پایان نامه رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران

  • Code: # 29824

  • تعداد صفحات: 124
  • فرمت فایل: word
  • سال: 1393
  • مقطع: کارشناسی ارشد
  • دسته بندی: حسابداری
قیمت: ۳۴,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه پایان نامه رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران

    پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حسابداری

     گرایش: حسابداری

    بررسی رابطه هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران با تأکید بر کیفیت سود و گزارشگری مالی.

    چکیده:

    پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد. با گسترش بازارهای سرمایه و افزایش نقش اطلاعات مالی در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران، کیفیت سود و میزان شفافیت اطلاعات منتشرشده توسط شرکت‌ها به یکی از مهم‌ترین موضوعات پژوهشی در حوزه حسابداری و مالی تبدیل شده است. سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، تحلیلگران مالی و سایر استفاده‌کنندگان از صورت‌های مالی برای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها، پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده و برآورد ارزش واقعی سهام به اطلاعات حسابداری اتکا می‌کنند. هرچه این اطلاعات از کیفیت، قابلیت اتکا و شفافیت بیشتری برخوردار باشد، تصمیم‌های اقتصادی نیز با دقت بیشتری اتخاذ خواهد شد. در مقابل، وجود عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و سرمایه‌گذاران می‌تواند موجب افزایش ابهام، کاهش کارایی بازار سرمایه و اتخاذ تصمیمات نادرست اقتصادی شود. از این رو، بررسی عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی و ارتباط آن با هموارسازی سود در مراحل مختلف چرخه زندگی شرکت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گزارشگری مالی، ارائه اطلاعاتی است که وضعیت واقعی عملکرد شرکت را منعکس کند. سود حسابداری به عنوان اصلی‌ترین شاخص ارزیابی عملکرد شرکت، نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان و سایر ذی‌نفعان دارد. مدیران نیز به دلیل مسئولیت پاسخگویی در برابر سهامداران و تأثیر مستقیم سود بر ارزش بازار شرکت، همواره توجه ویژه‌ای به نحوه گزارش سود دارند. در برخی موارد، مدیران با استفاده از اختیارات موجود در استانداردهای حسابداری یا از طریق زمان‌بندی شناسایی درآمدها و هزینه‌ها، اقدام به هموارسازی سود می‌کنند تا روند سودآوری شرکت باثبات‌تر از واقعیت نشان داده شود. هموارسازی سود می‌تواند با اهداف مختلفی از جمله کاهش نوسانات سود، ایجاد تصویر مطلوب از عملکرد شرکت، کاهش نگرانی سرمایه‌گذاران و افزایش اعتماد بازار نسبت به آینده شرکت انجام شود.

    هموارسازی سود یکی از مهم‌ترین مباحث حوزه مدیریت سود است که طی سال‌های گذشته مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. منظور از هموارسازی سود، کاهش نوسانات غیرعادی سود در طول دوره‌های مختلف مالی و ایجاد روندی با ثبات‌تر از سود گزارش‌شده است. برخی پژوهشگران معتقدند هموارسازی سود می‌تواند به افزایش قابلیت پیش‌بینی سود و کاهش نگرانی سرمایه‌گذاران نسبت به نوسانات کوتاه‌مدت عملکرد شرکت کمک کند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که هموارسازی سود ممکن است موجب کاهش شفافیت اطلاعات مالی، پنهان شدن عملکرد واقعی شرکت و افزایش عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و سرمایه‌گذاران شود. به همین دلیل، آثار هموارسازی سود بر کیفیت گزارشگری مالی و کارایی بازار سرمایه همواره یکی از موضوعات مهم تحقیقات مالی بوده است.

    عدم تقارن اطلاعاتی زمانی به وجود می‌آید که مدیران شرکت نسبت به سرمایه‌گذاران و سایر استفاده‌کنندگان از اطلاعات مالی، اطلاعات بیشتری درباره وضعیت واقعی شرکت در اختیار داشته باشند. این نابرابری اطلاعاتی می‌تواند موجب کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران، افزایش هزینه سرمایه، کاهش نقدشوندگی سهام و ایجاد مشکلاتی در فرآیند قیمت‌گذاری اوراق بهادار شود. هرچه سطح افشای اطلاعات مالی افزایش یابد و گزارشگری مالی شفاف‌تر باشد، میزان عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یافته و کارایی بازار سرمایه بهبود پیدا می‌کند. از این رو، بررسی عواملی که بر افزایش یا کاهش عدم تقارن اطلاعاتی اثرگذار هستند، برای مدیران، سرمایه‌گذاران، نهادهای ناظر و تدوین‌کنندگان استانداردهای حسابداری اهمیت فراوانی دارد.

    یکی از متغیرهای مهم مورد توجه این پژوهش، چرخه زندگی شرکت است. شرکت‌ها در طول فعالیت خود مراحل مختلفی از جمله ایجاد، رشد، بلوغ و افول را تجربه می‌کنند و هر یک از این مراحل دارای ویژگی‌های مالی، عملیاتی و مدیریتی متفاوتی است. ساختار سرمایه، میزان سودآوری، فرصت‌های سرمایه‌گذاری، سیاست‌های تقسیم سود، جریان‌های نقدی و سطح ریسک شرکت در هر مرحله از چرخه زندگی تفاوت دارد. به همین دلیل، رفتار مدیران در زمینه گزارشگری مالی و استفاده از روش‌های هموارسازی سود نیز ممکن است متناسب با مرحله چرخه زندگی تغییر کند. برای مثال، شرکت‌های در مرحله رشد ممکن است به منظور جذب سرمایه‌گذاران و تأمین منابع مالی، انگیزه بیشتری برای ارائه تصویری باثبات از سودآوری داشته باشند، در حالی که شرکت‌های بالغ ممکن است رویکرد متفاوتی در گزارشگری مالی اتخاذ کنند.

    مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا رابطه میان هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در تمامی مراحل چرخه زندگی شرکت یکسان است یا اینکه با تغییر مرحله چرخه زندگی، شدت و نوع این رابطه نیز تغییر می‌کند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تصمیمات مدیران درباره گزارشگری مالی تحت تأثیر شرایط اقتصادی، وضعیت عملیاتی شرکت و نیازهای تأمین مالی قرار می‌گیرد. بنابراین انتظار می‌رود تأثیر هموارسازی سود بر عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های مختلف یکسان نباشد و ویژگی‌های هر مرحله از چرخه زندگی بتواند این رابطه را تعدیل کند.

    اهمیت این پژوهش علاوه بر توسعه ادبیات نظری، از جنبه کاربردی نیز قابل توجه است. نتایج تحقیق می‌تواند برای سرمایه‌گذاران در ارزیابی کیفیت سود و قابلیت اتکای اطلاعات مالی، برای مدیران در انتخاب سیاست‌های مناسب گزارشگری مالی، برای حسابرسان در ارزیابی کیفیت گزارش‌های مالی و برای نهادهای ناظر در تدوین مقررات مربوط به افشای اطلاعات مفید باشد. همچنین شناخت رابطه میان هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در مراحل مختلف چرخه زندگی شرکت می‌تواند به افزایش شفافیت بازار سرمایه، کاهش هزینه‌های نمایندگی، بهبود تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و ارتقای کارایی بورس اوراق بهادار تهران کمک کند.

    بر این اساس، پژوهش حاضر با تمرکز بر شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، تلاش می‌کند رابطه میان هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی را با در نظر گرفتن مرحله چرخه زندگی شرکت‌ها بررسی کند و شواهد تجربی مناسبی برای تبیین رفتار گزارشگری مالی شرکت‌ها در شرایط مختلف ارائه دهد. این تحقیق می‌تواند درک بهتری از نقش کیفیت سود، مدیریت سود و چرخه زندگی شرکت در کاهش یا افزایش عدم تقارن اطلاعاتی فراهم کرده و مبنایی برای پژوهش‌های آینده در حوزه حسابداری مالی و بازار سرمایه باشد.

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در مراحل مختلف چرخه زندگی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، از نوع پژوهش‌های توصیفی همبستگی است و با استفاده از اطلاعات مالی شرکت‌های بورسی، ارتباط میان متغیرهای پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده‌های مورد نیاز از صورت‌های مالی، گزارش‌های منتشرشده شرکت‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی بازار سرمایه استخراج شده و با بهره‌گیری از مدل‌های آماری و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند. هدف اصلی تحقیق، تعیین میزان تأثیر هموارسازی سود بر عدم تقارن اطلاعاتی و بررسی نقش چرخه زندگی شرکت در تغییر این رابطه است.

    در این پژوهش، هموارسازی سود به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است. مدیران ممکن است با استفاده از روش‌های مجاز حسابداری یا از طریق زمان‌بندی شناسایی درآمدها و هزینه‌ها، روند سودآوری شرکت را باثبات‌تر از وضعیت واقعی نشان دهند. این اقدام می‌تواند با اهداف مختلفی از جمله کاهش نوسانات سود، افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران، بهبود تصویر شرکت در بازار سرمایه و کاهش نگرانی سهامداران نسبت به عملکرد مالی انجام شود. با این حال، استفاده بیش از حد از هموارسازی سود ممکن است موجب کاهش کیفیت اطلاعات مالی و افزایش فاصله اطلاعاتی میان مدیران و سرمایه‌گذاران شود.

    عدم تقارن اطلاعاتی نیز یکی از متغیرهای اصلی تحقیق است که به تفاوت سطح اطلاعات میان مدیران و سرمایه‌گذاران اشاره دارد. مدیران به دلیل حضور در داخل شرکت، از اطلاعات دقیق‌تری درباره وضعیت مالی، برنامه‌های آینده، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و ریسک‌های عملیاتی برخوردار هستند، در حالی که سرمایه‌گذاران تنها به اطلاعات منتشرشده دسترسی دارند. هرچه میزان افشای اطلاعات مالی شفاف‌تر و کامل‌تر باشد، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یافته و کارایی بازار سرمایه افزایش پیدا می‌کند. برعکس، کاهش کیفیت گزارشگری مالی و افزایش مدیریت سود می‌تواند موجب افزایش ابهام در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و کاهش قابلیت اتکای اطلاعات حسابداری شود.

    یکی از نوآوری‌های این پژوهش، بررسی رابطه میان هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی با در نظر گرفتن مراحل چرخه زندگی شرکت است. چرخه زندگی شرکت نشان‌دهنده وضعیت رشد، توسعه و بلوغ واحد تجاری بوده و هر مرحله ویژگی‌های خاص خود را از نظر سودآوری، فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ساختار مالی، جریان‌های نقدی و میزان ریسک دارد. شرکت‌های در مرحله رشد معمولاً نیاز بیشتری به تأمین منابع مالی دارند و ممکن است انگیزه بیشتری برای ارائه تصویری باثبات از عملکرد مالی داشته باشند. در مقابل، شرکت‌های بالغ و باثبات معمولاً از جریان‌های نقدی پایدارتر برخوردار هستند و ممکن است سیاست‌های متفاوتی در زمینه گزارشگری مالی اتخاذ کنند. این تفاوت‌ها سبب می‌شود رابطه میان هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در مراحل مختلف چرخه زندگی یکسان نباشد.

    برای آزمون فرضیه‌های تحقیق، رابطه میان میزان هموارسازی سود و سطح عدم تقارن اطلاعاتی در هر یک از مراحل چرخه زندگی شرکت مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین اثر متغیر چرخه زندگی به عنوان عامل تعدیل‌کننده این رابطه بررسی شده تا مشخص شود تغییر وضعیت شرکت از مرحله رشد به بلوغ یا افول چه تأثیری بر رفتار گزارشگری مالی مدیران و میزان عدم تقارن اطلاعاتی دارد. این رویکرد امکان تحلیل دقیق‌تر رفتار شرکت‌ها در شرایط مختلف اقتصادی و مدیریتی را فراهم می‌کند.

    نتایج پژوهش نشان می‌دهد که میان هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود دارد و شدت این رابطه با توجه به مرحله چرخه زندگی شرکت تغییر می‌کند. یافته‌ها بیانگر آن است که رفتار مدیران در زمینه هموارسازی سود در تمامی شرکت‌ها یکسان نیست و شرایط عملیاتی، وضعیت مالی و ویژگی‌های هر مرحله از چرخه زندگی می‌تواند بر نحوه گزارشگری مالی و کیفیت اطلاعات منتشرشده تأثیر بگذارد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که در برخی مراحل چرخه زندگی، هموارسازی سود می‌تواند موجب افزایش فاصله اطلاعاتی میان مدیران و سرمایه‌گذاران شود، در حالی که در مراحل دیگر این اثر با شدت کمتری مشاهده می‌شود.

    یافته‌های تحقیق همچنین بر اهمیت کیفیت سود در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی تأکید دارد. هرچه اطلاعات مالی شفاف‌تر، قابل اتکاتر و نزدیک‌تر به عملکرد واقعی شرکت باشد، سرمایه‌گذاران با اطمینان بیشتری درباره خرید، فروش یا نگهداری سهام تصمیم‌گیری خواهند کرد. در مقابل، استفاده از روش‌هایی که موجب کاهش شفافیت گزارشگری مالی شود، می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را کاهش داده و هزینه سرمایه شرکت را افزایش دهد. از این رو، رعایت استانداردهای حسابداری، افزایش کیفیت افشای اطلاعات و نظارت مؤثر بر گزارشگری مالی، نقش مهمی در ارتقای کارایی بازار سرمایه ایفا می‌کند.

    در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی دو متغیر مهم در ارزیابی کیفیت گزارشگری مالی هستند و چرخه زندگی شرکت نیز در تبیین رابطه میان این دو متغیر نقش قابل توجهی دارد. شناخت این رابطه می‌تواند به مدیران در انتخاب سیاست‌های مناسب گزارشگری مالی، به سرمایه‌گذاران در ارزیابی کیفیت سود و ریسک اطلاعاتی، به حسابرسان در ارزیابی قابلیت اتکای صورت‌های مالی و به نهادهای ناظر در تدوین مقررات افشای اطلاعات کمک کند. همچنین یافته‌های پژوهش می‌تواند مبنایی برای تحقیقات آینده در زمینه مدیریت سود، کیفیت اطلاعات حسابداری، حاکمیت شرکتی و رفتار بازار سرمایه باشد.

  • فهرست پایان نامه رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران

    فهرست:

     

    چکیده: 1

    فصل اول: کلیات تحقیق

    1-1 مقدمه. 3

    1-2 بیان مسئله. 4

    1-3 اهمیت تحقیق.. 5

    1-4 چارچوب نظری و مدل تحقیق.. 6

    1-5 فرضیه‌های تحقیق.. 7

    1-6 اهداف تحقیق.. 8

    1-6-1 اهداف علمی.. 8

    1-6-2 اهداف کاربردی.. 8

    1-6-2-1 کاربران مستقیم. 8

    1-6-2-2 کاربران غیرمستقیم. 8

    1-7 حدود مطالعاتی.. 9

    1-7-1 قلمرو مکانی تحقیق.. 9

    1-7-2 قلمرو زمانی تحقیق.. 9

    1-7-3 قلمرو موضوعی تحقیق.. 9

    1-8 تعریف واژگان کلیدی و اصطلاحات... 9

    فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق

    2-1 مقدمه. 12

    2-2 هموارسازی سود و مفاهیم آن. 13

    2-2-1 هموار سازی سود. 13

    2-2-2 علل هموار سازی سود توسط مدیران. 13

    2-2-2-1 اندازه شرکت... 13

    2-2-2-2 مالیات بر در آمد. 14

    2-2-2-3 قراردادهای بدهی.. 14

    2-2-2-4 فاصله گرفتن فعالیت‌های عملیاتی واقعی از فعالیت‌های عملیاتی مورد انتظار. 14

    2-2-2-5 تغییر پذیری سود. 14

    2-2-3 انگیزه های هموار سازی سود. 15

    2-2-4 ابعاد هموار سازی سود. 18

    2-3 شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی.. 19

    2-4 ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار های سرمایه. 21

    2-5 عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران. 21

    2-6 برابری در توزیع اطلاعات... 22

    2-7 عدم تقارن اطلاعات و کارایی بازار. 23

    2-7-1 شکل ضعیف... 24

    2-7-2 شکل نیمه قوی.. 25

    2-7-3 شکل قوی.. 25

    2-8 عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام. 26

    2-9 عدم تقارن اطلاعات و فرضیه پیام دهی.. 28

    2-10 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه. 28

    2-11 تئوری چرخه عمر شرکت... 31

    2-12 نحوه طبقه بندی شرکت‌ها به مراحل چرخه عمر. 36

    2-13 پیشینه تحقیق.. 38

    2-13-1 پژوهش‌های داخلی.. 38

    2-13-2 پژوهش‌های خارجی.. 45

    فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق

    3-1 مقدمه. 50

    3-2 روش تحقیق.. 51

    3-3 جامعه مطالعاتی و نمونه آماری.. 51

    3-4 مدل تحقیق و شیوه اندازه گیری متغیرها 53

    3-4-1 مدل تحلیلی تحقیق.. 53

    3-4-2 مدل پژوهش... 53

    3-5 فرضیه‌های تحقیق.. 59

    3-6  قلمرو تحقیق.. 59

    3-6-1 قلمرو مکانی تحقیق.. 60

    3-6-2 قلمرو زمانی تحقیق.. 60

    3-6-3 قلمرو موضوعی تحقیق.. 60

    3-7 روش های جمع آوری داده ها 60

    3-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات... 61

    3-8-1 روش برآورد الگوهای رگرسیون خطی.. 61

    3-8-2 منطق آزمون فرضیه. 61

    3-8-3 معیار آزمون. 62

    3-8-4 ضریب تعیین .. 62

    3-8-5 انواع داده‌ها 62

    3-8-6 آزمون تشخیص دوربین- واتسون. 63

    3-8-7 آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف Ks. 64

    3-8-8 آزمون نابرابری واریانس های جملات اختلال. 64

    3-8-9 تحلیل رگرسیون. 64

    3-8-10 مدل های داده های تابلویی.. 66

    3-8-11 آزمون  لیمر (معنی دار بودن اثرات فردی) 67

    3-7-12 آزمون هاسمن.. 69

    3-7-13 آزمون مانایی.. 69

    3-7-14 معرفی نرم افزار Eviews. 70

    فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها

    4-1 مقدمه‏ 72

    4-2 توصیف یافته ها 73

    4-3 تحلیل یافته ها 76

    4-3-1 تحلیل پیش فرض ها 76

    4-4 آزمون فرضیات پژوهش... 84

    فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات

    5-1 مقدمه. 93

    5-2 ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه‌ها 93

    5-2-1 بررسی فرضیه اصلی اول. 94

    5-2-2 بررسی فرضیه اصلی دوم. 94

    5-2-3 بررسی فرضیه اصلی سوم. 94

    5-3 پیشنهادها 95

    5-3-1 پیشنهادهایی در راستای یافته های پژوهش... 95

    5-3-2 پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی.. 96

    5-4 محدودیت‌های انجام پژوهش... 96

    منابع و ماخذ

    منابع فارسی: 99

    منابع لاتین: 102

    پیوست ها

    پیوست الف: پرسشنامه. 106

    چکیده لاتین.. 112

     

    منبع:

     

    منابع فارسی:

    ابراهیمیان، م، 1389، "بررسی اثرات هموار سازی سود بر ارزش افزوده اقتصادی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم و تحقیقات اراک.

    احمد پور کاهگری، ا، عجم، م. 1389، "بررسی رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های پذیرفته شده و بورس اوراق بهادار تهران"، فصل نامه بورس اوراق بهادار، 11: 124-10.

    آقایی، م، کوچکی،ح، 1374، "گمان‌هایی پیرامون نمایش سود"، فصلنامه بررسی‌های حسابداری، شماره 15، 44-32.

    بلکویی، ا، ترجمه علی پارسائیان، 1381، "تئوری‌های حسابداری"، دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

    پور حیدری، ا، افلاطونی،ع، 1385، "بررسی انگیزه های هموار سازی سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، شماره 44. 70-55.

    توجکی، م، قائمی، م و همکاران، 1382، "تأثیر هموار سازی سود بر بازده سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران "،مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، سال دهم، شماره 33. 150-131.

    جلیلی، م، 1378، "گزارشگری امتیاز دهی و رتبه بندی اعتباری در بانک و بیمه"، انتشارات ترمه.

    حسین قائمی، م، وطن پرست، م، 1384، "بررسی نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارات اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، 41: 103-85..

    خدامی پور، ا، قدیری، م، 1389، "بررسی رابطه‌ی میان اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی"، مجله پیشرفت‌های حسابداری دانشگاه شیراز، 2: 29-1.

    دهدار، ف، 1386، "طراحی و تبیین الگوهای برتر ارزش‌گذاری مبتنی بر عایدات حسابداری و جریان وجوه نقد در فرآیند چرخه عمر شرکت"، رساله دکتری حسابداری، دانشگاه تربیت مدرس.

    شاهعلی زاده، ب، زنجیردار، م، 1391، "بررسی کارایی نسبت دوپونت تعدیل شده و اجزای آن برای پیش بینی سودآوری آتی در هر یک از مراحل چرخه عمر شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم و تحقیقات اراک.

    شباهنگ، ر، 1387، "تئوری حسابداری"، جلد اول، مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی.

    قائمی، م و همکاران، 1382، "تأثیر هموار سازی سود بر بازده سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران. سال دهم، شماره 33. 150-131.

    قربانی، ا، 1385، "بررسی رابطه سود و جریان‌های نقدی با ارزش شرکت در چارچوب چرخه عمر شرکت"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد.

    کرمی، غ، عمرانی، ح، 1389، "تأثیر چرخه عمر شرکت و محافظه کاری بر ارزش شرکت"، مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، 59:96-79.

    نامدار، س، 1389، "بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و تمرکز مالکیت با مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم و تحقیقات اراک.

    نوروش، ا، و علی ابراهیمی کردلر، 1384، "بررسی و تبیین رابطه ترکیب سهامداران با تقارن اطلاعات و سودمندی معیارهای حسابداری عملکرد"، مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، شماره 42.

    وکیلی فرد، ح، رستمی، و، 1389، "تحلیل دامنه شکاف عدم تقارن اطلاعاتی بین اعضای حرفه، تهیه کنندگان و استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری بر پایه ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی"، مجله حسابداری مدیریت، 6: 25-39.

    ریموند،پی .نوو، ترجمه علی جهانخانی و علی پارسائیان،1376،"مدیریت مالی"،انتشارات سمت.

    حجازی ،ر،قیطاسی ،ر،1390،"هموارسازی سود و عدم اطمینان اطلاعاتی"مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، سال سیزدهم، شماره 63. 78.

    احمدپور،ا،عدیلی،م،1392،" بررسی رابطه عدم تقار اطلاعاتی ومدیریت واقعی سود"،مجله پژوهش حسابداری مالی،شماره 18. 11.

     

     

     

    منابع لاتین:

    Akerlof, G., Spence, M., Stiglitz, J., (1970), “Markets with Asymmetric information”, At URL: http://www. Nobelprize.org\ Economist.

    Anthony, J.H., Ramesh, K., (1992), “Association between Accounting PerformanceMeasures and Stock Prices a test of the life cycle hypothesis”, Journal ofAccounting and Economics, 15: 203-27.

    Balk, E., (1998), “Life – Cycle Impacts on the Incremental Relevance of Earning and Cash Flow Measures”, Journal of Financial Statement Analysis Fall, pp.40-56.

    Bartoldy ,Jan,and Paula,Peare(2005), " Estimation of Expected return:CAMPVs Fama and French ".Intennatinal Review of Financial Analysis.14

    Bhattacharya, N., Desai, H., & Venkataraman, K., (2009), “Earnings quality andinformation”.

    Chen, L.H., (2009), “Income Smoothing, Information Uncertainty, Stock Returns, and Cost of Equity”, Working Paper, ARIZONA.

    Dechow, P., Dichev, I., (2002), “The quality of accruals and earnings: The roleof accrual estimation errors”, The Accounting Review, 77, 35-59.

    Dechow, P., Skinner, D., (2000), “Earning management: Reconciling the views of Accounting Academics, Practitioners and Regulators”, Accounting Horizons, vol 14, No. 2, pp. 235-50.

    Demski, J., Feltman, G.A., (1994), “Market response to financial reports”, Journal of Accounting and Economics, No, 17,2, PP. 3

    Elyasiani E., Jia, J.X., Mao, C., (2006), “Institutional Ownership Stability and the Cost of Debt”, Working paper 2006; Available at http:// ssrn.com/abstratct=943789

    Francisco Poveda Fuentes , (2009), “Long-run Abnormal Returns and Income Smoothing in the Spanish Stock Market”, Critical Perspectives on Accounting 20, 591–613.

    Glosten, L., Milgrom, P., (1985), “Bid-ask spread and transactions prices in a specialist market”, Journal of Financial Economics, No. 14(1), PP. 70-100.

    Jenkins, D.S., Kane, G.D., Valery, U., (2004), “The Impact of the Corporate Life Cycle on the Value Relevance of Disaggregated Earnings Components”, Review of Accounting and finance, Vol.3:5-20.

    Kim, J.B., Charlie Sohn, B., (2009), “Real versus Accrual-based Earnings ‎Management and Implied Cost of Equity Capital”, http: //ssrn.com/abstract=1297938.‎

    Kim, O., Verrecchia, R., (1994), “Market liquidity and volume around earnings announcements”, Journal of Accounting and Economics, No.17, 2, PP.41-67.

    Krinsky, I., Lee, J., (1996), “Earnings announcements and the components of the bid-ask spread”, The Journal of Finance, No. 51, 4, PP. 1523-1535.

    LaFond, R., Lang, M., Ashbaugh-Skaife, H., (2007), “Earnings Smoothing, Governance and Liquidity”, International Evidence. Working Paper.

    Michelson, S.E.J., Wotton, J.W.W., (1999), “Income Smoothing and Risk- Adjusted Performance”, Journal of Business Finance & Accounting.

    Roychowdhury, S., (2006), “Earnings management through real activities manipulation”, Journal ‎of Accounting and Economics, 42(3): 335–370.‎

    Roychowdhury, S., Kothari, S.P., and Mizik, N., (2012), “Managing for the Moment: The Role of Real Activity versus Accruals Earnings Management in SEO Valuation”, http://ssrn.com/abstract=1982826.

    Sugianis, T., (1996), “Zhe Value Relevancy of Research Development on Valuation of future Earnings”, Journal of accounting and Economic, Vol.21, pp128-142.

    Venkatesh, P.C., and Chiang, R., (1986), “Information asymmetry and the dealer are bid-ask spread: a case study of earnings and dividend announcements”, The Journal of Finance, No. 41, 5, PP.1089-11020.

    Watts, R., & Zimmerman, J., (1986), “Positive Accounting Theory”, Englewood Cliffs, Nj: Prentice-Hall, Inc.

    Xu, B., (2007), “Life Cycle Effect on the Value Relevance of Common Risk Factor”, Review of Accounting and Finance, Vol.6, pp.162-175.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت