پایان نامه بررسی کارکردهای غیاب در پرداختن به شخصیت معصومین (ع) برای نگارش فیلمنامه

  • Code: # 30053

  • تعداد صفحات: 118
  • فرمت فایل: word
  • سال: 1393
  • مقطع: کارشناسی ارشد
  • دسته بندی: ادبیات فارسی
قیمت: ۳۶,۰۰۰ تومان
۶۶,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی کارکردهای غیاب در پرداختن به شخصیت معصومین (ع) برای نگارش فیلمنامه

    پایان‌نامه، برای دریافت درجه دوره کارشناسی ارشدM.A

    رشته ادبیات نمایشی

    چکیده

    نگارش فیلمنامه به‌عنوان بستر اصلی و محور پیوند عناصر سینمایی، یکی از مهم‌ترین مراحل شکل‌گیری و تولید فیلم است. ازآنجایی‌که استفاده از «غیاب» در فیلمنامه کارآیی دارد، این رساله تلاش می‌کند با روش اسنادی و کتابخانه‌ای، محدودیت‌ها و آسیب‌های تصویرگری مستقیم معصوم (ع)، را مورد بررسی قرار می‌دهدو در ادامه از «غیاب» به‌عنوان راهکار مطرح شده برای پرداختن به شخصیت معصومین (ع) و از کارکردهای آن در سینما و تلویزیون سخن می‌گوید که عبارت‌اند از همدلی و همراهی تماشاگر با داستان که باعث باورپذیری، جذابیت و تأثیرگذاری می‌شود. در پایان به این نتیجه می‌رسد که با توجه به محدودیت‌های زبان سینما و تلویزیون، استفاده از این تکنیک برای بازنمود ابعاد مختلف زندگی معصوم (ع) و شخصیت‌های قدسی مناسب است و باید مورد توجهی ویژه قرار بگیرد.

    کلید واژه: غیاب ، شخصیت پردازی، معصومین، فیلمنامه

    بیان مسئله

    هنر نمایشی عرصه‌ای است که می‌توان مفاهیم و جلوه‌های زندگی را در سینما و تلویزیون به نمایش گذاشت. اگر این جلوه‌های زندگی از زندگی حضرات معصومین (ع) و شخصیت‌های قدسی باشد، جلوه‌های حقیقی آن بیشتر خواهد بود و موجب شناخت بیشتر ایشان می‌شود. جلوه‌هایی که پاکی، وارستگی، مهر و شفقت برای بینوایان، ستیز با ستمگران، ایثار و شهادت برای جاودانه ماندن دین الهی، در اوج است. اما متأسفانه نمایش این جلوه‌هابه‌صورت کامل انجام نشده.

    با توجه به محدودیت‌های زبانی سینما و تلویزیون در تصویرگری زندگی معصومین (ع)، چالش‌ها و دشواری‌هایی را، در پرداختن به شخصیت ایشان، پیش روی فیلم‌سازان دینی ما قرار می‌دهد که این چالش‌ها و دشواری‌ها موجب می‌شود، ما به دنبال راهکار بهتری جهت ارائه‌یصحیح‌تر و عمیق‌تر از شخصیت‌های قدسی در نگارش فیلمنامه باشیم. بنابراین دقت هر چه بیشتر در تصویرگری معصومین (ع) و شخصیت‌های قدسی، و بازنگری در شیوه‌های فیلمنامه نویسی و ارائه‌یشخصیت‌های ایشان در فیلمنامه نویسی است که با ارائه‌یزاویه‌ی دید جدید به پدیدارها و مصادیق، می‌توان هر چه بیشتر با ساختار سینما و تلویزیون منطبق کرد. از این‌رو در آغاز، به محدودیت‌ها و ظرفیت‌های تصویرگری مستقیم حضرات معصومین (ع) در سینما و تلویزیون اشاره‌ایمی‌کنیم. سپس کلیاتی را از عناصر فیلمنامه، مورد بررسی قرار می‌دهیم و در ادامه ضمن بررسی این تکنیک برای بازنمود ابعاد مختلف زندگی حضرات معصومین (ع)، به کارکردها و امتیازات ویژه آن، می­پردازیم.

     

     

     

    12 ضرورت و اهمیت تحقیق

    در همه‌ی این سال‌ها یکی از  اساسی‌ترین و مهم‌تریندغدغه‌ی ما در سینما و تلویزیون پرداختن به زندگی وشناساندن معصومین (ع) به مخاطبین برای بهره‌مندی بیشتر از این الگوهای راستین الهی بوده است.ولی هر هنرمندی با پا نهادن در این وادی مقدس با مسئله‌ی تصویرگری معصومین (ع)روبرومی‌شود، به دلیل اهمیت زندگی معصومین (ع) در نگارش فیلمنامه و از طرفی محدودیت‌های زبانی سینما و تلویزیون در تصویرگری معصومین (ع)، انتظار این می‌رود که با حساسیت بیشتری به این موضوعات ورود پیدا کنیم و تمهیدات و راهکارهای مختلف را در حوزه‌ی نظر مورد بررسی قرار بدهیم؛ به امید اینکه بهره بری از این فضاهای مقدس که منجر به سعادت دنیوی واخروی می‌شود بیشتر باشد وارتباط مخاطبین با اثر هنری بیشتر شود.

     

     

    13 اهداف تحقیق

    1 کمک به ارائه‌ی شیوه‌های جدید در الگوهای فیلمنامه­نویسی دینی.

    2-ارتقاء سطح فیلمنامه نویسی در ارتباط با معصومین (ع) و شخصیت های قدسی.

    3- گسترش مرزهای نظری در موردسینمای دینی وسینمای معنوی.

     

     

    14 سؤالات تحقیق

     

    141 سؤال اصلی

    چگونه می‌توان ازکارکردهای غیاب در پرداختن به شخصیت معصومین (ع) برای نگارش فیلمنامه استفاده کرد؟

     

    142 سؤالات فرعی

    منظور از غیاب شخصیت در فیلمنامه چیست؟

    ظرفیت‌ها و محدودیت‌های سینما و تلویزیون در تصویرگری زندگی معصومین (ع) چیست؟

    کدام نمونه‌ها و تجربه‌ها در میان نویسندگان، از غیاب شخصیت در تصویرگری زندگی معصومین (ع)استفاده کرده‌اند؟

     

     

    15 فرضیه تحقیق

    این تحقیق ظرفیت سنجی و تحقیق اکتشافی است که فرضیهندارد.

     

     

    16 روش تحقیق

    روش تحقیق در این رساله در مرحله گردآوری کتابخانه‌ای است و در مرحله تحلیل برتحلیل روایت استوار گشته است. به عبارتی تمامی داده‌ها و اطلاعات موجود به روش کتابخانه‌ای گردآوری و سپس مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در این فرایند با استناد به معتبرترین منابع داخلی و خارجی اعم از مقالات، کتب و بعضاً رساله‌های دانشگاهی با بهره‌گیری از فیش و یادداشت‌برداری‌های متعدد، اطلاعات لازم استخراج و درنهایت مورد تحلیل و تفسیر قرارگرفته‌اند.

     

     

    17مفاهیم

    معصوم: دردین مبین اسلام یکی از صفات فرستاده‌های الهی عصمت است به این معنی که به‌حکم عقل ونقل پیامبر وامام باید از مطلق گناه بری باشند چه گناه فعلی وچه گناه ذهنی و چون رابط میان انسان‌ها وخداوند هستند بایداز نسیان وفراموشی هم مصون باشند.معصومی که در این پژوهش مقصود است اعم ازپیامبران و چهارده معصوم (ع) است وشامل اشخاصی که درعمل معصوم هستند نظیر حضرت ابوالفضل العباس (ع) وحضرت زینب کبری (س) می­شود.

     

    شخصیت:ارسطو شخصیت را چنین تعریف می‌کند: «تراژدی در اصل تقلید آدمیان نیست، بلکه تقلید اعمال است. تقلید زندگی است، تقلید نیکبختی‌ها و بدبختی‌هاست. در حقیقت، تمام نیکبختی‌ها و بدبختی‌هایآدمی‌صورت عمل به خود می‌گیرد و غایت زندگی نیز خود نوعی عمل و فعالیت است، نه کیفیت» (ارسطو، 1353: 47).از دیدگاه ارسطو منظور از شخصیت آن ویژگی‌های خاصی است که ما به‌وسیله آن اشخاص را در حین عمل می‌شناسیم و او بر عمل تأکید دارد. ارسطو جدایی‌ناپذیری کنش و شخصیت را به‌خوبی مطرح می‌کند.

    برای شخصیت تقسیم‌بندی‌های مختلفی صورت می‌گیرد که ساده‌ترین شکل آن عبارت است از: شخصیت اصلی و شخصیت فرعی. شخصیت اصلی، فردی است که ماجرای اصلی داستان با تکیه‌بر او جلو می‌رود. در حقیقت، محور اصلی کشمکش داستان است و مهم‌ترین فرد در داستان به‌حسابمی‌آید. داستان، ماجرای زندگی اوست. عنصر «عدم تعادل» در زندگی او پدید آمده و با حل مشکل او هم اغلب، داستان به پایان می‌رسد.
    معمولاً هر داستانی، یک شخصیت اصلی و محوری دارد. البته در قصه‌هایی که بر نوعی کشمکش دوطرفهشکل‌گرفته، به نظر می‌آید که دو فردی که در دو طرف قضیه قرار دارند، هر دو شخص اصلی هستند.
    در حقیقت این دو نفر به نسبت دیگران، تأثیر بیشتری بر داستان دارند، اما از میان این دو نیز، اثر یکی، از دیگری بیشتر است و او شخصیت اصلی به‌حسابمی‌آید. به آدم‌های دیگری که در داستان هستند ولی اهمیت آن‌ها به مراتب کمتر از شخصیت اصلی است، شخصیت فرعی گویند که آن‌ها را باید نیروهای کمکی تلقی کرد.

     

    غیاب: در قدم نخست لازم است که میان این نگارنده و خواننده‌ی این پژوهش توافق اولیه‌ای بر سر مفهوم موردبحث، یعنی «غیاب»[1]، حاصل شود. ازاین‌رو طی بحثی مقدماتی تلاش خواهیم کرد روشن کنیم که حدود معنایی «غیاب» چیست.

     ممکن است که در نگاه نخست عبارت «کارکردهای غیاب در پرداختن به زندگی معصومین» گنگ و مبهم به نظر برسد. مگر سینما و تلویزیون هنر حضوری نیست؟ مگر حضور در سینما و تلویزیون اصل خدشه‌ناپذیر نیست؟ پس چگونه محتمل است که غیاب در سینما و تلویزیون نقشی ایفا کند؟ چگونه اصل حضور در سینما و تلویزیون خدشه‌دار شود و همچنان سینما و تلویزیون، سینما و تلویزیون باقی‌مانده باشد؟ آیا غیاب در هنر حضور، یک پارادوکس نیست و آیا این پارادوکس امکان‌پذیر است؟

    باید گفت چنانچه تفکری را که هر دوقطبی را تنها در حالت تضاد شناسایی می‌کند رها کنیم و شیوه‌های دلالت واژه‌های «حضور»[2] و «غیاب» بر وضعیت «حضور» یا «غیاب» را گرفتار منش اثبات­گرایانه ی ارجاعی و مصداقی نکنیم، به راحتی گره اولیه ی عبارت «کارکردهای غیاب در پرداختن به شخصیت معصومین» باز خواهد شد. به این مبحث بازخواهیم گشت تا نشان دهیم که غیاب وضعیتی از جنس حضور است و تلاش خواهیم کرد ثابت کنیم که نه تنها در نظام زبانی دو واژه ی مذکور وابسته های معنایی یکدیگر هستند، بلکه در سینما و تلویزیون نیز حضور و غیاب می­توانند همچون تار و پود بسیاری از کنش ها دست به عمل بزنند. قسمت اول، یعنی وابستگی واژگانی، بر فرض های اولیه ی دانش زبانشناسی تکیه خواهد داشت. قسمت دوم نیز در صورتی که بتواند کنش ها و عناصر تئاتری را در وضعیت وابستگی غیاب و حضور بررسی کند، در بسیاری از زمینه های دیگر نیز قابل تبیین و مثلاً در بسیاری از کنش های جمعی قابل بررسی خواهد بود که ما تنها یکی از آنها را که به طور مستقیم به سینما و تلویزیون مربوط می شود در فصل نهایی بررسی خواهیم کرد.

    به‌هرحال آنچه به‌احتمال در این عبارت محل مناقشه‌ی اولیه خواهد بود و لازم است حدود آن برای انجام بحث‌های بعدی روشن باشد بدون شک فقط واژه‌ی غیاب است.

    غیاب «نبود» نیست. فرهنگ معین در مقابل واژه‌ی نبود نوشته است «نابودن، نیستی، عدم». نبود، نیستی و عدم اگرچه در تقابل با بودن معنا می‌یابند، اصولاً لزوم بودن را یادآوری نمی‌کنند. عدم بر وجود دلالت نمی‌کند بلکه بالکل آن را نفی می‌کند و بررسی رابطه‌ی بودن با نبودن فضایی بی‌نهایت انتزاعی را در مباحث به وجود خواهد آورد. در ضمن مفهوم دقیقی که در سینما و تلویزیون ارزش بررسی دارد بیشتر حضور است تا بودن و نبودن. عدم، قابلیت برقراری رابطه‌ی تقابلی مکمل را با حضور به نحو کاملی ندارد. تفاوت آشکاری میان «حضوروغیاب» با «بودن و نبودن» هست. اگرچه بسته به بافت زمینه‌ی کاربرد و موقعیت گفتار ممکن است عدم، تقابل مورد نظر را ایجاد کند و بر آنچه باید باشد اما نیست دلالت کند، اما دلالت‌های دیگری نیز دارد که غیاب فاقد آن‌هاست و از حوزه‌ی مورد بحث ما خارج‌اند. حال‌آنکه غیاب همواره به چیزی اشاره می‌کند که انتظار بودنش هست، اما خودش نیست. در یک مثال ساده می‌توان این تفاوت را پررنگ کرد: در یک کلاس درس بیشترآدم‌های دنیا نیستند، اما غایب هم به شمار نمی‌روند. تنها کسانی غایب به شمار می‌روند که در لیست حضور و غیاب انتظار می‌رفته در کلاس باشند. از این رومی توانیم بگوییم غایب کسی یا چیزی است که باید می‌بود. اگر مصداق و ارجاع مادی را از این میان حذف کنیم و فقط غیاب را در وضعیت زبانی بررسی کنیم خواهیم گفت: آنچه در عدم است، نیست؛ و آنچه در غیاب است، هست. پس غیاب بر نیستی دلالت نمی‌کند. اتفاقاً برعکس در قیاس با نبود و عدم، غیاب به هستی اشاره می‌کند.

    غیاب، فِقدان هم نیست. فِقدان بیش از مترادف‌های دیگر به غیاب نزدیک است، زیرا خصلت بی‌منتهایواژه‌ی «نبودن» را ندارد. فقدان نیز همچون غیاب به آن چیزی اشاره می‌کند که انتظار وجودش هست، ولی خودش نیست. اما فِقدان دارای بار معنایی منفی است و واژه‌یبی‌طرفی به شمار نمی‌رود. فِقدان لزوماً به‌نوعی کمبود اشاره می‌کند. اما غیاب اگرچه متکی بر انتظار حضور است حاضر نبودن را لزوماً یک کمبود تلقی نمی‌کند.

     

    فیلمنامه[3]: واژه سناریو از ریشه لاتین «سناریوم[4]» برآمده است، به معنای فضای صحنه‌ای در تئاتر. تاریخچه به‌کارگیری این واژه نشان می‌دهد که این واژه ابتدا به دکور و سازماندهی آن بر روی صحنه برحسب حرکت بازیگران اشاره داشت و سپس در مقابل مجموعه مشخصه‌های موقعیتی و رفتاری بازیگران در «کمدیا دلارته» به کار می‌رود (سناریو در کمدی‌های سنتی ایتالیا برابر است با نمایشنامه)، متنی که کارگردان تئاتر مبتنی بر نمایشنامه برای اجرا و کار با بازیگران آماده می‌کند، طرح اولیه رمان، شکل نوشتاری قصه در سینما برای ساختن فیلم از دیگر معانی سناریو هستند. (وانوا، 1379: 299).

  • فهرست و منابع پایان نامه بررسی کارکردهای غیاب در پرداختن به شخصیت معصومین (ع) برای نگارش فیلمنامه

    فهرست:

                                                                                                                                                                   فهرست مطالب

    فصل اول: کلیات... 7

    11 بیان مسئله. 8

    12 ضرورت و اهمیت تحقیق.. 8

    13 اهداف تحقیق.. 9

    14 سؤالات تحقیق.. 9

    15 فرضیه تحقیق.. 10

    16 روش تحقیق.. 10

    17مفاهیم. 10

    فصل دوم: مبانی نظری تحقیق.. 15

    21 بررسی تحقیقات پیشین.. 16

    2-2 چارچوب نظری تحقیق.. 20

    221 عناصر فیلمنامه. 21

    2211 پیرنگ.. 21

    2212 شخصیت.. 24

    2213 درون مایه. 30

    2214کشمکش... 30

    2215بحران. 33

    2216دیالوگ.. 34

    2217 زمان و مکان (صحنه، موقعیت) 35

    222 فیلم تاریخی و تاریخ مقدس... 35

    فصل سوم: یافته‌های تحقیق.. 40

    31غیاب در اصل خلقت... 41

    32غیاب نزد پساساختارگراها 43

    33 غیاب در هنر اسلامی.. 44

    34غیاب و تخیل.. 47

    35 غیاب و روایت پذیری برای کودک.. 47

    36غیاب و واکنش... 48

    37غیاب و صرفه جویی هزینه ها 48

    38 سینما و تصویرگری معصوم 49

    381 اهمیت چگونگی بازنمایی معصومین در سینما 50

    382تصویرگری معصوم در سینمای هالیوود 51

    383 تصویرگری معصوم در سینمای ایران. 57

    384 محدودیت های سینما و تلویزیون در تصویرگری معصوم 62

    39گستره غیاب در فیلم. 67

    391غیاب در عناصر میزانسن. 68

    310غیاب در ژانرهای سینمایی.. 79

    3101غیاب در ژانر معمایی پلیسی. 79

    3102غیاب در ژانر وحشت.. 79

    311غیاب در درام. 80

    3111 منظق داستانی. 80

    3112 پیوند شخصیت غائب با اصل داستان. 80

    3113 حفظ کشمکش... 82

    312 نکاتی چند درباره امکانات غیاب... 84

    3121 استفاده از راهکار غیاب در نقل تاریخ. 84

    3122 غیاب و بازنمایی رویداد واحد از زندگی معصوم 86

    3123 غیاب و راز. 87

    313راهکارهای تجربه شده در تصویرگری معصوم. 88

    3131 فیلم هایی با حضور کامل معصوم. 88

    31313 ارزیابی روش حضور کامل. 93

    3132 فیلم هایی با غیاب معصوم. 93

    3133 ارزیابی روش غیاب شخصیت.. 105

    314 تأملی بر راهکار غیاب... 105

    فصل چهارم: نتیجه‌گیری.. 108

    41 نتیجه‌گیری.. 109

    4-2 پیشنهادات... 110

     

     منبع:

     

    فهرست منابع

    آرمر، آلن، (1375).فیلمنامه نویسی برای سینما و تلویزیون، تهران: حوزه هنری.

    آفرین، فریده. نجومیان، امیرعلی (1389). خوانشی پساساختگرا از آثار عباس کیارستمی. چاپ اول، تهران: علم.

    آوینی، سید مرتضی (1377). آیینه جادو.چاپ اول، تهران: ساقی.

    ابوطالبی، مسعود. سکولاریسم و تلویزیون(1386).چاپ اول، قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما (ص124-108 ).

    ارسطو (1353)  فن شعر. مترجم، عبدالحسین زرین کوب. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

    استیونسن، رالف و ژ. ر دبری (1377). هنر سینما. مترجم، پرویز دوائی، تهران: امیرکبیر، اول.

    امامی مجید (1373)شخصیت پردازی در سینما، تهران، انتشارات برگ.

    باربرو، جیزس مارتین (1385). رسانه های گروهی به مثابه جایگاه مقدس سازی دوباره فرهنگ معاصر. بازاندیشی درباره رسانه، دین و فرهنگ. مترجم، مسعود آریانی نیا. (ف2، ص137-153). تهران: سروش.

    بلکر، اروین آر، (1388). عناصر فیلمنامه نویسی، مترجم، محمد گذرآبادی، چاپ اول، تهران: هرمس.

    بورکهارت، تیتوس (1383). ارزش های جاویدان در هنر اسلامی، هنر و معنویت،چاپ اول، مترجم انشاءالله رحمتی، تهران: فرهنگستان هنر.

    بیضایی، بهرام (1376) فیلمینامه روز واقعه، تهران: روشنگران.

    بی نیاز، فتح الل، 1387، درآمدی بر داستان نویسی و روایت شناسی، تهران: افراز.

    پستمن، نیل (1386). تکنوپولی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی، چاپ اول، مترجم، صادق طباطبایی، تهران: اطلاعات.

    حنیف، محمد (1389) قابلیت های نمایشی شاهنامه، چاپ دوم، تهران، سروش، انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

    خجسته، حسن و کلانتری، عبدالحسین (1386).بررسی نسبت رسانه و دین، مطالعه ی موردی مناسک رسانه ای. دین و رسانه (ص176-151). تهران: سروش.

    چلکووسکی، پیتر جی (1384). تعزیه: آیین و نمایش در ایران. مترجم، داوود حاتمی، مترجم تهران: سمت.

    دوکرو، اتی ین (1385).گفتارهایی در باب میم، پریوش صفا، چاپ اول، تهران نشر قطره.

    زکی، محمدحسن (1987م) الصین و فنون الاسلام، بیروت: دارالرائی العربی، 1401ه.

    لیندا سیگر (1388).خلق شخصیت: راهنمای شکل یابی شخصیت در سینما، مجموعهتلویزیونی، رمان و داستان کوتاه، مترجم، مسعود مدنی، تهران: رهوان پویش.

    شهیدی، عنایت‌الله (1380). پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجار در تهران. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در ایران.

    علوی طباطبایی، ابوالحسن (1387). محمد رسول الله و مبارزان مسلمان بر پرده ی سینما. بی جا: بنیاد سینمایی فارابی.

    فهیمی فر، اصغر (1386). دیالکتیک صورت و معنا در هنر، تلویزیون و سینما.چاپ اول، تهران: مؤسسه ی فرهنگی منادی تربیت.

    قادری، نصرالله (1380).آناتومی ساختار درام، چاپ اول، تهران، نیستان.

    طالبی نژاد، احمد (1392).تعزیه، تراژدی، سینما، تهران: جامعه نو.

    کمبل، هیدی(1388). چالش های پدید آمده توسط رسانه های جدید. مترجم، رحیم قاسمیان، رواق هنر و اندیشه، (43)، صص 54-81.

    مارش، کلایو و اُرتیز، گی (1384). کاوش در الهیات و سینما.مترجم، امیر احمدی آریان و دیگران، چاپ اول،تهران: بنیاد سینمایی فارابی.

    مک کی، رابرت (1387). داستان. مترجم، محمد گذرآبادی. تهران: هرمس.

    مهدی پور عمرانی، روح الله (1386). آموزش داستان نویسی، تهران: تیرگان.

    میرخندان، سید حمید (1392).مطالعات دینی فیلم، تهران: بنیاد سینمایی فارابی

    میرصادقی، جمال (1380)، عناصر داستان، تهران: سخن.

    وانوا، فرنسیس (1379). فیلمنامه های الگو، الگوهای فیلمنامه. مترجم، داریوش مؤدبیان. تهران: سروش.

    نصر، سید حسین (1389).هنر و معنویت اسلامی، اهمیت فضای خالی در هنر اسلامی.اول، مترجم، رحیم قاسمیان. تهران: حکمت.

    یاسینی، سیده راضیه (1393).سیمای پیامبران در سینمای هالیوود و ایران، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

     

     

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت