روحی خود را به تصویر بکشد؛هرچند در بسیاری موارد چه در مثنوی و چه در غزلیّات از خدا میخواهد به او جانی تازه ببخشد تا بیحرف سخن گوید و آنگاه که ساقی ظهور میکند،کاغذ را بر زمین نهد و قلم بشکند.
دنیای ذهنی مولوی پویا و زنده است. او همه چیز را در حرکت به سوی کمال میبیند؛ در نگاه او جهان جلوهی خدای واحدی است که با هماهنگی و کلیّت خود صاحب حیات شده و عاشقانه به سوی خدا در حرکت است.
روحیهی پرنشاط و عرفان عاشقانهی مولوی ایجاب میکرد که تصاویر او از حرکت و پویایی برخوردار باشد.او شاعری است که غم را بر خود حرام کرده و وجودش مملو از شادی معنوی و سرخوشیهای عارفانه بوده است:
باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دل تریم
رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش
خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال
هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
(3/ ب13216-13217)
عشق به عنوان جان عرفان مولانا، اندیشه، احساس، تخیّل، زبان و موسیقی شعر مولانا را به حرکت و پویایی درآورده است. در این پایاننامه سعی بر این است نمودهای پویایی و حرکت که از عوامل عمدهی تأثیر گذاری غزل مولوی است، بررسی شود و نشان دادهشود چه عواملی باعث این پویایی و حرکت در غزلیات او شدهاست.
1-1-1- حرکت و پویایی
«حرکت در نزد اهل لغت به معنای جنبش و انتقال جسم از جایی به جای دیگر است. حرکت در نزد بعضی اهل لغت علاوه بر انتقال در مکان به معنای تغییر در وضع و عوض شدن محل اجزای یک چیز بدون تغییر محل خود آن شیء نیز آمده است» (تهانوی،369:1317).
بحث حرکت و سکون جزء مسائل علم طبیعی است، چنانکه فیلسوفان دربارهی اثبات وجود حرکت و بیان ماهیّت و اقسام و احکام آن سخن گفتهاند. عرفا نیز دارای نظریههایی در این زمینه هستند که در فصل دوّم به تفصیل از آنها سخن گفته خواهد شد.
1-1-2- حرکت و پویایی در غزل های مولانا
عاطفه یا احساس، تخیّل، زبان ، موسیقی و قالب عناصر تشکیل دهندهی اثر شعری هستند. «شاعر یک اندیشه را که محصول تجربهی منطقی و واقعی است، با عاطفهی مربوط بدان به صورت تصویری که عمدتاً محصول تخیّل اوست با زبان شاعرانهی خاص خود و اغلب با بیانی آهنگین، ارائه میدهد» (ترابی، 72:1370).
حرکت و پویایی در آثار شعری در گرو برخورداری شاعر از اندیشه و عاطفهای سرشار است؛ زیرا عواملی که باعث میشوند شعری را در حوزهی تخیّل، زبان و موسیقی پویا بدانیم، حاصل نمیشوند مگر این که اندیشهی سراینده انعکاس طبیعت و زندگی باشد و شاعر با اتّکا بر نیکی و پاکی و ارزشهای انسانی، شعر را از ایستایی و میرایی مصون نگه دارد و ماندگاری آن را تضمین کند.
مولوی آن چه را احساس میکند و در ذهن او اثر میگذارد، به صورت شعر ارائه میدهد. در واقع انگیزههای ناشی از یادها و حوادث زندگی است که زمینهی عاطفی شعر وی را پدید میآورد و باعث میشود شعر در ذهن او نطفه ببندد و زاییده شود.
انتخاب واژگان عاطفی با ژرفا و گستردگی بیشتر حاصل نمیشود مگر آن که شاعر از اندیشهای سرشار برخوردار باشد و مولانا با بهره مندی از عشقی سرشار و پرتلاطم که موج آن تمام وجودش را دربر گرفتهبود، هم از اندیشه و عاطفهای پویا برخوردار شده بود و هم توانسته بود این اندیشه و احساس سرشار را در زبان، تخیل، موسیقی و قالبِ شعر، بیان کند. وی با قدرت اندیشه و با گنجینهی عاطفهی خویش که از عشق حق مایه میگیرد، تمام بابهای بسته را میگشاید:
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده
(3/ ب13216-13217)
در فصل دوم در مورد هر یک از عناصر سازندهی شعر به تفصیل سخن گفته خواهد شد و در فصل چهارم، نمودهای حرکت و پویایی در هر یک از عناصر شعری بررسی خواهد شد و با نگاهی آماری به این نمودها، به تحلیل حرکت و پویایی هر یک از عناصر سازندهی شعر در غزلیات شمس پرداخته خواهد شد.
1-2- پیشینه پژوهش:
در زمینهی حرکت و پویایی مقالهای با عنوان «حرکت و جنبش در غزلهای مولوی» از مهوش واحددوست (1386) در فصلنامهی علوم انسانی دانشگاه الزّهرا، شمارهی 68-69، صص 167-189 و همچنین مقالهی «حرکت در اندیشه و شعر شفیعی کدکنی (م.سرشک)» از مسعود روحانی و محمد عنایتی قادیکلایی (1390) در مجلهی بوستان ادب دانشگاه شیراز، سال چهارم، شمارهی سوم، صص 45-70 به چاپ رسیده است.
در مقالهی «حرکت و جنبش در غزلهای مولوی» نگارنده ابتدا به تعریف حرکت و سپس به بیان دیدگاههای مختلف و ازآنجمله دیدگاه مولوی دربارهی آن پرداخته است.مؤلف مولوی را در کلیّات شمس بر خلاف مثنوی که یک نظریهپرداز در زمینهی «حرکت» است، شاعری میداند که مفهوم حرکت را از دیدگاه عرفا به طور عملی عینیّت بخشیدهاست.وی به بررسی نمود حرکت در وجود مولوی و درغزلهایش پرداختهاست و در وجود مولوی دو نوع حرکت درونی و روحانی و حرکت فیزیکی(سماع) را مطرح کرده و در زمینهی غزلهایش عوامل حرکت در اشعار او را در سه عامل دانسته است:1- به کار بردن واژگان حرکتآفرین 2- به کار بردن موسیقی پویا و پرشور؛ ازجمله استفاده از اوزان خیزابی و اوزان دوری، استفاده از تکرار و واجآرایی و 3- استفاده از تشبیه و استعارهی مکنیّه و تشخیص.
در زمینهی تشخیص به معرفی سه سطح از جاندارانگاری در غزلیّات شمس پرداختهاست:1- جاندارانگاری در سطح هنری و بلاغی، 2- جاندارانگاری در سطح اعتقادی،آنیمیسم و3- جاندارانگاری در سطح روانشناختی و در نهایت نتیجه گرفته که جاندارانگاری که از عوامل مؤثّر در پویایی شعر است، از بسامد بسیار بالایی در کلیّات شمس برخوردار است؛ به گونهای که امور انتزاعی و غیرانتزاعی را در بر میگیرد.
در مقالهی «حرکت در اندیشه و شعر شفیعی کدکنی(م.سرشک)» نگارندگان با بررسی اشعار شفیعی کدکنی، حرکت و پویایی را از جوانب مختلف؛از آنجمله در اندیشه، زبان، موسیقی و صور خیال شعر وی مورد ارزیابی قرار داده و ارتباط و تناسب این پویایی را با اندیشهی پیشروندهی شفیعی بیان کرده و در این زمینه به تحلیل دو دفتر شعر «از زبان برگ» و «کوچه باغهای نیشابور» پرداختهاند. نویسندگان دو اصل بنیادین اندیشهی او را «امید» و «حرکت» دانسته و بیان کردهاند که شعر شفیعی بر خلاف شعر همعصرانش ، سرشار از امید به آینده است. در نهایت نتیجه گرفتهاند که شفیعی در دوران سرودن این دو مجموعه شعر، تحتتأثیر اندیشهی مبارزهجویانه بودهاست و عناصر سازندهی شعر وی، تحتتأثیر اندیشهی قیام، سرشار از حرکت و پویایی است و حالات درونی شاعر را به خوبی تبیین میکند.
1-3- محدودهی پژوهش:
دورهی ده جلدی غزلیّات شمس تبریزی به تصحیح بدیع الزّمان فروزانفر.
1-4- سؤالات پژوهش:
1) نمودهای پویایی در غزلیّات شمس چیست؟
2) بیشترین و کمترین نمودهای پویایی در کدامیک از عناصر شعری غزلیّات شمس انعکاس یافته است؟
1-5- اهداف پژوهش:
نشان دادن نمودهای پویایی در عناصر شعر غزلیّات شمس و بیان بازتاب بیشترین و کمترین نمودهای پویایی در غزلیّات مولانا و تحلیل علل این بسامد.
1-6- خلاصه مراحل پژوهش:
شیوهی پژوهش در این پایاننامه، کیفی و از نوع تحلیل محتواست؛ روش جمعآوری اطلاعات به شیوهی کتابخانهای است. برای نگارش پژوهش ابتدا مطالعاتی مقدّماتی در مورد حرکت و پویایی صورت میگیرد و سپس بیست و پنج درصد از غزلیّات شمس مورد بررسی قرار میگیرد و نمودهای حرکت و پویایی در تک تک عناصر سازندهی شعر (عاطفه، زبان، تخیّل، موسیقی و قالب) بررسی شده و آمار هر یک از این نمودها ارایه میشود.
Abstract :
فهرست پایان نامه حرکت و پویایی در غزلیّات شمس تبریزی
فهرست:
فصل اول: 1
کلیات 1
طرح مسأله: 2
1-1-1- حرکت و پویایی 3
1-1-2- حرکت و پویایی در غزل های مولانا 3
1-2- پیشینه پژوهش: 4
1-3- محدوده ی پژوهش: 5
1-4- سؤالات پژوهش: 5
1-5- اهداف پژوهش: 5
1-6- خلاصه مراحل پژوهش: 6
فصل دوم: 7
چهارچوب مفهومی 7
2-1- حرکت و پویایی: 8
2-1-1) معنای لغوی حرکت 8
2-1-2) حرکت از دیدگاه حکما و فیلسوفان 8
2-1-3 ) حرکت از دیدگاه عرفا 10
2-1-3-1)تجلّی وجودی: 11
2-1-3-2) تقلّب آنی جواهر و تجدّد ماهیّات : 11
2-1-3-3 ) سیر کشفی و رفتن از باطل به سوی حق: 13
2-1-5-1 )عاطفه 14
2-1-5-1-1) تأثیر عاطفه ی پویا در زبان شعر 15
2-1-5-1-2) نقش عاطفه ی پویا در تصویر سازی 16
2-1-5-2) تخیّل و تصویر 17
2-1-5-2-1)تشبیه 19
2-1-5-2-2)تشخیص ( جاندار انگاری) 20
2-1-5-2-3)حسآمیزی 20
2-1-5-2-4)نماد 21
2-1-5-3)زبان 21
2-1-5-4) موسیقی 23
2-1-5-4-1) موسیقی بیرونی 25
2-1-5-4-2) موسیقی کناری 25
2-1-5-4-3) موسیقی درونی 26
2-1-5-4-4) موسیقی معنوی 26
2-1-5-5)شکل 26
فصل سوم ......................................................27
مولانا و غزلیات شمس...............................................27
3- شرح حال مولوی 28
3-1) نام و نسب و خاندان و شرح احوال 28
3-2) آثار 34
3-2-1) غزلیّات 34
3-2-1-1) سبک شعری 35
3-2-1-2) جهان بینی مولانا در غزلیّات 35
3-2-1-2-1) شادی گرایی و غم ستیزی 36
3-2-1-2-2)حقیقت نمایی 38
3-2-1-2-3)وحدت وجود 39
فصل چهارم: 41
بررسی نمودهای پویایی در عناصر پنج گانه ی غزلیات شمس 41
4-1) تحلیل حرکت و پویایی در عناصر سازندهی شعر در غزلیّات شمس: 42
4-1-1)پویایی عواطف شعری 42
4-1-2) حرکت و پویایی در صور خیال 48
4-1-2-1) تشبیه2 49
4-1-2-2)تشخیص3 51
4-1-2-3) نماد4 52
4-1-2-4)حسآمیزی5 54
4-1-3) زبان 56
4-1-3-1)واژگان نشاطبخش 56
4-1-3-2) واژگان حرکتآفرین 58
4-1-3-3) واژگان طبیعت 60
4-1-3-4) افعال حرکتی (کنشی) 63
4-1-3-5) رنگ ها 65
4-1-3-6) مزهها 69
4-1-4) موسیقی 72
4-1-4-1) موسیقی بیرونی 73
4-1-4-2) موسیقی کناری 76
4-1-4-2-1)ردیف فعلی 76
4-1-4-2-2) ردیف به صورت جمله 77
4-1-4-2-3) ردیف ضمیر 78
4-1-4-2-4) ردیف اسمی 78
4-1-4-2-5)ردیف گروهی 78
4-1-4-2-6)ردیف حرفی 79
4-1-4-2-8) ردیف پسوندی 79
4-1-4-2-9) ردیف عربی 80
4-1-4-2-10) قافیه های مضاعف 80
4-1-4-3) موسیقی درونی 81
4-1-4-3-1) قافیههای درونی 81
4-1-4-3-2) تکرار 82
4-1-4-3-2-1) تکرار واژه 83
4-1-4-3-2-2)تکرار ضمیر 83
4-1-4-3-2-3) تکرار حرف 83
4-1-4-3-2-4) تکرار فعل 84
4-1-4-3-2-5) تکرار عبارت 84
4-4-3-2-6) تکرار جمله 84
4-1-4-3-2-7) تکرار از نوع جناس 85
4-1-4-3-2-7-1) مختلف الوسط 85
4-1-4-3-2-7-2) مذیل 86
4-1-4-3-2-7-3) اشتقاق 86
4-1-4-3-2-7-4) مطرف یا مزید 86
4-1-4-3-2-7-5) اشتقاق یا اقتضاب 87
4-1-4-3-2-7-6) تام 87
4-1-4-3-2-7-7) خط یا تصحیف 87
4-1-4-3-2-7-8) ناقص حرکتی 88
4-1-4-3-2-7-9)قلب 88
4-1-4-3-2-7-10) مرکب 88
4-1-4-3-2-7-11) مضارع 88
4-1-4-4) موسیقی معنوی 89
4-1-4-4-1) مراعاتنظیر (تناسب)8 89
4-1-4-4-2) تضاد9 91
4-1-4-4-3) تلمیح 10 91
4-1-4-4-4) گونه های ایهام 11 93
4-1-5) شکل یا قالب 94
فصل پنجم: 99
نتیجه گیری 99
5-1)نتیجه گیری 100
یادداشت ها: 104
منابع و مآخذ 107
چکیده ی انگلیسی...........................................................................................................................................................114
منبع:
کتاب ها
آذر بیگدلی، لطفعلی بیک (1378)، آتشکدهی آذر، نیمهی دوم، تصحیح میرهاشم محدّث، چ اول،تهران: امیرکبیر.
ابن سینا، ابوعلی حسین بن عبدالله (1360)، فن سماع طبیعی از کتاب شفا، ترجمهی محمدعلی فروغی، چ دوم، تهران: امیرکبیر.
ابن بطوطه (1361)، سفرنامهی ابن بطوطه، رحلهی ابن بطوطه، ترجمهی محمدعلی موحّد، ج اول، چ سوم، تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی.
احمدی، بابک (1370)، ساختار و تأویل متن، ج اول، چ اول، تهران: نشر مرکز.
اقبال، افضل (1375)، زندگی و آثار مولانا جلالالدین رومی، ترجمهی حسن افشار، چ اول، تهران: نشر مرکز.
الافلاکی العارفی، شمس الدین احمد (1362)، مناقبالعارفین، تصحیحات و حواشی تحسین یازیجی، ج اول، چ دوم، تهران: دنیای کتاب.
الشیرازی، صدر الدین (ب.ت)، الحکمه المتعالیه فی اسفار العقلیه الاربعه ، قم: مکتبه المصطفوی.
الطوسی ملقّب به خواجه نصیرالدین، محمد بن محمد بن الحسن (1361)، اساس الاقتباس، تصحیح مدرس رضوی، چ سوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
بلخی، جلالالدین محمد (1387)، غزلیّات شمس تبریز، ج اول، قسمت مقدّمه، مقدّمه و تصحیح از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.
بهاالدین بن مولانا جلالالدین محمد بن حسین بلخی مشهور به مولوی (1315)، ولدنامه، تصحیح و مقدمه جلال همایی، تهران: چاپخانه اقبال.
پرین، لارنس (1383)، دربارهی شعر، ترجمه فاطمه راکعی، تهران: انتشارات اطلاعات.
پورنامداریان، تقی (1374)، سفر در مه، تهران:زمستان.
............................... (1380)، در سایهی آفتاب، تهران: سخن.
تدین، عطاالله (1385)، مولانا و طوفان شمس، چ سوم، تهران: انتشارات تهران.
ترابی، علی اکبر (1370)، جامعهشناسی و ادبیات شعر نو، تبریز: نوبل.
تهانوی، محمد علی بن علی (1317)، کشاف اصطلاحات الفنون، : مطبعه اقدام.
حسین پور چافی، علی (1386)، بررسی و تحلیل سبک شخصی مولانا در غزلیّات شمس، چ دوم، تهران: سمت.
حقیقت، عبدالرفیع (1384)، مولانا از بلخ تا قونیه، چ اول، تهران: کومش.
خانلری، پرویز (1354)، وزن شعر فارسی، تهران: توس.
....................... (1345)، شعر و هنر، تهران: شرکت سهامی ایران.
خلیلی جهانتیغ، مریم (1380)، سیب باغ جان، تهران: سخن.
دشتی، علی (1386)، سیری در دیوان شمس، تهران: زوار.
دولتشاه سمرقندی (1385)، تذکره الشعراء، مقدّمه، تصحیح و توضیح فاطمه علاقه، چ اول، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
دهخدا، علی اکبر (1338)، لغتنامهی دهخدا، شمارهی حرف «ح» ، تهران: دانشگاه تهران سازمان لغتنامه
رازی، فخرالدین محمد بن عمر (1411)، مباحث المشرقیه ، الجزء الاول، :مطبعه امیر.
رید، هربرت (1371)، معنی هنر، ترجمهی نجف دریابندری، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
زرین کوب، عبدالحسین (1372)، شعر بیدروغ شعر بینقاب، چ هفتم، تهران: انتشارات علمی.
......................................... (1370)، پله پله تا ملاقات خدا، تهران: انتشارات علمی.
سان، هوارد و دورتی (1378)، زندگی با رنگ، تهران: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی حکایت.
سپهسالار، فریدون بن احمد (1385)، رسالهی سپهسالار، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمد افشین وفایی، چ اول، تهران: سخن.
سهروردی، شهابالدین یحیی (ب.ت)، حکمه الاشراق، ترجمه و شرح از سید جعفر سجّادی، تهران: .
شفیعی کدکنی، محمدرضا (1387)، ادوار شعر فارسی، تهران: سخن.
.............................................. (1370)، موسیقی شعر، تهران: اگاه.
.............................................. (1388)، صورخیال در شعر فارسی، چ سیزدهم، تهران: آگاه.
.............................................. (1383)، گزیدهی غزلیّات شمس، قسمت مقدّمه، گردآوری و مقدّمه از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی.
شمیسا، سیروس (1386)، کلیات سبکشناسی، چ دوم، تهران: نشر میترا.
............................. (1388)، سبکشناسی شعر، چ چهارم، تهران: نشر میترا.
............................. (1387)، گزیدهی غزلیّات مولوی، چ هشتم، تهران: نشر قطره.
شیرازی، قطب الدین (1369)، درّه التاج، تصحیح سید محمد مشکوه ، چ سوم، : حکمت.
شیمل، آن ماری (1367)، شکوه شمس، ترجمهی حسن لاهوتی، تهران: علمی و فرهنگی.
علویمقدم، مهیار (1377)، نظریههای نقد ادبی معاصر، تهران: سمت.
علی پور، مصطفی (1378)، ساختار زبان شعر امروز، تهران: فردوس.
غریب، رز (1378)، نقد برمبنای زیباییشناسی و تأثیر آن در نقد عربی، ترجمهی نجمه رجایی، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه فردوسی.
غیاثی، محمدتقی (1368)، درآمدی بر سبک شناسی ساختاری، تهران: شعلهی اندیشه.
فاطمی، سید حسین (1364)، تصویرگری در غزلیّات شمس، تهران: امیرکبیر.
فتوحی، محمود (1386)، بلاغت تصویر، تهران: سخن.
فرای، نورتروپ (1363)، تخیل فرهیخته، ترجمهی سعید ارباب شیرانی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
فروزانفر، بدیع الزمان (1351)، مجموعهی مقالات و اشعار استاد بدیع الزمان فروزانفر، با مقدمهی دکتر زرینکوب و به کوشش عنایتالله مجیدی، تهران: کتابفروشی دهخدا.
.................................. (1366)، زندگانی مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی، چ پنجم، تهران: زوار.
قبادیانی بلخی، ناصرخسرو (1384)، زادالمسافرین، تصحیح سید محمد عمادی حایری، چ اول، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب.
گولپینارلی، عبدالباقی (1363)، مولانا جلالالدین، ترجمه و توضیحات توفیق سبحانی ، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
لاهیجی، شمسالدین محمد (1383)، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، تصحیح محمدرضا برزگر خالقی و عفّت کرباسی، چ پنجم، تهران: زوار.
لوچر، ماکس (1373)، روان شناسی و رنگها، ترجمهی منیرو روانیپور، تهران: آفرینش.
مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی (1374)، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد نیکلسون، تهران: امیرکبیر.
......................................................................... (1363)، کلیات شمس یا دیوان کبیر، تصحیحات و حواشی بدیع الزمان فروزانفر، چ سوم، تهران: امیرکبیر.
مهرین، مهرداد (1361)، فلسفه شرق، چ ششم، تهران: مؤسسه مطبوعاتی عطایی.
میرصادقی، میمنت (1385)، واژهنامه هنر شاعری، تهران: میهن.
نعمانی هندی، شبلی (1368)، شعر العجم، ترجمهی سید محمدتقی فخرداعی گیلانی، ج چهارم، چ سوم، تهران: دنیای کتاب.
یونگ، کارل گوستاو (1376)، چهار صورت مثالی، ترجمهی پروین فرامرزی، تهران: آستان قدس.
مقالات
حسنلی، کاوس و احمدیان، لیلا (1386)، «کارکرد رنگ در شاهنامهی فردوسی» ، فصلنامهی ادبپژوهی دانشگاه گیلان، شمارهی 2، صص 143-188.
رضایی، والی (1391)، « بررسی نحوی و معنایی فعلهای ایستا در زبان فارسی» ، مجلّهی زبان شناسی و گویشهای خراسان، دانشگاه فردوسی مشهد، علمی پژوهشی، شمارهی پیاپی 7، صص 23-38.
روحانی، مسعود و عنایتی قادیکلایی، محمد (1390)، «حرکت در اندیشه و شعر شفیعی کدکنی(م.سرشک)» ، مجلّهی بوستان ادب دانشگاه شیراز، شمارهی 3، صص 45-70.
عمران پور، محمدرضا (1386)، «اهمیّت عناصر و ویژگیهای ساختاری واژه در گزینش واژگان شعر» ، مجلّهی گوهر گویا، صص 153-180.
مسبوق، سید مهدی و قایمی، مرتضی و فرخی راد، پروین (1390)، « بررسی پویایی و حیات صورخیال در شعر متنبّی» ، فصلنامهی لسان مبین، سال دوم، شمارهی چهارم، صص 215-227.
واحددوست، مهوش (1387)، «حرکت و جنبش در غزلهای مولوی» ، فصلنامهی علوم انسانی دانشگاه الزّهرا، سال 17-18، شمارهی 68-69، صص 207-236.
واردی، زرین تاج و مختارنامه، آزاده (1386)، «بررسی رنگ در حکایتهای هفتپیکر نظامی» ، فصلنامهی ادبپژوهی دانشگاه گیلان، شمارهی2، صص 167-189.