پايان نامه جهت دريافت درجه كارشناسي ارشد
رشته روابط بين الملل
سال 1384
مقدمه :
خاورميانه به عنوان منطقه اي استراتژيك جايگاه عمده و حساسي در رقابتهاي دو ابر قدرت شرق و غرب در دوران جنگ سرد داشت و نقش يك محرك را در مداخلة ابر قدرتها ايفا مي كرد . پس از دوران جنگ سرد و فروپاشي شوروي نه تنها اين منطقه اهميت خود را از دست نداده بلكه بر اهميت آن نيز افزوده شده است . لذا درك و شناخت صحيح از تحولات منطقه خاورميانه ، براي ايران كه خود در اين منطقه قرار دارد ضروري و آگاهي از عملكرد دولتهاي منطقه نيز در اين راستا مي باشد .
سوريه به دليل موقعيت جغرافيايي و استراتژيكي ، يكي از مهمترين كشورهاي خاورميانه محسوب مي شود كه توانسته است در چند دهة اخير نقش مهمي را در روند تحولات منطقه اي ايفا نمايد . بدين لحاظ اين كشور جايگاه ويژه اي را در سياست خارجي ايران كه اولويت اصلي را در روابط خارجي بر همكاري با كشورهاي اسلامي و غير متعهد مي دهد ، به خود اختصاص داده است و نياز هست كه شناخت بيشتري نسبت به آن پيدا كرد . ايران و سوريه به عنوان دو كشور خاورميانه اي غير همسايه توانسته اند در دو و نيم دهة اخير بيشترين هماهنگيها را در روند تحولات منطقه اي و جهان اسلام كسب نمايند و به عنوان الگويي براي ديگر كشورهاي منطقه در همكاريهاي دو جانبه مطرح شوند حال پرسش اصلي اين است كه چه عواملي در بهبود و گسترش روابط دو جانبه مؤثر بوده است؟ علت هماهنگي در اكثر تحولات منطقه اي چه بوده است كه توانسته روابط اين دو كشور را به عنوان الگويي براي ساير كشورها در مناسبات دوجانبه تبديل كند ؟ اين پرسشي است كه بايد به آن پاسخ داده شود . ابتدا روابط و مناسبات سياسي دو كشور در دوران قبل از انقلاب اسلامي را مرور خواهيم كرد تا سيماي اصلي همكاري و الگومندي در روابط بعد از انقلاب روشن شود . سپس عوامل تأثير گذار را در همكاري و روابط دو جانبه با تأكيد بر عوامل منطقه اي تجزيه و تحليل مي كنيم هر چند كه ممكن است واقعيت امر چيزي غير از تحليل هاي عرضه شده باشد ، زيرا اصولاً هميشه بسياري از اطلاعات تا زمان مشخصي محرمانه باقي مي ماند و دسترسي به بعضي اطلاعات هيچ گاه امكان پذير نمي باشد .
در پايان با اعلام و اذعان به وجود نقايص و كاستي در رساله ، از زحمات اساتيد محترم و بزرگوار جناب آقاي دكتر اصغر جعفري ولداني در سمت استاد راهنما و جناب آقاي دكتر غلامعلي چگني زاده در سمت استاد مشاور ، تشكر و قدرداني مي شود كه حضرت علي (ع) فرموده است : من علمني فقر صيرني عبداً .
1ـ طرح و تبيين موضوع :
مطابق با اصل 152 قانون اساسي جمهوري اسلامي ، سياست خارجي ايران بر اساس "نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري ، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور ، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر ابر قدرتهاي سلطه گرو روابط صلح آميز با دول غير محارب استوار است . بنابراين ازديدگاه قانون اساسي رابطه با دول غير محارب مجاز شمرده شده است . همچنين طبق اصل 154 قانون اساسي ، جمهوري اسلامي سعادت انسان در كل جامعه بشري را آرمان خود مي داند و استقلال و آزادي و حكومت حق و عدل را حق همة مردم جهان مي شناسد. بنابراين در عين خودداري كامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملتهاي ديگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان حمايت مي كند .
پس علاوه بر رابطه با دول غير محارب ، برقراري رابطه با كشورهايي كه از لحاظ مواضع سياسي به ايران نزديك مي باشند در دستور كار سياست خارجي اين كشور قرار دارد .
سوريه كه در اين رديف ازكشورها قرار دارد جايگاه ويژه اي را در سياست خارجي ايران به خود اختصاص داده است به طوري كه از آن به عنوان كشور دوست و برادر ياد مي شود . وقوع انقلاب اسلامي در ايران و سقوط شاه ـ متحد استراتژيك اسرائيل در منطقه ـ باعث خشنودي سوريها كه خود را متولي مبارزه با اسرائيل مي دانستند ، شد و به حمايت از اين انقلاب پرداختند .
از ديد انقلاب اسلامي ، اسرائيل به عنوان پايگاه استعمار در منطقه و موجودي نامشروع و غير قانوني در قلب جهان اسلام ، مي بايست از بين برود و مبارزة عملي و همه جانبه اين امر را محقق مي سازد . در اين راستا ايران با كشور مصر به خاطر سازش با اسرائيل و خيانت به آرمان فلسطين و اعراب قطع رابطه نمود . همچنين سفارت اسرائيل در تهران را تعطيل و آن را به سازمان آزاديبخش فلسطين واگذار نمود .
اين گونه اقدامات عملي و حمايتهاي سياسي ايران از مواضع اعراب و فلسطينيان ، سوريه را در عملي كردن تز خود مبني بر برابري استراتژيك با اسرائيل مصمم تر كرد ؛ به علاوه بروز حوادث و رويدادهاي بعدي منطقه از جمله جنگ ايران و عراق و حملة اسرائيل به لبنان در سال 1982 ، سبب گرديد كه دو كشور ايران و سوريه تماسهاي بيشتري را با هم در جهت حل مسائل پيش آمده داشته باشند كه همين موارد زمينة تداوم گسترش روابط را عليرغم اختلاف سليقه در بعضي مسائل فراهم آورد .
بنابراين هدف پژوهش ، بررسي علل گسترش روابط سياسي ايران و سوريه بعد از وقوع انقلاب اسلامي در ايران مي باشد . و سعي براين است كه ضمن روشن كردن اين عوامل به تقويت آن و الگو سازي با توجه به شرايط و موقعيت ديگر كشورها در روابط با يكديگر پرداخته شود تا شاهد تحقق روابط دوستانه ميان كشورهاي منطقه و جهان اسلام باشيم .
2ـ ادبيات موضوع :
عليرغم حساسيت و اهميت موضوع يكي از نكته هاي جالب توجه در ارتباط با آن كم توجهي محققان و پژوهندگان اين رشته به اين مسأله مي باشد و كمتر تحقيق و كتابي در اين زمينه يافت مي شود كه به طور دقيق و موشكافانه به بررسي روابط پيچيدة ايران و سوريه پرداخته باشد . در اين ارتباط تنها گزارشها و مقالاتي به چشم مي خورد كه بيشتر به مسألة صلح و اقدامات سوريه و بررسي سطحي روابط ايران و سوريه و البته با ديدگاه وزارت خارجه اي پرداخته است .
3ـ علل انتخاب موضوع :
همان طور كه در مقدمه بيان شد درك و شناخت صحيح از تحولات منطقة خاورميانه و كشورهاي آن براي ايران كه خود در اين منطقه قراردارد و به عنوان تزديك ترين محيط جغرافيايي گسترده تر از كشورها محسوب مي شود ، ضروري مي باشد . در اين راستا بررسي روابط دو جانبه ميان ايران و كشورهاي منطقه نيز يكي از مهم ترين اقدامات شناخته مي شود . كشور سوريه كه به دليل مسائل ژئوپلتيك و هم جواري با رژيم اسرائيل به عنوان كشور خط مقدم جبهة اعراب و اسرائيل شناخته شده و اكنون نيز به عنوان كشور خط مقدم مخالف باروند فعلي سازش مطرح مي باشد ، جايگاه ويژه اي را در سياست خارجي ايران به خود اختصاص داده است . علاوه بر اهميت اين موضوع علاقة نويسنده به مسائل منطقه اي و جهان اسلام نيز سبب گرديد كه روابط سياسي دو كشور ايران و سوريه مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد .
4ـ سئوال اصلي و سئوالات فرعي :
سئوال اصلي : چرا روابط ايران و سوريه در مقطع بعد از وقوع انقلاب اسلامي بهبود و گسترش يافته و علل گسترش آن كدامند ؟
سئوالات فرعي :1. مسأله بحران خاورميانه تا چه اندازه در روابط سياسي ايران و سوريه مؤثر بوده است ؟
2. مسأله عراق و توسعه طلبي آن تا چه اندازه در روابط سياسي ايران و سوريه مؤثر بوده است ؟
3. پيمان تركيه ـ اسرائيل چه تأثيري در روابط سياسي ايران و سوريه داشته است ؟
4. ساختار نظام بين الملل در دوران نظام دو قطبي و پس از آن چه تأثيري بر روابط دو جانيه داشته است ؟
5 ـ فرضيه هاي تحقيق :
فرضيه اصلي : (( گسترش روابط ايران و سوريه در مقطع بعد از انقلاب اسلامي ناشي از دشمن مشترك يعني اسراييل و ديدگاههاي مشترك در ارتباط با برخي تحولات منطقه اي و تلاش در جهت كسب موازنة قدرت در برابر آن بوده است . ))
فرضيه هاي فرعي :1. (( انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مؤثر در گسترش روابط سياسي ايران و سوريه بوده است .))
2. (( ديدگاه مشترك دو كشور در ارتباط با مسأله فلسطين و اشغالگري اسرائيل از عوامل مهم تأثير گذار بر روابط سياسي دو كشور بوده است .))
3. (( پيمان نظامي راهبردي تركيه ـ اسرائيل در سال 1996 در منطقه و گسترش همكاريهاي دوجانبه، از ديگر عوامل تأثير گذار بر روابط و همكاري بين دو كشور بوده است . ))
6ـ تعريف مفاهيم :
در متن اين پژوهش مفاهيمي چون سياست خارجي ، روابط خارجي ، بحران خاورميانه و موازنه قدرت را ملاحظه مي كنيم كه بايد منظور خود را از اين مفاهيم و كاربرد آن مشخص و تبيين نماييم . تعريف اين مفاهيم از آن نظر ضروري و داراي اهميت است كه مبناي نظري اين پژوهش را تشكيل داده و در درك بهتر و عميق تر متن كمك مي كند . بنابراين در اينجا به اختصار به تعريف مفاهيم مورد نياز پرداخته مي شود :
سياست خارجي : سياست خارجي را بايد مجموعه اي از اهداف ، جهت گيريها ، روشها و ابزار در نظر گرفت كه يك حكومت در مقابل ساير واحدهاي سياسي بين الملل به منظور دستيابي به منافع ملي دنبال مي كند . سياست خارجي در نهايت سعي مي كند بر رفتار و كردار ساير كشورها و نتيجتاً بر كل نظام بين الملل اثر بگذارد ، ضمن اينكه متقابلاً از محيط خارجي تأثير مي پذيرد .(1)
روابط خارجي : شامل آن دسته از روابطي مي شود كه به عنوان امري رسمي ، ابتكار آن با حكومتها بوده و توسط آنها هدايت مي شود . و از روابط بين گروهها ، سازمانها و احزاب و سنديكاها متمايز مي باشد و داراي ابعاد سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و … مي باشد .(2)
بحران خاورميانه : منظور درگيريها و جنگهاي اعراب و اسرائيل از سال 1948 تا زمان كنوني و وجود موجوديتي به نام اسرائيل مي باشد .
موازنه قدرت : كه به موجب آن ، بايد چنان موازنه اي بين قدرت دولتها برقرار شود كه مانع چيرگي يكي يا گروهي از آنها بر سايرين باشد تا در نتيجه ، صلح محفوظ بماند .(3)
7ـ متغييرها :
روابط سياسي ايران و سوريه متغيير وابسته و موجوديتي به نام اسرائيل و برخي تحولات منطقه اي متغيير مستقل مي باشند .
8ـ روش تحقيق :
اين رساله با كمك از وقايع تاريخي به تحليل روابط سياسي ايران و سوريه پرداخته است . چرا كه در بررسي روابط دوجانبه آنچه كه مشخص كننده رفتار كشورها مي باشد همين اتفاقات و اقداماتي است كه به مرور به وقايع تاريخي تبديل شده است . بنابراين روش تحقيق تاريخي ـ توصيفي و تحليلي است .
9ـ موانع و محدوديتهاي تحقيق :
كمبود منابع به زبان فارسي و عدم توجه محققان اين رشته به اين مسأله و پراكندگي اطلاعات در اين رابطه ، سبب ايجاد محدوديتها و مشكلاتي در تحقيق گرديد . علاوه بر اين محرمانه بودن و عدم دسترسي به اطلاعات از ديگر مشكلات قابل ذكر در اين مورد است .
10ـ سازماندهي تحقيق :
با توجه به طرح موضوع و سئوال اصلي و همچنين فرضيه تحقيق پايان نامة حاضر در فصول ذيل مورد مطالعه و بررسي قرار ميگيرد :
فصل اول : كليات طرح پژوهش ؛
فصل دوم : اصول و اهداف سياست خارجي به طور اعم و سياست خارجي ايران و سوريه به طور اخص ؛
فصل سوم : بررسي پيشينه روابط سياسي ايران و سوريه با عنايت به روابط ايران و اسرائيل؛
فصل چهارم : بررسي روابط دوجانبه بعد از انقلاب اسلامي در ايران تا پايان جنگ ايران و عراق ؛
فصل پنچم : بررسي روابط دو كشور پس از جنگ تا زمان درگذشت حافظ اسد رئيس جمهور سوريه با توجه به عوامل تأثير گذار در اين مقطع زماني ؛
فصل ششم : نتيجه گيري .
فهرست منابع و مآخذ :
1ـ فارسي
الف ـ كتابها
آقا بخشي ، علي و مينو افشاري راد ، فرهنگ علوم سياسي ، (تهران : نشر چارپار ، 1379).
احتشامي ، انوشيروان ، سياست خارجي ايران و دوران سازندگي (اقتصاد ، دفاع ، امنيت) ، ترجمة ابراهيم متقي و زهره پوستين چي ، (تهران : انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي ،1378).
ازغندي ، عليرضا ، روابط خارجي ايران (دولت دست نشانده)، (تهران : انتشارات قومس، 1376) .
اسداللهي ، مسعود ، از مقاومت تا پيروزي (79ـ1361) ، (تهران: مؤسسه انديشه سازان نور،1379) .
السن ، رابرت ، مسأله كرد و روابط ايران و تركيه ، ترجمه ابراهيم يونسي ، (تهران : انتشارات پانيذ ، 1380) .
امامي ، محمدعلي ، بررسي روابط سياسي سوريه و عراق در دهة 80 ، (تهران : انتشارات وزارت امور خارجه ، 1374) .
امامي ، محمدعلي ، سياست و حكومت درسوريه ، ( تهران : انتشارات وزارت امور خارجه،1376) .